ru
Feedback
SevenHells

SevenHells

Открыть в Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Больше
484
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-1030 день
Архив постов
من «خوابه بذار گوشی‌م رو سایلنت کنم»پرسن بودم. تو «به، چاکر آقای گلسری! با ولوم ۷۰»پرسن. نفرین.

جنگ منطقهٔ ما هم بالاخره امروز تموم شد (برقمون رفت)

جواب آزمایشم اومد. باید دوباره برم دنبال دکتر و بیمارستان و داروخونه. مبارک بدخواهام. *طناب و چهارپایه را به لیست دیجی‌کالا اضافه می‌کند*

۲۲ ساعته نخوابیدم. من برای این نخوابیدن‌ها زیادی پیر شدم. وقتشه با هر زور و فشار و تهدیدی که شده ساعت خوابم رو سر جاش نگه دارم. الانم حاضرم یک سال از عمرم رو بدم، همین رو برم برای دوازده ساعت خواب.

زندگی من در یک دقیقه و شانزده ثانیه.

چرا کف پای گربه‌ها بو می‌ده؟ چرا بهم نگفته بودین؟ ترکیب بوی برنج و جوراب می‌ده. دیدم پاش رو کلی تمیز کرد، گفتم موقعیت خوبیه. رفتم بوسش کنم، بوش به مشامم خورد و عقب کشیدم. disGUSting.

عکس نرم.
عکس نرم.

هنوز کار امروزم (دیروزم) رو شروع نکردم. صفت صبح باید تحویل بدم. 🤡🤡🤡 کاش می‌شد آینه رو کتک بزنی خودت دردت بگیره.

Repost from هرزعلف
خاطرات خوب هم خیلی عجیبن. پیش خودت می‌گی ایول تو این زندگی به درد نخور حداقل چهارتا خاطره خوب دارم که باهاشون لبخند بزنم. همین‌که یادشون می‌افتی کل عضلات صورتت از کار می‌افتن و تنها کاری که می‌تونی بکنی، زل زدن به سقفه.

آرزو می‌کنم یک روز بتونم اندازهٔ ژیژک واقعی باشم. خود واقعی خالی‌م. هوش، خودآگاهی و عزت نفس بالایی می‌خواد که بتونی اینقد صادق و خالص باشی. او اسطورهٔ من است. :(

Repost from چتمارس.
photo content

مردا واقعا قشنگن. حیف بیشترشون عقل ندارن.

چند روزه یه تیکه‌ای از تراماهای قدیمی‌م باز شده که بسته نمی‌شه به این زودیا. لطفا برگردیم به دوران گذشته (هفتهٔ پیش) که تراماهای قبلی رو تپونده بودیم ته مغزمون و فقط ترامای جنگ مرور می‌کردیم. حاضرم از صدای کفگیر بترسم ولی به گذشته فکر نکنم.

کاشکی این دو سالی که باید درس بخونم سریع‌تر بگذره. برای ویراستاری دیگه هیچ شوقی ندارم و جونم در می‌آد سر همه‌چیز. 🕯🕯🕯🕯کار خوب. بردگی در سیستم کاپیتالیست. پول. 🕯🕯🕯🕯🕯🕯

چهارم جولای . A summer day in the woods by Peter Mork Mönsted,1891.
چهارم جولای . A summer day in the woods by Peter Mork Mönsted,1891.

خواب تب‌بار و چشم خمار از گریه می‌خوام. از اینا که چشمت می‌سوزه، سرت درد می‌کنه ولی حتی حوصله نداری آب بخوری و فقط بیهوش می‌شی و با مرده فرقی نداری. ۱۴ ساعت می‌خوابی و بیدارت نمی‌کنن و وقتی بیدار می‌شی هم کسی بهت کاری نداره. پوچ و شناور و خالی، صرفا درحال ریکاوری، تا مغزت همه‌چیز رو بپوشونه و دوباره زنده بشی. شاید ناسالم باشه ولی از سالمش هم چیز زیادی بهمون نماسیده حالا همچین.

فکر کنم هزار بار در دو هفتهٔ اخیر این انیمیشنه رو دیدم. شعر عالی. اجرا محشر. انیمیشن فوق‌العاده. هر هزار بار مو به تنم سیخ شده.

اینقد بهش گفتم لوبیاشاه، باورش شده شاهه. یه‌جوری فیف می‌کرد به من و دوستم انگار خونه مال اونه. (که البته هست. ما رعایای ایشانیم.)

photo content