3 383
Подписчики
+324 часа
-47 дней
-3130 дней
Архив постов
3 383
سرش را بلند کرد و گفت: دشمن زیاد داری.
نگاهش کردم، خندیدم و گفتم: دشمن؟
اینها دوستهاییاند که تازه نقاب برداشتهاند.
آدم اگر هیچ دوستی نداشتهباشد،
اگر کسی را به خلوتش راه نداده و جای زخمهاش را به کسی نشان ندادهباشد
دشمن از کجا پیدا کند؟
@gitmit
3 383
میدونی من آدم صفر و صدی هستم،
یعنی یا برای یکی تا پای جونم هستم
یا یه جوری نیستم که انگار هيچوقت نبودهام
و این بستگی به خود آدما داره.
هيچ وقت نصفه و نیمه نیستم
و آدمای نصفه نیمه هم توی زندگیم راه نمیدم.
من آدم تکلیف روشنیم
و از آدمای تکلیف روشن هم خوشم میاد.
@gitmit
3 383
این روزها دلم، یک غریبهی امن میخواهد.
یک نفر که مرا از جنگل سرد و تاریکی که
در آن گُم شدهام نجات بدهد،
به کلبهی دنج و گرم خودش ببرد،
برایم چای بریزد،
و بیآنکه بپرسد چرا و از کجا میآیم، مقابلم بنشیند،
حرفهای مرا بشنود،
شانههای مرا برای تسکین بفشارد،
و حالم که خوب شد، نپرسد کجا؟
فقط راه برگشت را نشانم بدهد،
در آغوشم بگیرد، برایم آرزوهای خوب کند،
و از او که دور شدم، احساس کنم خدا را
در کالبد یک انسان ملاقات کردهام، که اینقدر آرامم.
دلم این روزها، یک غریبهی امن میخواهد...
@gitmit
3 383
بدترین اشتباه زندگیم این بوده که؛
همیشه ضربه هایی که توی زندگیم خوردم
فقط و فقط یه دلیل داشت،
اونم این بود که آدمای ارزون برام گرون تموم شدن!
یعنی من بخاطر آدمی که هیچ ارزشی نداشت
تمام خودمو گذاشتم
و تو روی خیلی از آدمای با ارزش زندگیم وایسادم
و این باعث شد من از سمت آدمای بی ارزشی ضربه بخورم
که حتی ارزش یه لحظه فکر کردن رو هم نداشتن.
@gitmit
3 383
من میتونم تموم شبانه روز بهت فکر کنم
ولی وقتی دیدمت بهت نگاه هم نکنم.
میتونم عکساتو نگاه کنم ولی پیام ندم.
میتونم تو خونه از دلتنگی جون بدم اما نخوام ببینمت.
من میتونم از حسادت بمیرم اما با اونی که کنارته
بلند بلند بخندم و نشون بدم بیتفاوتم.
من میتونم ساعت ها تو ذهنم باهات حرف بزنم
ولی وقتی باهام حرف میزنی فکر کنی هیچ جایی توی زندگیم نداری...
@gitmit
3 383
از خودت نپرس چرا با من اینطوری رفتار میکنن؛
بلکه بپرس چرا من این رفتار هارو تحمل میکنم؟
از خودت نپرس چیکار میتونم بکنم تا باهام بهتر رفتار کنن؛
بلکه بپرس چرا من همیشه برمیگردم به اون جمع؟
از خودت نپرس چیکار میتونم بکنم تا اونم من رو دوست داشته باشه؛
بلکه بپرس چطور میتونم به خودم عشقی که
شایسته اون هستم رو نشون بدم؟
از خودت نپرس چرا همه منو تنها میذارن؛
بلکه بپرس « چطور میتونم بیشتر حواسم به خودم باشه؟
@gitmit
3 383
نصیحت من به شما اینه که
هر آدمی رو فقط با توجه به رفتاراش
با شخص خودتون بسنجين، نه با چیزای خوب
و بدی که این و اون درموردش میگن؛
قطعا یه آدم نمیتونه رفتار یکسانی
با همه ی افراد و شخصیتهای
مختلف زندگیش داشته باشه.
@gitmit
3 383
ارنست همینگوی از سرطان، مالاریا،
التهاب کبدی، دیابت، شکستن ستون فقرات و جمجمه،
دو سانحهی هوایی و خونریزی کبد و کلیه
جان سالم به در برد
ولی در نهایت خودکشی کرد!
آدمها را این چیزها نمیکشد،
بی دفاع شدن در مقابل رنج،
غم و بیماری میکشد.
آدمها را تنها شدن در مقابل مصیبت میکشد...
@gitmit
3 383
اگه تورو ردکردن، بپذیر، اگه تورو دوست ندارن، رها کن.
اگه کسی یا چیزی رو به تو ترجیح میدن، ازشون بگذر.
همه کسایی که دوسشون داری موندنی نیستن.
همه ی اونایی که بهشون اعتماد داری وفادار نیستن.
از دست دادن آدمایی که نمیخوان تو زندگیم باشن،
برام اهمیتی نداره؛
برای موندن کسی التماس نکن.
چیزی که برای تو باشه تا ابد موندنیه...
همیشه خوب باش. قطعاً در جایی از زندگیت که انتظارشو نداری
جواب خوبی هات رو میگیری...
@gitmit
3 383
بنده جنبه شنیدن هر حرف
و دیدن هر رفتاری رو ندارم؛
زود ناراحت میشم، ازتون دور میشم،
کمحرف میشم، مچاله میشم،
مردم گریز میشم، فکر میکنم دوستم ندارید
و عین بستنی آب میشم از غصه...
باهام با ملایمت رفتار کنید لطفا...
@gitmit
3 383
کنار من خودت باش؛ اگه ناراحتی، الکی نخند.
اگه خوشحالی ، از دیدن خنده هات محرومم نکن.
اگه بی حوصله ای، خودتو خوب نشون نده.
اگه خسته ای، سرتو بزار رو شونم تا وقتی خستگیت در بره.
اگه میخوای گریه کنی، بغل من برات بازه.
کنار من خودت باش،
من ازت انتظار ندارم همیشه بهترین ورژن خودت باشی ،
بضی روزا هیجوره حال آدم سر جاش نمیاد و فقط باید بگذره،
تو همون روزا رو من حساب کن...
@gitmit
3 383
چرا وقتی ویرانگرترین اتفاقات دنیا
واسه یه نفر میفته
تشویقش میکنید قوی باشه؟
اون نیازی به قوی بودن نداره،
اتفاقا نیاز داره از هم بپاشه
و مطمعن باشه شما اونجا هستید
که مراقبش باشید و ازش حفاظت کنید
تا وقتی که خودش رو پیدا کنه....
@gitmit
3 383
میگه ظاهرت آرومه اما پشت این آرامش
توی سرت یه جهان هرج و مرجِ
که نمیذاره اون طور که باید لذت ببری...
خیلی تلاش میکنی و بابت همینم که شده
حقته حالت خوب باشه. بهترین توصیف از من...
@gitmit
3 383
يه جايي شايد نزديكای بيست سالگی،
سی سالگی چهل سالگی پنجاه…
نمي دونم دير يا زود بالاخره راهت به خودت ميخوره!
بالاخره يه جاهايی بايد دست بندازی دور گردن خودت
و منت شو بكشی نازشو بخری...
بايد حواست پرت خودت بشه!
دلت برای خودت بره؛ دلت برای خودت بسوزه
دلت برای خودت تنگ بشه!
از يه جايی به بعد ديگه روت نميشه از كنار خودت رد بشی
سفت و سخت می شينی كِنار خودت،
دست ميندازی دورِ گردنش و عاشقونه ترين
حرف ها و شعرهاتو برای خودت می خونی.
بالاخره يه جايی، يه جوری از دلِ خودت در مياری!
@gitmit
