ru
Feedback
Echoes

Echoes

Открыть в Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

Больше
1 080
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-1230 день
Архив постов
Echoes
1 080
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود گل شکفته خداحافظ اگر چه لحظه دیدارت شروع وسوسه‌ای در من به نام دیدن و چیدن بود من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من فریبکار دغل‌پیشه بهانه‌اش نشنیدن بود چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود #حسین_منزوی @e_choes

Echoes
1 080
موسیقی متن سریال «زیر تیغ» اثر حسین علیزاده 🤍 @e_choes

Echoes
1 080
من درختی کلاغ بر دوشم، "خبرم" درد می کند بدجور! ساقه تا شاخه ام پر از زخم است، تبرم درد می کند بدجور! من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هویت دارم یک اشاره بدون انگشتم، "اثرم" درد می کند بدجور! جنگجویی نشسته بر خاکم، در قماری که هر دو می بازیم پسرم روی دستم افتاده، "سپرم" درد می کند بد جور! مثل قابیل بی قبیله شدم، بوی گندم گرفته دنیا را بس که "حوّا" هوایی اش کرده، پدرم درد می کند بدجور! هرچه کوه بزرگ می بینی، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز، کمرم درد می کند بدجور! تو فقط صبر می کنی تجویز، من فقط صبر می کنم، یکریز بس که دندان گذاشتم رویش، "جگرم" درد می کند بدجور!... #مرتضی_خدایگان @e_choes

Echoes
1 080
برای عصرهای بارانی @e_choes

Echoes
1 080
آن یار طلب کن که تو را باشد و بس ‏معشوقه‌ی صد هزار کس را چه کنی؟ #ابوسعید_ابوالخیر @e_choes

Echoes
1 080
خدایا رحم کن بر من پریشان‌حال می‌گردم…

Echoes
1 080
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است... @e_choes

Echoes
1 080
ترانه سرا : هومن ذکایی آهنگساز : تورج شعبانخانی تنظیم کننده : اریک آرکانت @e_choes

Echoes
1 080
یه دردایی برا خودِ آدمه نمیشه با کسی قسمتش کرد انگار وقتی به کسی میگی از ارزشش کم میشه دستمالی میشن! @e_choes

Echoes
1 080
وقتی بر می خیزم بگذار با اشتیاق باشد مثل پرنده ای وقتی می افتم بگذار بدون پشیمانی باشد مثل برگی #وندل_بری @e_choes

Echoes
1 080
ترانه سرا : بیژن سمندر آهنگ و تنظیم : صادق نوجوکی @e_choes

Echoes
1 080
و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم و سلامت در خاموشی… ‏⁧ #تذکرة_الاولیاء⁩ ‏⁧ #ذکر_ابوالحسن_خرقانی @e_choes

Echoes
1 080
درویشی بمُرد ‏نکیر و منکر آمده گفتند: «خدایت کیست؟» ‏بخندید و بگفت:«من خانه را عوض کردم نه دوست را»… #تذکره_الاولیا @e_choes

Echoes
1 080
«أريدُ يَدَيكِ لِأحمِلَ قلبی» دستانت را می‌خواهم که با آن‌ها دل خود را نگه دارم. #محمود_درویش @e_choes

Echoes
1 080
ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی آهنگ و تنظیم : بابک بیات @e_choes

Echoes
1 080
امروز، انزلی… @e_choes

Echoes
1 080
یارست نه چوب مشکن او را چون برشکنی طراق خیزد این بانگ طراق چوب ما را دانیم که از فراق خیزد #مولانا #دیوان_شمس @e_choes

Echoes
1 080

Echoes
1 080
«‏گریزها زده‌ایم از میانِ خیلِ نظر» @e_choes

Echoes
1 080
هیچ‌کس کم‌حرف نیست، همه پُر حرف‌اند حتا بی‌واژه. بستگی دارد بیان را کجا تخلیه کنیم، درون یا بیرون. ــ آن‌کس که اغلب ساکت است،
هیچ‌کس کم‌حرف نیست، همه پُر حرف‌اند حتا بی‌واژه. بستگی دارد بیان را کجا تخلیه کنیم، درون یا بیرون. ــ آن‌کس که اغلب ساکت است، درگیرِ جنگی درونی شده، جنگی که هنوز غالب و مغلوب‌اش متعیّن نیست. همانطور که «وراج» هنوز نتوانسته جنگ را ــ که نشانِ جوانی است ــ به درون برگرداند. یعنی از خودْ دور افتاده و این «خود»، خود را از او سلب کرده. برخلاف، مردِ «ساکت»، از خودْ نمی‌تواند رها شود. هر دو ــ ساکت و وراج ــ هنوز فاصله‌شان با خودْ مشخص نیست. ‏ما باید پیش از درگیری با دیگری، از دستِ «خود»مان نجات پیدا کنیم؛ و فراموش هم نکنیم که این «دیگری» همان «خود» است. حتا شرم، بقولِ مارکس، خشمی است که به درون غلطیده. و همچون شیرِ شرزه‌ای آمادهٔ جهش است؛ اگر «خودْ» رها شود. @manimstn