es
Feedback
اشعار مهدی ملکی الف

اشعار مهدی ملکی الف

Ir al canal en Telegram

کتاب‌های چاپ شده از من👇 جنون عشق چشم اشکبار کوچه‌های سرد آرام من گرداب دریای مستی سیب سرخ بیت‌های ناب

Mostrar más
734
Suscriptores
Sin datos24 horas
+107 días
+230 días
Archivo de publicaciones
دنیای سخت شاعری آواره خواهم شد در این دنیای سخت کاشکی آسان شود امروز یا فردای سخت بار دیگر حالِ خوبی در جهانم نیست نه آدمی دیوانه‌ام پیوسته در رویای سخت آخرش با لحظه‌های غرقِ غم باید چه کرد؟ تا که غمگین است این تقدیرِ بی معنای سخت بر دلم امواجِ طوفانی نمی‌خواهم دگر در وجودش غرق می‌خواهد مرا دریای سخت کِی بهارش می‌رسد این سالِ دائم سرد من؟ تا که اینجا مانده‌ام هر لحظه در سرمای سخت #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

یارِ من غرقِ دردم تو ولی یکسره درمان هستی مرهمی بر دلِ پر درد و پریشان هستی خوب و زیبایی و گرمای وجودت اینجاست فصلِ سرسبزی و پایانِ زمستان هستی دور کردی غمِ تنهاییِ من را آخر یارِ من در دل شب‌های خیابان هستی عشق تو شعر مرا بار دگر زیبا ساخت حسِ آرامشِ این شاعر ویران هستی درد را از منِ آشفته جدا می‌خواهی تا چنین بر دلِ ویرانه‌ی من جان هستی #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

گرمای تنت کاش کنارم باشد تا عشق درونِ روزگارم باشد کافی‌ست همیشه در زمستان بودن آغوش تو باید که بهارم باشد #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

صمیمی تا مرا شاعر دیوانه بخواهی سخت است بر دلم کلبه‌ی ویرانه بخواهی سخت است نور را از دلِ کاشانه‌ی من دور نکن روزِ تاریک در این خانه بخواهی سخت است پیش من باش که اطراف تو باشد قلبم غیر من عاشق و پروانه بخواهی سخت است دوست دارم که فقط با تو صمیمی باشم تا مرا آدمِ بیگانه بخواهی سخت است شاد کن قصه‌ی دلگیر مرا با عشقت حالِ خوش را که تو افسانه بخواهی سخت است #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

درمان من دلِت وقتی که با من مهربونه جهان واسم پر از احساسِ زیباست به آرامش رسیدم مثلِ ساحل بمون وقتی وجودِت مثلِ دریاست به من احساسِ خوش میدی همیشه کنارِت ذره‌ای غمگین نمیشم نباید بی تو باشم توی دنیا بمون هر لحظه و هر روز پیشم نمیدونم چه کاری کرده چِشمات که سهمم با تو دنیایی قشنگه کنارم باش وقتی دردِ دوری شبیهِ قصه‌ی غمگینِ جنگه زمستون نیست با گرمای این عشق تو با عطرِت بهاری سبز هستی تو با عشقِت شرابی واسه قلبم که غرقم توی این دریای مستی تو درمانی برای دردِ احساس که آغوشِت فقط پایانِ درده بمون تا فصلِ سرما دور باشه نباشی کوچه‌های شهر سرده #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

عاشق شدم و غرق جهانی آرام راهی شده‌ام در آسمانی آرام آرامش چشم‌های پر احساست بخشید به شعرم دل و جانی آرام #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

دردِ دوری در سینه‌ی من بار دیگر دردِ دوری‌ست در زندگی هر شب هوای سردِ دوری‌ست برگرد وقتی زنده بودن بی تو سخت است در سرنوشتم قصه‌ی نامردِ دوری‌ست باید که آخر در بهاری سبز باشم وقتی که دائم فصل‌های زردِ دوری‌ست من عابری دلتنگ و گیجم بی تو هر شب عمری‌ست اینجا شاعرت شبگردِ دوری‌ست حتی کمی پایان ندارد دور بودن در سینه‌ی من بار دیگر دردِ دوری‌ست #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

بعد از تو بد است این غم انگیز شدن با یاد تو آواره‌ی پاییز شدن برگرد که هر لحظه برایم سخت است تنهایی و از درد تو لبریز شدن #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

پایانِ غم‌ها بعد از تو این دیوانه‌ات همدم ندارد وقتی که هستی روزگارم غم ندارد آرام من! این مردِ پر احساس و عاشق آرامشی غیر از تو در عالم ندارد آغوشِ گرمت تا چنین پایانِ غم‌هاست این دردها غیر از خودت مرهم ندارد با بودنت غم نیست در اشعار من نه با عطر جانت شعر من ماتم ندارد زیبا نخواهد شد جهان وقتی نباشی بعد از تو این دیوانه‌ات همدم ندارد #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

با عطر تو در هوای ناب است دلم با عشق تو لبریزِ شراب است دلم در ساحل من باش که وقتی بروی هر ثانیه دریای عذاب است دلم #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

سیاره‌ای از عشق وقتی که اینجایی جهانم با تو زیباست حتی زمستان یا خزانم با تو زیباست در شهرِ تاریکم تو همچون ماه هستی لبریزِ نوری، آسمانم با تو زیباست بسیار کن این حسِ خوش را در وجودم احساس من در روح و جانم با تو زیباست من تا ابد لبریزِ لبخندم کنارت این خنده‌های جاودانم با تو زیباست سیاره‌ای از عشق هستی در جهانم وقتی که باشی کهکشانم با تو زیباست #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

بهاری سبز هرگز زمستان نیست با گرمای آغوشت سرما ندارد بی گمان دنیای آغوشت پیوسته در امواجِ عشقت مانده این شاعر دائم دلم غرق است در دریای آغوشت با بودنت حتی کمی در زندگی غم نیست غمگین نباشد قصه‌ی زیبای آغوشت لبریزِ عشقت کرده‌ام هر شب غزل‌ها را اشعار من زیباست با رویای آغوشت در قصه‌ام همچون بهاری سبز خواهی بود هرگز زمستان نیست با گرمای آغوشت #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

سازنده‌ی روزگارِ زیبای منی ویران توام که یارِ زیبای منی تا عطر تو پایانِ زمستانِ من است یعنی که خودت بهارِ زیبای منی #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

تنها خودت بی عطر جانت زندگی زیبا نخواهد شد دریای من چیزی به جز صحرا نخواهد شد وقتی نباشی کلبه‌ای تاریک خواهم داشت سهمم دگر دنیای پر معنا نخواهد شد تنها خودت دلتنگی‌ام را دور خواهی کرد هرگز دلم با بودنت تنها نخواهد شد وقتی که از گرمای آغوشت جدا باشم سهمم به غیر از قصه‌ی سرما نخواهد شد آرام من! گرمای عشقت تا کنارم نیست لبخند بر لب‌های من پیدا نخواهد شد #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

خسته و دیوانه رفتی که مرا خسته و دیوانه بسازی دلتنگِ خودت در دلِ این خانه بسازی سخت است که طوفان شوی و با غمِ عشقت دنیای مرا یکسره ویرانه بسازی برگرد که هر ثانیه با شمعِ وجودت از شاعر عاشق شده پروانه بسازی زیباست اگر بار دگر نورِ تنت را مهتابِ خودم در شبِ کاشانه بسازی با اینکه دلم پیش تو احساسِ خوشی داشت رفتی که مرا خسته و دیوانه بسازی #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

با عشق تو دیوانه که باشم زیباست آواره و ویرانه که باشم زیباست با شمعِ وجودت همه جا نورانی‌ست اطراف تو پروانه که باشم زیباست #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

شعر و اجرا: #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

غمگین و بی تاب عمری‌ست سهمم بی تو این چشمانِ بی خواب است تقدیرِ بی بارانِ من صحرای بی آب است در شعر من امواجِ غم‌ها را ببینی کاش وقتی که دائم شاعرت غمگین و بی تاب است لبریز کن از عطرِ جانت روزگارم را وقتی فقط با بودنت این زندگی ناب است آرام من! بعد از تو تصویرت فقط اینجاست برگرد وقتی چشم‌هایم خیره بر قاب است در قصه‌ام مانندِ ساحل کن وجودت را دریای احساساتِ من درگیرِ گرداب است #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

باید که تو مانندِ مداوا بشوی بر جانِ زمستان‌زده گرما بشوی در قصه‌ی طوفانیِ امواجِ دلم ای کاش خودت ساحل دریا بشوی #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a

شعر و اجرا: #مهدی_ملکی_الف @mahdimaleki_a