میم. معلّق
رفتن به کانال در Telegram
نه فقط بین ترس و امید یا پزشکی و ادبیات، بین شعر و ویرایش و داستاننویسی و زبانشناسی معلّقم و البته میمِ مولوی هم نیستم! #رزیدنت_زنان https://t.me/mimmostanad http://t.me/HidenChat_Bot?start=175370828
نمایش بیشتر1 373
مشترکین
-124 ساعت
-87 روز
-4230 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26نوامبر '26
نوامبر '26
+3
در 0 کانالها
اکتبر '26
+41
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '26
+83
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '26
+157
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+171
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+87
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+20
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+37
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+18
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+119
در 11 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+76
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+50
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+78
در 11 کانالها
Get PRO
اوت '25
+280
در 18 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+22
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+7
در 1 کانالها
Get PRO
مه '25
+76
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+51
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+84
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+10
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+44
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+19
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+35
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+26
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+233
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+110
در 7 کانالها
Get PRO
مارس '24
+15
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+40
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+390
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 نوامبر | 0 | |||
| 07 نوامبر | 0 | |||
| 06 نوامبر | 0 | |||
| 05 نوامبر | 0 | |||
| 04 نوامبر | 0 | |||
| 03 نوامبر | +3 | |||
| 02 نوامبر | 0 | |||
| 01 نوامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | کشیک صدوچهلونه
۱۴ آبان ۰۵
سایه اکلیلی زدم زهرشو بگیره. | 357 |
| 3 | اَه اَه!
چقدر حوصلهسربر شدم! | 431 |
| 4 | کانال روزمرهنویسی یک رزیدنت افسردۀ زنان: 👆😐 | 462 |
| 5 | نه ولش کن، امروز حوصله ندارم.
الان میشینم یهکم کتاب میخونم. ظرفها رو میشورم. لباسها رو میریزم توی ماشین. دوش میگیرم و زودتر مثلاً حدود ساعت ده میخوابم که فردا بتونم پنج بیدار بشم.
خرمالو هم میخورم. یادم نبود خرمالو دارم! | 450 |
| 6 | راستی من یهبار قرار بود از قفسههای کتابخونهم عکس بفرستم اینجا. | 430 |
| 7 | البته دهبیست صفحهای از بیصدایی خوندم دیشب.
شاید امروز یهکم دیگه خوندم ازش. | 362 |
| 8 | چندتا کتاب جدید خریدم پریروز که بذارم کنار بقیه کتابهای نخونده.
هنوز کتابخریدن برام لذتبخشه با این که میدونم تا مدتها شاید نتونم بخونمشون. | 452 |
| 9 | استاد محبوبم یه بار که داشتیم با هم سونو میکردیم میگفت توی رزیدنتیش، برای هر کشیک فکر میکرده یه چالشه، یه مسابقه است، یه ماراتونه که باید موفق ازش بیرون بیاد. | 402 |
| 10 | الان احتمالا شما هم دیگه نمیپرسین چرا کمحرف شدم.
چون تنها حرفهایی که برای زدن دارم این روزها غر و غم بیکرانه. | 426 |
| 11 | چند وقت پیش چندتا از ماماها و سالبالاهای محبوبم هم به روم اوردن که خیلی کمحرف شدی نسبت به اوایل. | 402 |
| 12 | چندین ماهه، حتی دفعۀ آخری که رفتم خونه و رفتیم مسافرت، نتونستم برم سر مزار مامان و چند روز پیش داداشم عکس فرستاد که برای مزار مامان سنگ انداختن و الان حس میکنم مزارش هم برام غریب شده. | 370 |
| 13 | من واقعاً بعضی لحظهها مثل الان، از آب تشنهترم به این که بتونم زنگ بزنم به مامانم غر بزنم و جواب بده خیلی خب باشه درست میشه دیگه غر نزن! | 370 |
| 14 | امروز ساعت ۵ عصر تازه برگشتم و فردا باید ساعت ۵:۳۰ صبح بیمارستان باشم و از فردا پنجتا کشیک یه روز در میون دارم که یکیش با سالبالای نامحبوبمه و سهتاش مورنینگ دارم و از همین الان خستگی سروکلهزدن با آبزرورها رو دارم حس میکنم.
کاش جلوجلو نمیشمردم اینها رو! | 410 |
| 15 | بچهها،
من واقعاً حس میکنم روح سرزندهم کرخت و دیدم تیرهوتار شده!
نمیدونم چقدرش از آسیب روحی مرگ سوگ مامانه و چقدرش از گذروندن سالیکی زنان، ولی این «من» رو دوست ندارم!
تراپیستم هی میگه به خودت فرصت بده، به خودت فرصت بده. به خودم فرصت میدم باشه. ولی اگه درست نشد چی؟! | 391 |
| 16 | آبزرورهامون زیادن واقعاً. حس میکنم بهخاطر تعدادشون آموزش و راهانداختنشون سختتره. هنوز تقریباً هیچکدومشون نیست که بتونم روی حواسجمعیش حساب باز کنم.
بهشون حق میدم الان کارها دستشون نیومده باشه ولی بعضیهاشونو به خاطر حواسپرتیهای خیلی زیاد یا اخلاق و ایناشون دوست ندارم.
انگار توی ذهنم علاوهبر سالبالاهای محبوب، سالپایینهای محبوب هم داره شکل میگیره که احتمالاً تا اون موقع که سالپایینها راه بیفتن پدرم در اومده.
#رزیدنت_زنان | 375 |
| 17 | دیگه اینکه تا اینجا داشتن سالپایین آبزرور، از نداشتنش بدتره!
همۀ کارهایی که تا دو هفته قبل تنهایی با یهدونه اینترن انجام میدادیم و مشکلی پیش نمیومد، الان بعد از هزاربار چرخیدن بین این و اون آبزرور و اینترن و... آخرش انجام نمیشه و آخر فرداش بهخاطر همون کارهای کوچک دعوا میشیم.
مجبوریم هر کار رو ششبار به آبزرور و اینترن بسپریم و هشت بار چک کنیم و آخر انجام نشده باشه، خودمون انجام بدیم.
همهچیز خستهکنندهتر شده.
چندوقت پیش یکی از سالبالاهای محبوبم گفته بود که اوایل اومدن سالپایینهای جدید شرایط طاقتفرساتر میشه و تازه میفهمم منظورش چی بود. | 377 |
| 18 | پریروز جلسه مورتالیته (مرگومیر) برای این مادر بود.
و خیلی ترسناک و سنگین بود. شبیه جلسه بازجویی بود. دونهدونه ماماها و رزیدنتها و پرسنل و... که طی بستری این بیمار مسئولش بودن رو بلند میکردن و درباره چیزهایی که رخ داد و نوتهایی که برای بیمار گذاشته بودیم و... میپرسیدن.
این تازه جلسۀ دروندانشگاهی بود و جلسات اصلیش مونده و هنوز گزارش رسمی پزشکیقانونی درباره علت مرگش منتشر نشده.
فعلاً دوسه نفری تعلیق شدن یا به کمیته انضباطی و... معرفی شدن تا نتایج نهایی معلوم بشه. (من نیستم بینشون!)
ولی کلاً از بعد این مرگ مادر همهچیز خیلی سختگیرانهتر و over diagnostic و جو سنگینتر شده.
و خب احتمالاً یهکم که بگذره و علت مرگ مشخص بشه و حساسیت استادها به حالت طبیعیشون برگرده شرایط بهتر بشه. | 413 |
| 19 | چون پرسیده بودین چرا اینقدر کمحرف شدم. | 369 |
| 20 | خب چیا هست که اینجا تعریف کنم؟ | 373 |
