es
Feedback
Echoes

Echoes

Ir al canal en Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

Mostrar más
1 086
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
Echoes
1 085
برای عصرهای بارانی @e_choes

Echoes
1 085
آن یار طلب کن که تو را باشد و بس ‏معشوقه‌ی صد هزار کس را چه کنی؟ #ابوسعید_ابوالخیر @e_choes

Echoes
1 085
خدایا رحم کن بر من پریشان‌حال می‌گردم…

Echoes
1 085
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است... @e_choes

Echoes
1 085
ترانه سرا : هومن ذکایی آهنگساز : تورج شعبانخانی تنظیم کننده : اریک آرکانت @e_choes

Echoes
1 085
یه دردایی برا خودِ آدمه نمیشه با کسی قسمتش کرد انگار وقتی به کسی میگی از ارزشش کم میشه دستمالی میشن! @e_choes

Echoes
1 085
وقتی بر می خیزم بگذار با اشتیاق باشد مثل پرنده ای وقتی می افتم بگذار بدون پشیمانی باشد مثل برگی #وندل_بری @e_choes

Echoes
1 085
ترانه سرا : بیژن سمندر آهنگ و تنظیم : صادق نوجوکی @e_choes

Echoes
1 085
و گفت: عافیت را طلب کردم در تنهائی یافتم و سلامت در خاموشی… ‏⁧ #تذکرة_الاولیاء⁩ ‏⁧ #ذکر_ابوالحسن_خرقانی @e_choes

Echoes
1 085
درویشی بمُرد ‏نکیر و منکر آمده گفتند: «خدایت کیست؟» ‏بخندید و بگفت:«من خانه را عوض کردم نه دوست را»… #تذکره_الاولیا @e_choes

Echoes
1 085
«أريدُ يَدَيكِ لِأحمِلَ قلبی» دستانت را می‌خواهم که با آن‌ها دل خود را نگه دارم. #محمود_درویش @e_choes

Echoes
1 085
ترانه سرا : ایرج جنتی عطائی آهنگ و تنظیم : بابک بیات @e_choes

Echoes
1 085
امروز، انزلی… @e_choes

Echoes
1 085
یارست نه چوب مشکن او را چون برشکنی طراق خیزد این بانگ طراق چوب ما را دانیم که از فراق خیزد #مولانا #دیوان_شمس @e_choes

Echoes
1 085

Echoes
1 085
«‏گریزها زده‌ایم از میانِ خیلِ نظر» @e_choes

Echoes
1 085
هیچ‌کس کم‌حرف نیست، همه پُر حرف‌اند حتا بی‌واژه. بستگی دارد بیان را کجا تخلیه کنیم، درون یا بیرون. ــ آن‌کس که اغلب ساکت است،
هیچ‌کس کم‌حرف نیست، همه پُر حرف‌اند حتا بی‌واژه. بستگی دارد بیان را کجا تخلیه کنیم، درون یا بیرون. ــ آن‌کس که اغلب ساکت است، درگیرِ جنگی درونی شده، جنگی که هنوز غالب و مغلوب‌اش متعیّن نیست. همانطور که «وراج» هنوز نتوانسته جنگ را ــ که نشانِ جوانی است ــ به درون برگرداند. یعنی از خودْ دور افتاده و این «خود»، خود را از او سلب کرده. برخلاف، مردِ «ساکت»، از خودْ نمی‌تواند رها شود. هر دو ــ ساکت و وراج ــ هنوز فاصله‌شان با خودْ مشخص نیست. ‏ما باید پیش از درگیری با دیگری، از دستِ «خود»مان نجات پیدا کنیم؛ و فراموش هم نکنیم که این «دیگری» همان «خود» است. حتا شرم، بقولِ مارکس، خشمی است که به درون غلطیده. و همچون شیرِ شرزه‌ای آمادهٔ جهش است؛ اگر «خودْ» رها شود. @manimstn

Echoes
1 085
‏«فکر می‌کنی خوب می‌شناختی‌اش؟» «بهتر از خیلی از مردم.» «از چیزی ناراحت بود؟» «در واقع ناراحت نه. بیش‌تر... نمی‌دانم، غمگین بود.» «فرق می‌کند؟ غمگین بودن؟» ‏بالا را نگاه کرد و گفت «بله. وقتی کسی ناراحته همچنان امیدواره اتفاق بهتری بیفتد. ولی وقتی از همه‌چیز دست می‌کشد غمگینی بر او غلبه می‌کند.» به عقب نگاه نکن کارین فوسوم

Echoes
1 085
محبت داند و با ما نداند مروت دارد و با ما ندارد @e_choes

Echoes
1 085