ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Открыть в Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Больше
2 103
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-1030 дней
Привлечение подписчиков
нояб. '26
ноябрь '260
в 0 каналах
октябрь '26
+23
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '26
+38
в 2 каналах
Get PRO
август '26
+65
в 1 каналах
Get PRO
июль '26
+41
в 0 каналах
Get PRO
июнь '26
+19
в 1 каналах
Get PRO
май '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
апрель '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+16
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+16
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+44
в 14 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+36
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+43
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+62
в 4 каналах
Get PRO
август '25
+35
в 1 каналах
Get PRO
июль '25
+28
в 1 каналах
Get PRO
июнь '25
+23
в 1 каналах
Get PRO
май '25
+45
в 0 каналах
Get PRO
апрель '25
+52
в 2 каналах
Get PRO
март '25
+46
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+1 342
в 2 каналах
Get PRO
январь '25
+33
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+44
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+57
в 2 каналах
Get PRO
октябрь '24
+62
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+47
в 2 каналах
Get PRO
август '24
+71
в 0 каналах
Get PRO
июль '24
+61
в 2 каналах
Get PRO
июнь '24
+53
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+58
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+118
в 8 каналах
Get PRO
март '24
+76
в 13 каналах
Get PRO
февраль '24
+69
в 14 каналах
Get PRO
январь '24
+83
в 9 каналах
Get PRO
декабрь '23
+63
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+56
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '23
+65
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+40
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+52
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+66
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+55
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+26
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+88
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+32
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+40
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+18
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+34
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+52
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+37
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+18
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+45
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+50
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+60
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+53
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+33
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+34
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+61
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+38
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+48
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+65
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+35
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+41
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+39
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+52
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+44
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+34
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+1 408
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
03 ноября0
02 ноября0
01 ноября0
Посты канала
Repost from N/a
━━━━━━━━━━━━━━ 📚 منابع و شناسنامه مطلب ▪️ مصاحبه ژان دوست با دکتر یوانا بوخنسکا، منتشرشده در وب‌سایت مدارات کردی، ۳ مه ۲۰۱۳. ▪️ دانشگاه یاگیلونیا کراکوف، بخش مطالعات کُردی. ▪️ وب‌سایت شخصی و آثار علمی یوانا بوخنسکا. ▪️ شورای ملی علوم لهستان و معرفی پروژه‌های پژوهشی مرتبط. 🔗 متن مصاحبه: https://www.medaratkurd.com/2013/05/03/295/ ✍️ پژوهش، گردآوری، بازخوانی و تنظیم: احمد قدسی @AHMED_QODSI 🎯 با هدف آگاهی‌بخشی فرهنگی، تقویت خودباوری زبانی و پاسداشت زبان مادری و میراث ادبی کُردی. 📌 بازنشر با ذکر منبع و نام گردآورنده و تنظیم‌کننده، آزاد است. #BERHEVKAR_Û_NIVISAR #AHMED_QUDSI @AHMED_QUDSI1969 @HZKKL

2
🌹 یوانا بوخنسکا (Joanna Bocheńska) زنی از لهستان که در جغرافیای کردستان، خانه‌ای در قلب خود بنا کرد! روایتی از عشق، همدلی و دلبستگی یک پژوهشگر اروپایی به زبان، ادبیات و هویت ملت کُرد گاهی برای شناخت ارزش‌های یک ملت، باید از نگاه کسانی به خود بنگریم که نه از تبار آن ملت‌اند و نه در جغرافیای آن متولد شده‌اند؛ اما با عشق، پژوهش و همدلی، سال‌های زندگی خود را وقف شناخت زبان، ادبیات و فرهنگ آن ملت کرده‌اند. دکتر یوانا بوخنسکا یکی از این شخصیت‌هاست؛ پژوهشگر و دانشگاهی لهستانی که بخش مهمی از فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را به شناخت، پژوهش و معرفی زبان، ادبیات و فرهنگ کُردی اختصاص داده است. ۱. از لهستان تا جهان کُردی یوانا بوخنسکا در خانواده‌ای با پیشینه فرهنگی لهستانی ـ تاتاری پرورش یافته است. پدرش لهستانی و مادرش از تبار تاتارهای مسلمان بوده است. او تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه یاگیلونیا (Jagiellonian University) شهر کراکوف لهستان دنبال کرد و بعدها به پژوهش در زمینه هویت، فرهنگ و ادبیات کُردی روی آورد. تجربه زندگی در میان دو پیشینه فرهنگی متفاوت، زمینه‌ای برای علاقه او به موضوع هویت، زبان و تنوع فرهنگی فراهم کرد. ۲. فعالیت‌های علمی و مطالعات کُردی بوخنسکا از پژوهشگران شناخته‌شده مطالعات کُردی در لهستان است و در شکل‌گیری و گسترش فعالیت‌های بخش مطالعات کُردی دانشگاه یاگیلونیا نقش داشته است. مهم‌ترین حوزه‌های پژوهشی او عبارت‌اند از: ▪️ ادبیات کلاسیک و معاصر کُردی؛ ▪️ زبان و فرهنگ کُردی، به‌ویژه کرمانجی؛ ▪️ هویت و حافظه تاریخی ملت کُرد؛ ▪️ ادبیات شفاهی و سنت دنگبێژی؛ ▪️ سینما، هنر و میراث فرهنگی کردستان؛ ▪️ نقش زنان در فرهنگ و جامعه کُردی. ۳. آثار و فعالیت‌های پژوهشی از آثار و فعالیت‌های علمی برجسته او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: ▪️ کتاب «میان تاریکی و روشنایی؛ درباره هویت و ادبیات کُردی» (۲۰۱۱). ▪️ پژوهش‌ها و فعالیت‌های مرتبط با سنت دنگبێژی و پیوند ادبیات شفاهی با ادبیات مدرن کُردی. ▪️ مشارکت در تدوین و انتشار مجموعه «بازشناسی فرهنگ‌ها و هویت‌های کردستان؛ ندای جیرجیرک» (۲۰۱۸). ▪️ ترجمه آثار ادبی کُردی به زبان لهستانی و معرفی نویسندگان و فرهنگ کُردی به جامعه فرهنگی و دانشگاهی اروپا. ۴. گفت‌وگوی ژان دوست با یوانا بوخنسکا؛ روایتی فراتر از یک مصاحبه یکی از منابع ارزشمند برای شناخت شخصیت و اندیشه‌های بوخنسکا، گفت‌وگوی ژان دوست، نویسنده و رمان‌نویس کُرد اهل سوریه، با اوست که در تاریخ ۳ مه ۲۰۱۳ منتشر شده است. این گفت‌وگو تنها یک مصاحبه دانشگاهی نیست؛ بلکه دریچه‌ای به جهان فکری و عاطفی زنی است که با وجود تعلق به سرزمینی دیگر، پیوندی عمیق با فرهنگ و ادبیات کُردی برقرار کرده است. در این مصاحبه، او از پیشینه خانوادگی لهستانی ـ تاتاری خود، تجربه‌های فرهنگی، آشنایی با زبان کُردی و دلبستگی‌اش به کردستان سخن می‌گوید. بخش‌هایی از این گفت‌وگو، به‌ویژه آنجا که از تاریخ، روشنفکران، ارمنی‌ها، کُردها و تجربه‌های سیاسی و فرهنگی سخن به میان می‌آید، بسیار تأمل‌برانگیز است. آنچه این مصاحبه را تأثیرگذار می‌کند، نگاه انسانی و فراتر از مرزهای قومی و جغرافیایی اوست. ۵. چرا شناخت چنین شخصیت‌هایی برای ما اهمیت دارد؟ شاید مهم‌ترین پیام زندگی و فعالیت علمی یوانا بوخنسکا برای ما کُردزبانان در همین پرسش نهفته باشد: چگونه ممکن است انسانی از سرزمینی دور، با پیشینه‌ای متفاوت، این‌چنین برای شناخت زبان، ادبیات و فرهنگ ما تلاش کند، اما گاهی خود ما نسبت به زبان مادری و میراث فرهنگی‌مان بی‌تفاوت باشیم؟ زبان کُردی تنها وسیله ارتباط روزمره نیست؛ بلکه حامل حافظه تاریخی، ادبیات، موسیقی، حکمت، تجربه زیسته و هویت فرهنگی نسل‌های گذشته و آینده است. حفظ و گسترش آن نیز تنها وظیفه نویسندگان، شاعران و دانشگاهیان نیست؛ مسئولیتی مشترک بر دوش همه گویشوران این زبان است. سخن پایانی گاهی یک نگاه از بیرون، ارزش چیزهایی را به ما یادآوری می‌کند که در نزدیکی خودمان قرار دارند و به همین دلیل کمتر قدرشان را می‌دانیم. شاید داستان یوانا بوخنسکا تلنگری باشد برای بازگشت دوباره به خویشتن فرهنگی‌مان؛ برای خواندن، نوشتن، آموختن و دوست داشتن زبان مادری. زیرا زبان مادری فقط وسیله سخن گفتن نیست؛ خانه حافظه تاریخی و شناسنامه فرهنگی یک ملت است. برای دوست داشتن یک ملت، لزوماً نباید از تبار آن ملت بود؛ گاهی کافی است دردها، آرزوها، زبان و فرهنگش را با قلبی انسانی شناخت. 🌹 درود بر همه انسان‌هایی که فراتر از مرزهای قومی و جغرافیایی، برای شناخت و پاسداشت زبان‌ها و فرهنگ‌های بشری تلاش می‌کنند.
169
3
━━━━━━━━━━━━━━ 📚 منابع و شناسنامه مطلب ▪️ مصاحبه ژان دوست با دکتر یوانا بوخنسکا، منتشرشده در وب‌سایت مدارات کردی، ۳ مه ۲۰۱۳. ▪️ دانشگاه یاگیلونیا کراکوف، بخش مطالعات کُردی. ▪️ وب‌سایت شخصی و آثار علمی یوانا بوخنسکا. ▪️ شورای ملی علوم لهستان و معرفی پروژه‌های پژوهشی مرتبط. 🔗 متن مصاحبه: https://www.medaratkurd.com/2013/05/03/295/ ✍️ پژوهش، گردآوری، بازخوانی و تنظیم: احمد قدسی @AHMED_QODSI 🎯 با هدف آگاهی‌بخشی فرهنگی، تقویت خودباوری زبانی و پاسداشت زبان مادری و میراث ادبی کُردی. 📌 بازنشر با ذکر منبع و نام گردآورنده و تنظیم‌کننده، آزاد است. #BERHEVKAR_Û_NIVISAR #AHMED_QUDSI @AHMED_QUDSI1969 @HZKKL
1
4
جلادت بدرخان یا بدیرخان که بود؟💐💐 ترجمه:حیدرعلی حسین زاده 💐💐نویسنده، زبان‌شناس و سیاستمدار کُرد زبان💐💐 جلادت علی بدرخان، که با نام میر جلادت بدرخان نیز شناخته می‌شود، زادهٔ ۲۶ آوریل ۱۸۹۳ در استانبول و درگذشتهٔ ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۵۱ در دمشق، نویسنده، زبان‌شناس، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی کُرد بود. او از خاندان بدرخان برخاسته بود. شهرت او عمدتاً به دلیل نقشش در تدوین و قاعده‌مندسازی نوشتاری زبان کُردی کرمانجی و همچنین ترویج الفبای کُردیِ مبتنی بر خط لاتین در سطح جهان است. خاستگاه خانوادگی و تحصیلات جلادت علی بدرخان به خاندان بدرخان تعلق داشت؛ خاندانی که ریشه‌اش به امیرنشین کُردیِ پیشینِ «بوتان» بازمی‌گردد. تنی چند از اعضای این خاندان در سال‌های پایانی امپراتوری عثمانی و اوایل سده بیستم، نقش‌های مهمی در محافل سیاسی و روشنفکری کُرد ایفا کردند. او در استانبول به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. پس از ترک ترکیه در اوایل دهه ۱۹۲۰، در سال ۱۹۲۳ در دانشکده حقوق دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ ثبت‌نام کرد، اما تنها دو نیم‌سال در آنجا ماند. این نکته به تمایز مسیر زندگی او از برادرش، کامران علی بدرخان، کمک می‌کند؛ کسی که تحصیلات خود را برای مدتی طولانی‌تر در آلمان ادامه داد. فعالیت‌های سیاسی کُردی پس از جنگ جهانی اول و در پی فروپاشی امپراتوری عثمانی، جلادت علی بدرخان به شبکه‌هایی پیوست که حامی آرمان‌های ملی کُردها بودند. در دهه ۱۹۲۰، او به همراه شماری دیگر از کُردها به منطقه شام ​​(تحت قیمومت فرانسه بر سوریه و لبنان) تبعید شد. او در فعالیت‌های سازمان ملی‌گرای کُردی «خوی‌بون»  مشارکت کرد؛ سازمانی که خود در تأسیس آن در سال ۱۹۲۷ نقش داشت. این تشکیلات به‌ویژه در اواخر دهه ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰، از «جمهوری آرارات» در برابر جمهوری ترکیه حمایت می‌کرد. پس از شکست جنبش‌های شورشی کُرد، بدرخان به‌طور دائم در سوریه ساکن شد. تمرکز او به‌تدریج از عرصه سیاست به حوزه‌های فرهنگ و زبان‌شناسی تغییر یافت. زندگی خانوادگی و سال‌های پایانی در سال ۱۹۳۵، او با «روشن بدرخان» ازدواج کرد که او نیز از خاندان بدرخان بود. این زوج صاحب چندین فرزند شدند، از جمله جمشید و سینم‌خان، و همچنین سافتر که در دوران نوزادی درگذشت. الفبای لاتین کردی جلادت علی بدرخان نقشی محوری در توسعه و ترویج الفبای کردی مبتنی بر خط لاتین ایفا کرد؛ الفبایی که اغلب با نام «الفبای هاوار» شناخته می‌شود و برگرفته از نام نشریه‌ای است که این الفبا در آن به کار رفت. هدف او ایجاد یک نظام نوشتاری متناسب با زبان کرمانجی و تشویق به تولید آثار مکتوب به این زبان بود. در سال ۱۹۳۱، او کتاب * (مبانی دستور زبان کرمانجی) را منتشر کرد. فعالیت‌های زبانی او به شکل‌گیری زبان نوشتاری مدرن کرمانجی کمک کرد و به عنوان مرجعی برای نویسندگان و ناشران کرد مورد استفاده قرار گرفت. نشریه *هاوار* در ۱۵ مه ۱۹۳۲، جلادت علی بدرخان نشریه *هاوار* را در دمشق بنیان‌گذاری کرد. این نشریه که به دو زبان کردی و فرانسوی منتشر می‌شد، تا سال ۱۹۴۳ به فعالیت خود ادامه داد و به عنوان یکی از مهم‌ترین نشریات به زبان کرمانجی شناخته می‌شود. *هاوار* شامل مجموعه‌ای از متون زبانی، ادبی، فولکلور (فرهنگ عامه) و تاریخی بود. این نشریه به شکل‌گیری یک فضای فرهنگی کردی در تبعید کمک کرد و ارتباط با محافل روشنفکری کرد در کشورهای مختلف خاورمیانه را حفظ نمود. مجلهٔ *روناهی* بدرخان از سال ۱۹۴۲ در تأسیس *روناهی* نیز مشارکت کرد؛ مجلهٔ کردی دیگری که در دمشق منتشر می‌شد. این نشریه تا حدودی ادامهٔ مسیری بود که با *هاوار* آغاز شده بود و در آن متونی به زبان کردی پیرامون موضوعات زبانی، ادبی و فرهنگی به چاپ می‌رسید. دستور زبان کردی با همکاری روژه لسکو جلادت علی بدرخان همچنین با روژه لسکو، خاورشناس فرانسوی، در تدوین توصیفی از دستور زبان کردی کرمانجی همکاری کرد. کتاب آن‌ها با عنوان * («دستور زبان کردی: گویش کرمانجی») در سال ۱۹۷۰، یعنی پس از درگذشت بدرخان، در پاریس منتشر شد[. جلادت علی بدرخان به دلیل نقشی که در نوسازی زبان نوشتاری کرمانجی ایفا کرد، یکی از چهره‌های برجسته ملی‌گرایی کردی به شمار می‌رود. فعالیت‌های او از طریق نشریه «هاوار» ، تأثیری ماندگار بر مطبوعات خاورمیانه در قرن بیستم بر جای گذاشت. نقش او همچنین با خاندان بدرخان پیوند دارد؛ خاندانی که چندین تن از اعضای آن در جنبش‌های سیاسی و فرهنگی کردی در دوران امپراتوری عثمانی مشارکت داشتند و سرانجام سر از تبعید در کشورهای مختلف اروپا و خاورمیانه درآوردند. رسانه مردم فرهیخته بوانلو @buvanloo
473
5
جواد دولخانی بوانلو
567
6
Welatê Min | وطن من Welatê min… axa min… وطن من… خاک من… Tu di dilê min de yî… تو در قلب من هستی… Çi qas dûr bim ji te, هرچقدر هم از تو دور باشم، Navê te her tim bi min e… نام تو همیشه با من است… Welatê min, ronahiya çavên min وطن من، روشنایی چشمان من، Axa te ye hêza hemû gavên min خاک تو نیروی تمام قدم‌های من است، Çiya û newal, dengê bav û kalan کوه‌ها و دره‌ها، صدای پدران و نیاکان، Tu yî strana dilê min, welatê canan تو ترانهٔ قلب منی، ای وطن جان‌ها، Welatê min, tu di xwîna min de yî وطن من، تو در خون من جاری هستی، Di her nefesê min de, tu bi min re yî در هر نفسم، تو همراه من هستی، Ez ji te dûr im, lê dilê min li te ye من از تو دورم، اما قلبم پیش توست، Navê te di stranên min de her tim dijî نام تو در ترانه‌هایم همیشه زنده است. Ji çiya heta newal, dengê me bilind e از کوه تا دره، صدای ما بلند است، Çîroka axa me di dilê gel de zindî ye داستان سرزمین ما در قلب مردم زنده است، Her kevir şahid e, her rê xwedî bîr e هر سنگی شاهد است و هر راهی خاطره‌ای در خود دارد، Welat ne tenê ax e, ew nasnameya me ye وطن فقط خاک نیست، هویت ماست، Dengê tembûrê tê, dahol li pey wê صدای تمبور می‌آید و دهل در پی آن می‌نوازد، Dema ku stran tê, dil vedibe ji nû ve وقتی ترانه آغاز می‌شود، قلب دوباره جان می‌گیرد، Ez bi zimanê xwe dibêjim ev gotin من این سخنان را به زبان خودم می‌گویم، Welat di dilê min de ye, heta dawîya rojên min وطن در قلب من است، تا پایان روزهای زندگی‌ام. Lê lê lê… welatê min لِه لِه لِه… ای وطن من، Dengê te ye di canê min صدای تو در جان من است، Lê lê lê… axa min لِه لِه لِه… ای خاک من، Tu ronahiya rêya min تو روشنایی راه منی. Welatê min, ronahiya çavên min وطن من، روشنایی چشمان من، Axa te ye hêza hemû gavên min خاک تو نیروی تمام قدم‌های من است، Çiya û newal, dengê bav û kalan کوه‌ها و دره‌ها، صدای پدران و نیاکان، Tu yî strana dilê min, welatê canan تو ترانهٔ قلب منی، ای وطن جان‌ها. Em ji çîrokên kevn tên, bi hêviyên nû ما از دل داستان‌های کهن می‌آییم، با امیدهای تازه، Zimanê me agir e, dengê me wekî çiya bilind e زبان ما آتش است و صدای ما به بلندی کوه‌هاست، Ne bi nefret, ne bi şer, em bi stranê dibêjin نه با نفرت، نه با جنگ، بلکه با ترانه حرفمان را می‌زنیم، Ji bo siberoja xwe, bi hêvî dimeşin برای آیندهٔ خود، با امید قدم برمی‌داریم، Dengê dayikan, stranên zarokan صدای مادران، ترانه‌های کودکان، Bîra me diparêze, li ser hemû deman در گذر همهٔ زمان‌ها، خاطرات ما را حفظ می‌کند، Her kes li ku be, dilê wî dikare bibêje هرکسی هرجا که باشد، دلش می‌تواند بگوید، Welat di bîra wî de ye, tu nikarî jê bistînî وطن در یاد اوست و تو نمی‌توانی آن را از او بگیری. Welatê min… ez te dibînim di xewnan de وطن من… تو را در خواب‌هایم می‌بینم، Dengê te dimîne her şev di stranên min de صدای تو هر شب در ترانه‌هایم باقی می‌ماند، Dema ku tembûr lêdixe, dilê min diaxive وقتی تمبور می‌نوازد، قلبم به سخن درمی‌آید، Navê te, welatê min, her dem bi min re dimeşe نام تو، ای وطن من، همیشه همراه من قدم برمی‌دارد. Welatê min, ronahiya çavên min وطن من، روشنایی چشمان من، Axa te ye hêza hemû gavên min خاک تو نیروی تمام قدم‌های من است، Çiya û newal, dengê bav û kalan کوه‌ها و دره‌ها، صدای پدران و نیاکان، Tu yî strana dilê min, welatê canan تو ترانهٔ قلب منی، ای وطن جان‌ها. Welatê min… وطن من… Di dilê min de… در قلب من… Her dem… heta her dem… همیشه… تا ابد…
540
7
کد موزیک 131 نام موزیک وطن من
496
8
‍ این عکس شاید برای نسل امروز که به زندگی شهرنشینی و ماشینی عادت کرده و از ریشه‌ها و اصل خود دور افتاده اند ناآشنا باشد اما برای نسل من، که زندگی ایلیاتی و کوچ‌نشینی و راه رفتن از منزلی به منزل دیگر(منزیل به منزیل)با اسب و شتر و قاطر را تجربه کردیم سراپا خاطره است! خاطراتی که با بغضی در گلو، با اشک و آه همراه است،خاطراتی از تشنگی و گرسنگی  مسیر دشوار کوچ.کودکانی که از روی نداری و سختی‌های زندگی،همچون مرغ و خروس بر بار شتران بسته می‌شدندیا در کنار بره‌ها و بزغاله‌ها درون خورجین قرار می‌گرفتند،فقط سرشان بیرون بود تا نفسی تازه کنند. آری،مثل عکس فوق، گردن‌ها از خورجین آویزان می‌شد و دست و پایمان در میان بارها گیر می‌کرد. گردنمان چنان کج می‌شد که با حرکت مرکب در پستی‌ها و بلندی‌ها، به رقص درمی‌آمد و مدام به این طرف و آن طرف می‌چرخید.حالا دراین سنین تنها افتخاری که از آن دوران برایمان مانده، همین گردن کجی است! ما همچون کسانی بودیم که گویی بر صلیب کشیده شده و از نعمت دست و پا محروم،میان بارها محبوس،اما با این حال، تسلیم و صبور بودیم. گریه‌ها و بی‌قرار‌های ما با صدای بار و بار یا بع‌بعِ بره‌ها و بزغاله‌ها چنان در هم می‌آمیخت که انگار ریتم موسیقی و آهنگِ حرکت در مسیر کوچ را تکمیل می‌کرد و حکم یک سمفونی تلخ و شیرین را داشت. موسیقی‌ای که در آن، صدای گریه کودکان با صدای سم اسب و ناله‌ی باد در کوه ها ودشت‌ها یکی می‌شد؛ سمفونی‌ای که هر نت آن، نشانی از رنج و تلاش برای بقا بود. در آن مسیرهای بی‌پایان، اشک شور چشمها و آب دماغ همچون سیل از گونه‌ها سرازیر و در مسیر با آب(گریز) ناشی از ریزش دهان مخلوط می‌شد مقداری به حلقمان می ریخت و الباقی به طرف زمین سرازیر...، والدین با دلی پر از درد اما پایی استوار، ناچار بودند بدون توجه به بی‌قراری‌ها، به حرکت خود ادامه دهند تا از قافله هم‌قطاران جا نمانند و همه با هم به مقصد برسند. آن‌ها می‌دانستند که توقف، به معنای عقب ماندن از زندگی است. آه که چه سخت گذشت بر نسل ما! آه و افسوس که هیچ قلم و دفتری گنجایش ثبت تمام وقایع تلخ و شیرین آن دوران را ندارد. دوران بسیار سخت اما طلایی بود، دورانی که انسان‌ساز بود و با هر قدم در آن مسیرهای پر از مخاطره، پخته و مقاوم می‌شدیم. آه ای خاطرات پر فراز و نشیب… یادت بخیر. ✍ علی محمدزاده @buvanloo
637
9
کد موزیک 131 نام موزیک وطن من
1
10
"بسم الله الرحمن الرحیم" مردم فهیم بوانلو سلام سالهای متمادی گذشت، خیمه امام حسین (ع) را تجربه کردید. مساجد را مدیریت کردید، آبادی مساجد از ابتدا تا کنون بر دوش شما بود و همه ساله به خیل عظیم عاشقان بیرق سیدالشهدا افزودید. هر آنچه اتفاق افتاده، زاده قریحه پاک بی آلایش و رفتار های زلال اجداد و نیاکان بوده و این میراث گرانبها در شرایط کنونی بر سفره فرزندان این دیار کهن و خوش نام زینت یافته است. خوشحالیم از اینکه خداوند توفیق خدمت در سنگر مسجد را برما ارزانی کرده و همراهان خوب با همت و اراده راسخ خود مارا یاری کردند. اعضای هیئت امنای مسجد به پاس قدردانی از حسن اعتماد شما عزیزان، برنامه هایی را در دست مطالعه دارند تا آنچنان که در شان مردم پرشور بوانلو است ادای تکلیف نماییم. بدیهی است برای رسیدن به این اهداف پر افتخار در زمینه های گوناگون به همراهی و همکاری افتخاری شما عزیزان نیازمندیم. امید که به ارائه خدمات و پیشنهادات سازنده خود سهمی از این لذت را به ارمغان ببرید، آنچه در اولین جلسه اعضاء مطرح و بررسی شد تکمیل نمای مسجد است. پس از تصویب، موضوع در دستور کار قرار گرفت. به تناسب داشته های مسجد خرید مصالح انجام شده و تا آنجایی که شرایط ریالی محیا باشد، برای نمای ساختمان انجام وظیفه می نماییم و برای ادامه امور عمرانی به کمک شما عزیزان نیازمندیم، برای دریافت نذورات به هر شیوه ای که برای شما عزیزان مقدور است، منتظر دریافت می مانیم، یک دستگاه کارت خوان تهیه می شود هرکسی به هر اندازه ای که .تمایل داشته باشد می تواند واریزی به حساب مسجد داشته باشد. عزیزانی که قصد انتقال به حساب را دارند شماره حساب: 113770176005 و شماره شبا: 63017000000011370176005 بە نام مسجد مبلغ خود را انتقال دهند. 1- برای امور حسابداری و حقوقی مسجد به همکاری افتخاری دو عزیز آشنا به این امور نیازمندیم.درصورتی که تمایل دارید در این زمینه همکاری نمایید. و با شمارە همراە 09155080847 آقای حاج سلیم نادری تماس گرفته و آمادگی خود را ابلاغ نمایید.اولویت با تحصیل کرده های این رشته است. 2- آقای مرتضی محمد زاده بعنوان خادمیار مسجد معرفی می گردد و آقای مهندس جواد مردانی بعنوان ناظر بر امور ساختمانی مسجد نیز تقبل زحمت نموده و بعنوان مهندس ناظر تعیین گردید. 3- با توجە بە پیشنهاد سازندە تعدادی از عزیزان مبنی بر هدفمند کردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان علاوه بر برنامه های ورزشی ، امور فرهنگی، کتاب و کتابخوانی، هنری و ... مفید به نظر میرسد. از همه علاقمندان در این زمینه ها تقاضای همکاری افتخاری داریم. اعضای هیئت امناء و معتمدین برای فعالان عرصه های مختلف احترام قائل هستند و با آغوش باز پذیرای خدمت می باشیم. من الله توفیق اعضای شورای اسلامی روستای بوانلو و دهیاری محترم معتمدین روستای بوانلو اعضای هیئت امنای مسجد بوانلو
802
11
✅ علی خان مرگان بردری (بصورت خلاصه) ✍علی محمدزاده در میان دومان و مه غلیظ کوهستان و جایی که کوه‌ها بر دشت‌های کشور اورسیت (اتحاد جماهیر شوروی سابق)و کشور دوست و همسایه ترکمنستان سایه می‌افکندند، مردی زندگی می‌کرد که نامش با صدای باد و شکاف صخره ها و سنگ‌ها گره خورده بود.بردر روستایی در دل دره‌ای زیبا که با چشمه‌ساران و ییلاق‌های سرسبزش، پناهگاه آهوان و وحوش بود. علی خان نه تنها یک شکارچی، بلکه مرگانی قابل و با تجربه بود که از دل طبیعت روزی می‌آورد و با سخاوتی مثال‌زدنی، سهمی از شکارش را میان مردم تقسیم می‌کرد. او در طول زندگی خود پنج پلنگ را شکار کرد و پوست‌های گران‌بهایشان را در مشهد به فروش رسانده بود، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که سرنوشت، شکار ششم را برای او چگونه رقم زده است! روزی از روزها کوله اش را آماده کرد و بر پشت بست، تبرزین تیزش را بر کوله آویزان و چارخ پیتاوه را محکم بست، اسلحه به دست برای شکار آهو راهی کوه و کمر شد. به نقل از علی خان مرگان که می گفت: ناگهان دیدم از بالای کوه گله‌ای از آهوها در حال فرار هستند و به سمت من می‌آیند. با تجربه سالیان، دلم لرزید و با خود گفتم یا پشت سر آهوها پلنگی در کمین است یا سلاتهای مسلح روس.! همان لحظه، پلنگی که از بالا بر من مسلط بود، جهشی زد. فرصت واکنش نبود؛ تنها کاری که کردم شلیک یک تیر و جاخالی دادن بود. پلنگ از سراشیبی قل خورد و به پایین رفت و به کوله مرخی  گیر کرد. من که گمان می‌کردم ششمین پلنگ را شکار کرده‌ام، با خیالی آسوده به سمتش رفتم، اما ناگهان همه چیز دگرگون شد! پلنگ که هنوز جان داشت، به من حمله کرد و با هم گلاویز شدیم. اسلحه از دستم افتاد و در آن فاصله نزدیک، هیچ راهی برای استفاده از آن نبود. پلنگ روی تن من بود و من برای رهایی تقلا می‌کردم. در میان آن هیاهو، چشمم به تبرزین تیز افتاد که یادگار یکی از دوستان بوانلو بود. نفس در سینه‌ام حبس شده بود. جدال با پلنگی که هم زخمی بود و هم خشمگین، فراتر از توان انسان بود. تبرزین تنها یک وجب با من فاصله داشت، اما چطور می‌شد از زیر چنگال‌های تیز پلنگ به آن دست یافت؟ در آن لحظه معجزه‌ای رخ داد؛ ندانسنم از کجا توان یافتم، اما تبرزین را چنگ زدم و ضربه‌ای محکم به سر پلنگ زدم. پلنگ به آن سو پرت شد و من به این سو. در حالی که دهانم از تشنگی خشک شده و رنگ از رخسارم پریده بود، به سکوت سنگین کوهستان خیره شدم. آن لحظه، مرگ را در چشم‌های پلنگ دیده بودم و فهمیدم که طبیعت را بیش از حد به چالش کشیده‌ام. بعد از ساعتی با سرو روی خونین برخواستم همان‌جا، اسلحه را با سنگ بزرگی شکستم و در دل خاک دفن کردم. از آن روز به بعد، علی خان دیگر شکارچی نبود؛ او مردی بود که با خود و طبیعت صلح کرده و برای همیشه دست از شکار کشید.... در پایان لازم به یادآوریست: عیسی‌خان علیزاده، پدر علی‌خان مرگان، اصالتاً اهل کلاته بالی بود که پس از ازدواج در روستای حمزکانلو زندگی مشترک خود را آغاز کرد. در دوران حکومت رضاشاه، مراسم عروسی باشکوهی در شهر مرزی باجگیران برگزار شد که عیسی‌خان به اتفاق حاجی‌ حجی قربان ابراهیم‌زاده (پدر بزرگ دکتر فریمان ابراهیم‌زاده) از دعوت‌شدگان سرشناس این مجلس بودند. هنگامی که آن‌ها از عروسی باجگیران بازمی‌گشتند، ملک بزرگی را در ورودی روستای بردر (از سمت باجگیران) خریداری کردند و عیسی‌خان در همان‌جا ساکن شد. در آن دوران، عیسی‌خان و خانواده‌اش به دلیل مراودات تجاری و دادوستد با روس‌ها، کالاها را با کوله پشتی وحیوانات باربر از طریق کوه‌های صعب‌العبور جابه‌جا می‌کردند تا از چشم امنیه‌ها و پاسگاه‌های مرزی (سربازان حکومت) دور بمانند. به پشتوانه اعتبار و حضور عیسی‌خان علیزاده در بردر، چند خانوار دیگر از اهالی کلاته بالی نیز به این منطقه مهاجرت کرده و در روستای بردر ساکن شدند... روح تمامی درگذشتگان شاد و یادشان گرامی @buvanloo
1 031
12
کار بزرگ یعقوب لیث و فردوسی یعقوب لیث صفاری نخستین کسی بود که پس از قرن‌ها خاموشی، زبان فارسی را دوباره بر تخت حکومت نشاند. او گفت: «چیزی که من اندر نیابم، چرا باید گفت؟» و با همین یک جمله، راهی گشود که فارسی از سایه بیرون آمد و دوباره زبان فرمان و قدرت شد. دو قرن بعد، فردوسی بر همان راه ایستاد و با شاهنامه، روح و استخوان زبان فارسی را جاودانه کرد. اگر یعقوب فارسی را زنده نکرده بود، فردوسی نمی‌توانست آن را به قله برساند؛ و اگر فردوسی نبود، تلاش یعقوب در تاریخ کم‌رنگ می‌شد. در همان روزگاران، سرزمین‌هایی چون عراق، شام، مصر، لیبی و تونس چنین نگهبانانی نداشتند؛ نه یعقوبی که زبان بومی را به حکومت بازگرداند، نه فردوسی‌ای که آن زبان را به قلهٔ شعر و هویت برساند. زبان‌های کهن آن دیار—قبطی، آرامی، سریانی، بربری—آرام‌آرام خاموش شدند و عربی جای آن‌ها را گرفت.ایران اما دو نگهبان داشت: یعقوب فارسی را بیدار کرد، فردوسی فارسی را جاودانه ساخت. و همین دو، ستون‌هایی شدند که زبان و هویت ایرانی بر آن ایستاد و فرو نریخت.
1 115
13
بخشی از پیام دکتر پزشکیان رئیس جمهور محترم به کنگره ملی زنان کورد @buvanloo🌹🌹🙏🙏
بخشی از پیام دکتر پزشکیان رئیس جمهور محترم به کنگره ملی زنان کورد @buvanloo🌹🌹🙏🙏
1 057
14
@buvanloo🌹❤️✌️
@buvanloo🌹❤️✌️
1 012
15
Нет текста...
1 028
16
@buvanloo🌹❤️✌️
@buvanloo🌹❤️✌️
1 041
17
هنرمند و دنگبئژ و فعال هویت اصیل کرمانج @buvanloo❤️🌹✌️
هنرمند و دنگبئژ و فعال هویت اصیل کرمانج @buvanloo❤️🌹✌️
955
18
@buvanloo
@buvanloo
796
19
@buvanloo+1
@buvanloo
1
20
@buvanloo👍✌️🌹
@buvanloo👍✌️🌹
733