Echoes
رفتن به کانال در Telegram
1 087
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-2030 روز
آرشیو پست ها
1 087
بدتر از همه این است که از خودت میپرسی فردا چطور قدرتی پیدا میکنی که دوباره همان کاری را که دیروز کردهای و از مدتها پیش هم غیر از آن کار نکردهای، ادامه بدهی، از کجا قدرتش را پیدا میکنی که این کارهای پوچ، این هزاران هزار نقشه را که به هیچ کجا نمیرسند، این تقلاها برای بیرون آمدن از فلاکت خرد کننده، تلاشهایی را که همیشه مردهزاد به دنیا میآیند، پیش ببری، و این همه به خاطر اینکه یک بار دیگر به خودت ثابت کنی که سرنوشت لاعلاج است، که هر شب باید پای دیوارت و زیر دلشوره فردا که هربار شکنندهتر و کثیفتر از روز پیش است، سقوط کنی شاید هم پیری آب زیر کاه باشد که میآید و تهدیدمان میکند، دیگر آنقدر از نداری که زندگی را با آن برقصانی، موضوع این است.
همه جوانیات به انتهای عالم کوچیده تا در سکوت واقعیت بمیرد.
حالا از شما میپرسم، وقتی که دیگر به قدر کافی دیوانه نیستی، کجا باید رفت؟ واقعیت احضاریست که تمامی ندارد. واقعیت این دنیا مرگ است. باید بین مرگ و دروغ یکی را انتخاب کرد. من هرگز نتوانستهام خودکشی کنم ...
سفربهانتهایشب
#سلین
1 087
در آدمی، عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی هست که اگر صدهزار عالَم مُلک او شود که نیاساید و آرام نیابد. این خلق به تفصیل در هر پیشهای و صنعتی و منصبی و تحصیل نجوم و طب و غیر ذالک میکنند و آرام نمیگیرند، زیرا آنچه مقصود است به دست نیامده است.
آخر، معشوق را «دلارام» میگویند، یعنی که دل به وی آرام گیرد - پس به غیر چون آرام گیرد؟ این جملهٔ خوشیها و مقصودها چون نردبانی است و چون پایههای نردبان، جای اقامت و باش نیست، از بهر گذشتن است. خُنُک او را که زودتر بیدار و واقف گردد، تا راهِ دراز بر او کوته شود و در این پایههای نردبان عمرِ خود را ضایع نکند.
#فیه_ما_فیه
@e_choes
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
