اشعار مهدی ملکی الف
Открыть в Telegram
کتابهای چاپ شده از من👇 جنون عشق چشم اشکبار کوچههای سرد آرام من گرداب دریای مستی سیب سرخ بیتهای ناب
Больше719
Подписчики
Нет данных24 часа
+67 дней
+630 дней
Архив постов
با عشق تو لحظههای بهتر دارم
دنیای قشنگ و ناب و محشر دارم
زیباییِ مهر ماهِ فصلم هستی
همراهِ تو پاییزِ معطر دارم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
گیج و مست
چشمای خیلی ناز و پر عشقِت قشنگن
من با نگاهِت شاعری دیوونه هستم
تا با تو هستم حال من هر لحظه خوبه
من با تو و لبخند و چشمِت گیج و مستم
خوبی و قلبِت شک ندارم غرقِ عشقه
خوشبخت هستم بس تو با من مهربونی
من لحظهای آرامشم پایان نداره
دردی ندارم بس تو واسم روح و جونی
من با تو هستم حسِ خوش دارم همیشه
غمگین نمیشم با تو من ای عشقِ زیبا
زیباترین تصویرِ این دنیا تو هستی
زیباتری هر لحظه از امواجِ دریا
این فصل حتی با تو غمگین نیست هرگز
من با تو باشم روز و شب زیباست پاییز
دنیا نباید با تو واسم سرد باشه
غمگین نباید باشه این بارونِ یکریز
باید که با گرمای عشقِت زنده باشم
این قلب بی آغوشِ گرمِت ناتوانه
با چشمِ پر عشقِت دلم درگیرِ غم نیست
عاشقترینم تا که قلبِت بی کرانه
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
آتش سخت
غرقِ دلتنگیِ پاییز نبودم ای کاش
غرقِ دنیای غم انگیز نبودم ای کاش
بی تو ویرانم و ابریست هوایم هر روز
خیسِ این گریهی یکریز نبودم ای کاش
بارِ دیگر دلِ پر حسرت من غمگین است
از غمت اینهمه لبریز نبودم ای کاش
باز در آتش سختت تنِ این عاشق سوخت
در تبی فاجعه آمیز نبودم ای کاش
باش دائم که نباشد غم و ویرانیِ من
باز در ننگم و ناچیز نبودم ای کاش
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
پاییزِ مرا زرد نخواهی ای کاش
دنیای مرا سرد نخواهی ای کاش
برگرد که هر ثانیه غمگین نشوم
در قصهی من درد نخواهی ای کاش
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
نبود تو
کافیست برایم غمِ بسیارِ نبودت
بر زندگیام اینهمه آوارِ نبودت
باید برود از دل من آتشِ دوری
دائم شدهام بی تو گرفتارِ نبودت
اینگونه به من عشق تو خنجر نزند کاش
سخت است برایم غمِ پیکارِ نبودت
برگرد که در قصهی من حالِ خوشی نیست
سهمم شده تنهایی و تکرارِ نبودت
غمگینم و باید برود درد تو از شعر
هر صفحه برایم شده اشعارِ نبودت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
دلتنگترین
دیوانه و آواره و بی جان نشوم کاش
با یاد تو هر لحظه پریشان نشوم کاش
سخت است که آغوش تو در قصهی من نیست
من اینهمه با درد تو ویران نشوم کاش
هر ثانیه سرد است جهان بی تو برایم
من بی تو دگر غرقِ زمستان نشوم کاش
برگرد که تاریکی این شهر نباشد
آوارهی شبهای خیابان نشوم کاش
دلتنگترین خواست مرا عشق تو آخر
بی چهرهی زیبای تو حیران نشوم کاش
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
همراهِ منی همیشه در عالم من
خوب است که هر لحظه تویی مرهم من
تا گیج تو هستم دل من ویران نیست
با عشق تو رفت از جهانم غم من
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
عشقِ دلگیر
زیباترین احساسِ من در روزگارم باش
هر لحظه در دنیای من تنها تو یارم باش
ویران شدم از دردِ تنهایی و حسرت ها
پایانِ هر تنها شدن یا انتظارم باش
آواره هستم بار دیگر در جهانی سرد
در فصلِ سرمایی که غم دارد بهارم باش
سخت است وقتی عشق را دلگیر میخواهی
من بی تو غمگین میشوم، قدری کنارم باش
اطرافِ چشمم روز و شب دنیای تاریک است
پایانِ غم در قصهی خاموش وارم باش
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
گیجِ خوشبختی
بی تو باشم حالِ قلبم خوب نیست
زندگی تنها کنارِت بهتره
با تو زیبا میشه این دنیای سخت
با تو باشم روزگارم محشره
فصلِ پاییزی که دارم زرد نیست
گرم میشن با تو این شبهای سرد
حالِ خوش دارم کنارِت روز و شب
غرقِ عشقم تا تویی پایانِ درد
با نبودِت زندگی دلگیر بود
سخت میشد بی تو واسم روزگار
بی تو احساسی که دارم خوش نبود
غرقِ هر پاییز بودم بی بهار
گیجِ خوشبختی شدم با بودنِت
من دلی پُر عشق دارم مست و شاد
با تو من هر روز خوشحالم فقط
بی تو من حتی نمیخندم زیاد
لحظهای حالم کنارِت سخت نیست
تا تو واسم بهتر از هر مرهمی
پیش من زیباترین دنیا تویی
بهتر از هر قصه یا هر عالمی
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
با عشق تو شبهای خیابان زیباست
پاییز و بهار و هر زمستان زیباست
هر قسمت دنیا که تو هستی خوب است
هر ثانیه همراه تو تهران زیباست
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
درگیرِ پریشانی
سخت است برایم غمِ ویرانیِ عشقت
دیوانگی و کوچهی بارانیِ عشقت
غمگینم و احساسِ خوشی در دل من نیست
از قصهی دلگیرِ زمستانیِ عشقت
آواره و پر حسرت و ویرانه و گیجم
قلبم شده درگیرِ پریشانیِ عشقت
باید چه کنم سهم مرا درد نخواهی
آخر شدهام آدمِ قربانیِ عشقت
دریای تو امواجِ غمش آمده در عشق
دائم شدهام شاعر طوفانیِ عشقت
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
درد است درونِ روزگاری غمگین
پاییز و زمستان و بهاری غمگین
تا حسرت حالِ خوب در جان من است
سخت است همیشه انتظاری غمگین
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
با عشق تو روزِگار من آباد است
از درد همیشه جان من آزاد است
خوب است که پایانِ غمم شد عشقت
هر ثانیه با عطر تو قلبم شاد است
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
غوغای درد
بی ساحلت هر لحظه در دریای دردم
من روز و شب آواره در دنیای دردم
گرمای جانت را بیاور در جهانم
تا در زمستانهای پُر سرمای دردم
پایان ندارد در وجودم داغ عشقت
برگرد وقتی خسته از غوغای دردم
ویران نخواهی کاش دنیا را برایم
دیوانهام، آوارهام، رسوای دردم
پایان ندادم بی تو در شعرم غمت را
من شاعری هستم که در رویای دردم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
در جنگ بودن
پایان ندادی دردِ این دلتنگ بودن را
با داغِ عشقت روز و شب در جنگ بودن را
دائم غم انگیز است وقتی در تو میبینم
قلبی به دور از عشق و همچون سنگ بودن را
رفتی که این عاشق فراموشت شود آخر
من دائما حس میکنم کمرنگ بودن را
فریاد من در عاشقت کردن دگر کافیست
آخر تمامش میکنم در ننگ بودن را
سخت است وقتی روزگارم بی تو غمگین است
پایان ندادی دردِ این دلتنگ بودن را
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
درمان من
دیوونهی چِشمای نازِت میشه این دل
وقتی نگاهم میکنی با چشمِ زیبات
دائم تو هستی توی اشعاری که میگم
زیباست وقتی غرق میشم توی رویات
من با تو و آغوشِ گرمِت زنده هستم
هر لحظه عشقِت واسه قلبم روح و جونه
با بودنِت احساسِ خوش دارم همیشه
خیلی تو زیبایی و قلبِت مهربونه
اینجا نمونی زندگی تاریکه واسم
این شهر وقتی بی تو باشم سرد و تاره
آوارهی دنیای دشوارم نباشی
تنها پناهم قلبِ پر احساسِ یاره
درمان من غیر از تو چیزی نیست هرگز
دردی که من دارم کنارِت خوب میشه
باید بمونی تا دلم خوشبخت باشه
با بودنِت عاشقترین هستم همیشه
از فصل من سرما جدا شد با تو آخر
من با تو دائم فصلی از عشقم، بهارم
تا با تو هستم حالِ خوش پایان نداره
غمگین نشد هرگز کنارِت روزگارم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
آوارهی تو
روز و شب شاعر چشمان تو باید بشوم
یا که هر لحظه غزل خوان تو باید بشوم
حالِ خوش را تو فقط در دل من میسازی
بوسهام کن که پریشان تو باید بشوم
غرقِ آغوشِ خودم باش که سرما برود
فصلِ خوش بعد زمستان تو باید بشوم
بار دیگر دل من یکسره آوارهی توست
گیج و دیوانه و حیران تو باید بشوم
شهر بی عطر تنت بار دگر غمگین است
مستِ عطری ز تو و جان تو باید بشوم
#مهدی_ملکی_الف
@mahdimaleki_a
