ru
Feedback
Echoes

Echoes

Открыть в Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

Больше
1 080
Подписчики
-124 часа
-47 дней
-1230 день
Архив постов
Echoes
1 080

Echoes
1 080

Echoes
1 080
شب هلاکم می‌کند اندیشه‌ی غم‌های روز… @e_choes

Echoes
1 080
به صبح می‌رسد، این روزگارِ دائم شب…

Echoes
1 080
یکی داره شبیه خودت از این کوه و دره می‌گذره…

Echoes
1 080
بدتر از همه این است که از خودت می‌پرسی فردا چطور قدرتی پیدا می‌کنی که دوباره همان کاری را که دیروز کرده‌ای و از مدت‌ها پیش هم غیر از آن کار نکرده‌ای، ادامه بدهی، از کجا قدرتش را پیدا می‌کنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزار نقشه را که به هیچ کجا نمی‌رسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از فلاکت خرد کننده، تلاش‌هایی را که همیشه مرده‌زاد به دنیا می‌آیند، پیش ببری، و این همه به خاطر اینکه یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است، که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشوره فردا که هربار شکننده‌تر و کثیف‌تر از روز پیش است، سقوط کنی شاید هم پیری آب زیر کاه باشد که می‌آید و تهدیدمان می‌کند، دیگر آنقدر از نداری که زندگی را با آن برقصانی، موضوع این است. همه جوانی‌ات به انتهای عالم کوچیده تا در سکوت واقعیت بمیرد. حالا از شما می‌پرسم، وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید رفت؟ واقعیت احضاری‌ست که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانسته‌ام خودکشی کنم ... سفربه‌انتهای‌شب #سلین

Echoes
1 080
. [خارخار] دلواپسی و اضطرابی که از تعلق خاطر، تمایل و هوس به چیزی در انسان پیدا می‌شود. @e_choes

Echoes
1 080
در آدمی، عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالَم مُلک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشه‌ای و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذالک می‌کنند و آرام نمی‌گیرند، زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است. آخر، معشوق را «دلارام» می‌گویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد - پس به غیر چون آرام گیرد؟ این جملهٔ خوشی‌ها و مقصودها چون نردبانی است و چون پایه‌های نردبان، جای اقامت و باش نیست، از بهر گذشتن است. خُنُک او را که زودتر بیدار و واقف گردد، تا راهِ دراز بر او کوته شود و در این پایه‌های نردبان عمرِ خود را ضایع نکند. #فیه_ما_فیه @e_choes

Echoes
1 080
شب سختی در پیشه…

Echoes
1 080
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم #عفیف_باختری @e_choes

Echoes
1 080
من حدفاصل بین آن چیزیم که هستم و آنچه که نیستم، بین آن چیزی که رویایش را در سر دارم و آنچه زندگی از من ساخته. #فرناندو_پسوا @e_choes

Echoes
1 080
‏تنهات یافتم. هر یکی به چیزی مشغول و بِدان خُوشدل و خُرسند؛ بعضی روحی بودند، به روح خود مشغول بودند. بعضی به عقل خود؛ بعضی به نفس خود؛ تو را بی‌کس یافتم. همه یاران رفتند به سوی مطلوبان خود. تنهات رها کردند‌. من یار بی‌یارانم! #شمس_تبریزی @e_choes

Echoes
1 080

Echoes
1 080
ترانه سرا : زویا زاکاریان آهنگ و تنظیم : واروژان @e_choes

Echoes
1 080
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم #حسین_منزوی @e_choes

Echoes
1 080
اگر نبودید، فکر می‌کنید اطرافیانتون شما رو توی چه چیزی پیدا می‌کنن؟

Echoes
1 080
اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم. #غلامرضا_بروسان @e_choes

Echoes
1 080
جانم زندانی نفسهایم گشته است، ای کاش این جان و این نفسهایم با هم از وجودم رخت می‌بستند، بعد از تو هیچ خیر در این زندگانی نیست، و گریه‌ام از این است که مبادا حیاتم پس از تو طولانی شود.» #سید_مهدی_شجاعی @e_choes

Echoes
1 080
کار می‌کنیم مثل نجاران روشنایی را می‌بریم و از آن قایق امید می‌سازیم. فروغ را می‌بریم و برای بچه هایمان تبدیل به قایق می‌کنیم. نور را می‌بلعیم و به شهاب های کوچک خیابان تبدیل می‌شویم. خنده غمگین‌ترت می‌کند نوشته‌ی #بختیار_علی @e_choes

Echoes
1 080
‏ غیر از کنار هیچ ز اهل جهان مگیر... ‏⁧#صائب_تبریزى @e_choes