ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Открыть в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Больше
408
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+830 дней
Архив постов
همه موجودات از سخنان محبت آمیز خشنود می شوند. بنابراین فقط اینطور صحبت کنید(محبت آمیز) آیا کلمات خوب کم است؟؟ #بهاجان (آوازها
همه موجودات از سخنان محبت آمیز خشنود می شوند. بنابراین فقط اینطور صحبت کنید(محبت آمیز) آیا کلمات خوب کم است؟؟ #بهاجان (آوازهای معنوی) @lightworker

02 Priya Vakya.mp35.59 MB

اُستُن این عالَم ای جان غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است هوشیاری زان جهان است و چو آن غالب آید پست گردد این جهان #مثنوی_م
اُستُن این عالَم ای جان غفلت است هوشیاری این جهان را آفت است هوشیاری زان جهان است و چو آن غالب آید پست گردد این جهان #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

دیدن خوارزمشاه اسب زیبای یکی از امرای سپاه خود را بود امیری را یکی اسبی گُزین در گلۀ سلطان نبودش یک قرین او سواره گشت در مَوکِب پگاه ناگهان دید اسب را خوارزمشاه چشمِ شَه را فَرّ و رنگِ او ربود تا به رجعت جشم شه با اسب بود بر هر آن عضوش که افگندی نظر هر یکش خوش تر نمودی زآن دگر غیرِ چُستی و گَشی و رَوحَنَت حق بر او افگنده بود نادرصفت یکی از امرای سپاه خوارزمشاه اسبی بس زیبا و نژاده داشت. صبحگاه که همۀ امرا و قشون حاضر بودند چشم شاه بدان اسب افتاد و بی اختیار بر اندام رعنای اسب خیره ماند . آری شاه سراپا مفتون آن اسب شده بود . از اینرو پس از مراجعت به کاخِ خود عدّه ای از سرهنگان و بهادران سپاه خود را مأموریت داد که بروند و آن اسب را به هر صورتی که میسّر است از صاحبش بگیرند و نزد او آورند . آنان همچون امواج آتشین به سوی منزل امیر تاختند و به زور اسب را گرفتند و کشان کشان بحضور شاه آوردند . از آن طرف امیر مالباخته که وابستگی عجیبی به اسبش داشت چاره ای ندید جز آنکه به وزیر شاه یعنی عمادالملک متوسّل شود . آن وزیر (عمادالملک) به نیک سرشتی شهره بود . عماد پس از شنیدن گلایۀ پُر سوز و گداز امیر ، آشفته و پُرتاب شد و آهنگ آن کرد که با تدبیری خاص اسب را بدو بازگرداند . پس به سوی شاه شتاب گرفت . سپاهیان شاه آن اسب یگانه را به معرض دیدِ شاه آوردند . در این لحظه که عماد پهلوی شاه ایستاده بود شاه بدو روی کرد و گفت : عجب اسبی ، گویی که از بهشت آمده است . عماد گفت : شاها البته که این اسب ، زیبا و جذّاب است . ولی اگر نیک بدان بنگرید نوعی بی تناسبی و ناسازواری در اندامش دیده می شود . مثلاََ شما به سرش نگاه کنید . سرِ این اسب مثلِ سرِ گاو است . البته چون حضرت سلطان بدین اسب علاقمند شده اند زشتی و ناسازواری اعضاء و جوارح او نگاه نمی کنند . چنانکه وقتی آدمی به دیو علاقمند شود او را همچون فرشته بیند . به قول صاحب بیهقی «چون به چشم رضا بدان نگریسته آید عیب آن پوشیده ماند » ( تاریخ بیهقی ، ج 1 ، ص 226 ) . سخنان پختۀ عماد بر دل شاه مؤثر افتاد چندانکه از آن اسب دل سیر و نَفور شد و به لشکریانش گفت آن اسب را به صاحبش بازگردانید . در این حکایت مولانا مضرّاتِ تقلید و آفتِ «دهان بین بودن» را بخوبی نشان می دهد . و نیز در مطاوی ابیات اعتماد به مخلوق به جای توکّل بر خدا مورد نقد قرار گرفته است و این در جایی است که عمادالمک با خود می اندیشد که چرا امیر مالباخته به منِ مخلوق اینقدر دل بسته است و خالق را از یاد برده است . #حضرت_مولانا #مثنوی_معنوی @lightworkers

04 - Fourth Chakra- Heart of the Earth- Chakra Healing Chants (قابل توجه است که در هیچ انسانی چاکراها بسته نیستند موسیقی ها برای بازکردن چاکراها استفاده نمیشوند بلکه تاثیر بر چاکرا و فرکانس چاکرا دارند همانطور که شما از شنیدن یک موسیقی ممکن است تاثیر بپذیرید) #موسیقی_چاکرا #چاکرا #مانترا @lightworkers

الهی تو آنی که از بنده ناسزا بینی و به عقوبت نشتابی، از بنده کفر می‌شنوی و نعمت از او باز نگیری و توبت و انابت بر او عرصه کنی
الهی تو آنی که از بنده ناسزا بینی و به عقوبت نشتابی، از بنده کفر می‌شنوی و نعمت از او باز نگیری و توبت و انابت بر او عرصه کنی و به پیغام و خطاب خود او را باز خوانی و اگر باز آمد او را وعدهٔ مغفرت دهی پس چون با دشمن بد کردار چنینی با دوستان نیکو کار چونی؟ #مناجات_نامه @lightworkers

زیبایی از سکون حضور شما برمی‌خیزد... آنچه را هم اکنون شرح دادید بیش تر اوقات برای لحظاتی کوتاه، هنگامی که تنها و در میان طبیعت هستم تجربه کرده‌ام. بله، استادان معنوی از واژه (ساتوری) برای توصیف فروغ بینش، لحظه بی ذهنی و حضور مطلق استفاده کرده اند. با وجود آن که (ساتوری) یک دگرگونی پایدار نیست، اما هنگامی که روی میدهد تا طعم روشن بینی را به شما بچشاند سپاس گزار آن باشید. ممكن است واقعا بدون این که متوجهش شده یا به اهمیت آن پی برده باشید، بارها و بارها درخشش این فروغ را تجربه کرده باشید. برای آگاهی از زیبایی، شکوه و تقدس طبیعت، حضور لازم است. آیا تاکنون در شبی صاف به بی کرانگی فضا خیره شده و از سكون مطلق و گستره باور نکردنی آن شگفت زده شده اید؟ آیا تا کنون آوای چشمه ساری را که از کوهی به جنگلی فرو میریزد، شنیده اید؟ آیا به راستی به صدای آن گوش سپرده اید؟ یا در غروب یک عصر تابستان به آواز پرنده ای سياه گوش داده اید؟ ذهن برای آگاهی از این پدیده ها به سکون نیاز دارد. باید برای لحظه ای بار مشکلات شخصی گذشته و آینده و همچنین دانش خود را بر زمین بگذارید. در غیر این صورت، نگاه می کنید بی آنکه ببینید و گوش می دهید بی آن که بشنوید. این آگاهی ناب، حضور کامل شما را می طلبد. فراتر از زیبایی بیرونی شکل های گوناگون، چیز بیش تری هم در اینجا وجود دارد که نامی برای آن نیست، چیزی وصف ناپذیر، ژرف و درونی: ذات مقدس! هر کجا و هرگاه که زیبایی هست، این جوهر درونی به گونهای از درون آن می درخشد. این درخشش تنها هنگامی که حضور دارید، خودش را بر شما آشکار می کند. آیا این جوهر بی نام می تواند با حضور شما یکی و همسان باشد؟ آیا این جوهر درونی، بدون حضوړ شما می تواند آنجا باشد؟ به گونه ای ژرف، به درون آن بروید و خودتان پاسخ را بیابید. هنگامی که این لحظات حضور را تجربه کردید، احتمالا متوجه نشدید که لحظه بسیار کوتاهی را در بی ذهنی گذرانده اید، زیرا شکاف میان این حالت و سیل افکار بسیار باریک بوده است. (ساتوری) شما ممکن است تنها چند ثانیه ای پیش از آن که ذهن از راه برسد ادامه داشته باشد، اما آنجا بوده است، وگرنه آن زیبایی را تجربه نمی کردید. ذهن نه می تواند زیبایی را بشناسد و نه می تواند آن را بیافریند. فقط برای چند ثانیه ای، هنگامی که کاملا حضور داشتید، آن زیبایی و تقدس در آنجا بود. شما احتمالا به دلیل باریکی این شکاف و ناهشیاری و گوش به زنگ نبودن نمی توانستید تفاوت بنیادین میان ادراک، یعنی آگاهی بدون اندیشیدن به زیبایی که آن را با عنوان فکر و تعبیر کردن مینامیم، ببینید. شکاف زمانی به اندازه ای کوچک بوده که به شکل فرآیندی واحد به نظر آمده است. با این همه، حقیقت آن است که همین که نخستین فکر فرا میرسد تمامی آنچه باقی میماند، خاطره ای از آن زیبایی است. هر چه شكاف بین ادراک و تفکر بیش تر باشد، ژرفای بیش تری در شما به عنوان بشر وجود خواهد داشت. به سخنی دیگر، در آن صورت شما بیش تر آگاه خواهید بود. بسیاری از مردم به اندازه ای در بند ذهن خود هستند که زیبای ی طبیعت واقعا برای آنها وجود ندارد. ممکن است بگویند: 《چه گل زیبایی》 اما این توصيف برچسب خودجوش ذهنشان است. آنها به این دلیل که ساکن نیستند و حضور ندارند، نه زیبایی گل را می بیند و نه جوهر و تقدس آن را حس می کنند، درست همان گونه که نه خویش را می بینند و نه جوهر و تقدس خویشتن را احساس می کنند. به این دلیل که همه ما در فرهنگی زندگی می کنیم که ذهن بر آن حاکم است، بیش تر هنرها مانند معماری، موسیقی و ادبیات نوین مان - به جز چند استثنا - از زیبایی و جوهر درونی بی بهره هستند. زیرا کسانی که این هنرها را می آفرینند، حتی برای لحظه ای نمی توانند خویش را از ذهنشان آزاد کنند. از این رو با آن نقطه درونی، جایی که آفرینندگی و زیبایی راستین از آن بر میخیزد، در تماس نیستند. ذهن به تنهایی فقط می تواند هیولا بیافریند، آن هم نه تنها در نمایشگاه های هنری. نگاهی به چشم اندازهای شهری و زمین های تخریب شده صنعتی مان بیندازید. تاکنون هیچ تمدنی تا این اندازه زشتی نیافریده است.... #اکهارت_تله @lightworkers

خوش بود ناله دلسوختگان از سر درد خاصه دردی که به امید دوای تو بود ملک دنیا همه با همت سعدی هیچست پادشاهیش همین بس که گدای تو بود  #سعدی #جابر_بهارمست @lightworkers

اگر حقّ همنشین او نبودی در دل او شوق حقّ نبودی. هرگز بوی گل، بی‌گل نباشد. هرگز بوی مشک، بی‌مشک نباشد.... #فیه_ما_فیه @lightwo
اگر حقّ همنشین او نبودی در دل او شوق حقّ نبودی. هرگز بوی گل، بی‌گل نباشد. هرگز بوی مشک، بی‌مشک نباشد.... #فیه_ما_فیه @lightworkers

Gayatri Mantra.mp39.41 MB

مست شوید تمام ماجرا همین است، مدام باید مست بود، تنها همین. باید مست بود تا سنگینی رقت‌بار زمان که تورا می‌شکند و شانه‌هایت را خمیده می‌کند را احساس نکنی، مادام باید مست بود، اما مستی از چه؟ از شراب از شعر یا از پرهیزکاری، آن‌طور که دلتان می‌خواهد مست باشید و اگر گاهی بر پله‌های یک قصر، روی چمن‌های سبز کنار نهری یا در تنهایی اندوه‌بار اتاقتان، در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده، بیدار شدید بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت از هرچه که می‌‌وزد و هر آنچه در حرکت است، آواز می‌خواند و سخن می‌گوید بپرسید اکنون زمانِ چیست؟ و باد، موج، ستاره، پرنده، ساعت جوابتان را می‌دهند. زمانِ مستی است برای اینکه برده‌ی شکنجه‌دیده‌ی زمان نباشید مست کنید، همواره مست باشید، از شراب از شعر یا از پرهیزکاری، آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد #شارل_بودلر @lightworkers

02 Murali Gana Lola.mp316.34 MB

Murali Gana Lola #sathya_sai_baba @lightworkers

با او دلم به مهر و محبت نشانه بود سیمرغ وصل را دل و جان آشیانه بود بودم معلم ملکوت اندر آسمان از طاعتم هزار هزاران خزانه بود
با او دلم به مهر و محبت نشانه بود سیمرغ وصل را دل و جان آشیانه بود بودم معلم ملکوت اندر آسمان از طاعتم هزار هزاران خزانه بود بر درگهم ز خیل ملایک بسی سپاه عرش مجید ذات مرا آشیانه بود هفت صد هزار سال به طاعت گذاشتم امید من ز خلق برین جاودانه بود در راه من نهاد ملک دام حکم خویش آدم میان حلقهٔ آن دام، دانه بود آدم ز خاک بود و من از نور پاک او گفتم منم یگانه و او خود یگانه بود گویند عالمان که نکردی تو سجده‌ای نزدیک اهل معرفت این خود فسانه بود می‌خواست او نشانهٔ لعنت کند مرا کرد آنچه خواست آدم خاکی بهانه بود بر عرش بد نوشته که ملعون شود کسی برد آن گمان به هرکس و برخود گمان نبود خاقانیا تو تکیه به طاعات خود مکن کاین پند بهر دانش اهل زمانه بود #خاقانی @lightworkers

03 - Third Chakra- The Orbit - Nam Myoho- Chakra Healing Chants (قابل توجه است که در هیچ انسانی چاکراها بسته نیستند موسیقی ها برای بازکردن چاکراها استفاده نمیشوند بلکه تاثیر بر چاکرا و فرکانس چاکرا دارند همانطور که شما از شنیدن یک موسیقی ممکن است تاثیر بپذیرید) #موسیقی_چاکرا #چاکرا #مانترا @lightworkers

سوابق آکاشیک واژه ی آکاشا برگرفته از زبان 5000 ساله ی سانسکریت به معنای "کتابخانه ی پنهان" است (در منابع دیگر آن را به معنای جوهر اولیه توصیف کرده اند که به نظر شخص من صحیح تر به نظر میاید). این تالار پنهان حاوی پرونده های خلقت که می تواند توسط مدیتیشن و رفتن به اعماق ذهن ناخودآگاه آشکار شود. به زبان مبتنی بر تکنولوژی که امروز مرسوم تر است، می توان آن را همچون نوعی شبکه ی جهان گستر درونی (Internal World Wide Web ) دانست که هر کسی می تواند در آن آزادانه به اطلاعات درباره ی هر کسی یا چیزی دسترسی پیدا کند. اطلاعاتی که در آرشیو آکاشیک یافت می شود چیزی فرای یک غیب گویی ساده است. می توان آن را نگاهی به کل خط سیر ارواح و سرنوشت دانست. ما هر کدام مان به این اطلاعات دسترسی داریم چرا که هریک از ما تنگاتنگ مرتبط به کل جهانیم، اما از آنجا که ذهن ما غالباً بسیار اشتغال به مسائل دنیوی دارد ارتباط ما به این پایگاه بی نهایت داده ها قطع می شود. آکاشا واقعیت دارد؛ چیزی نیست جز ذرات بنیادی کوانتومی از حوزه ی انرژی و امواج آگاهی که در هر چیز و هر کس در جهان موجود است. در واقع به نوعی بزرگراهی اطلاعاتی محسوب می شود که همه چیز و همه کس را در جهان به هم مربوط می کند. در هر موقعیتی که باشیم انرژی اکاشیک در آن حضور دارد. فقط باید مکث کرد و به آن موقعیت نگاه عمیقی انداخت. باید به زیر پوسته و به اعماق احساسات و افکار خزید. در آن صورت متوجه آگاهی ای می شویم که در عمق هر موقعیت نهفته است. ما همگی در تار و پود آگاهی جهانی بافته شده ایم و جزیی از آن هستیم و فهم این واقعیت آستانه ی دسترسی به آکاشا ست. وقتی که ما پای به روابط ناخوآگاه می گذاریم و آنها را می گشاییم قادر خواهیم بود هر گونه اطلاعاتی را در باره ی هر گونه سیر روحی، هر مکان ، هر زمان، هر واقعه ای به دست آوریم. آکاشا به سطح ناخودآگاه تعلق دارد ــ نوعی از هوشیاری که درست وقتی در دسترس شماست که در آستانه ی به خواب رفتن یا برگشتن به بیداری هستید. به جز این مواقع کوتاه تنها به روش مدیتیشن است که می توان حتی در حالت غی خواب و با حفظ آگاهی به اطلاعات این حوزه دست پیدا کرد. وقتی که ما از فضای ذهنی شلوغ و خودمحور روزمره ی خود فراتر برویم و به خود فرصت تجربه ی سکوت را بدهیم قادر به شنیدن، دیدن و لمس اطلاعات خواهیم بود، چنان واضح که گویا خود خدا آنها را برای ما به نجوا می گوید. اطلاعات آکاشیک چگونه ذخیره می شوند؟ اطلاعات هر شخص را می توان از طریق تاریخ تولد دقیق و نام کامل او به دست آورد. اطلاعات شخص شما بر روی موج و فرکانس خاصی از انرژی سوار است که به لحاظ ارتعاشات آن کاملا با امواج مربوط به هر شخص یا هر چیز دیگری متفاوت است. این خصوصیات درست مثل اثر انگشت شما تنها به شما تعلق دارد و سوابق آکاشیک شما براساس این تفاوت ها ذخیره و رمزگذاری می شود بنابراین با استفاده از آنها می توان تنها به پرونده ی خاص شما در آرشیو دست پیدا کرد. این " کتاب شناخت" یا پایگاه داده های اطلاعاتی ای است که مهم ترین و حیاتی ترین اطلاعات مربوط به شما ، رسالت تان، مقصودتان و خط سیرتان را در طول زندگی در بر دارد. برای شناخت درست مسیری که در آن گام بر می داریم کسب اطلاع از زمان گذشته ضرورت دارد. بدون شناختن گذشته ما نمی دانیم امروز چه کسی هستیم. با این حال برخی از ما چنان غرق گذشته می شوند و به شناخت آن دلبستگی نشان می دهند که به قول معروف از شدت تراکم درخت ها قادر به دیدن جنگل پیش رو نیستند. درست مثل اینکه فرد قادر به دیدن تخم چشم خود نیست چون خیلی نزدیک تر از آن است که دیده شود، ما برای آن که به درستی جایگاه و ماهیت خود را بشناسیم نیاز به بازتابی گسترده تـــــر و آینه ای وسیع تر داریم که در مقابل آن بایستیم. آن جهتی که در حال گام برداشتن به سوی آن اید در لحظه ای بر شما آشکار می شود که بفهمید کیست اید. این امر باعث می شود که توانایی آن را به دست آورید که سکان کشتی خود را بگردانید و تغییر جهت دهید و رو به سویی بروید که منطبق با رسالت و قصد شماست. آینده را روی سنگ سخت حک نکرده اند هر چقدر در شناخت خودمان در گذشته موفق تر باشیم امکان آن که بتوانیم حال و آینده ی خود را از نو رقم بزنیم بیشتر است. #آکاشا معنی : «سیال اثیری که تصور می‌شود در کیهان نفوذ می‌کند». #آکاشیک @lightworkers

هر حرکت کوچک نشانگر است... بدن زبان خودش را دارد ؛ حرکاتت را تماشا کن ، همه چیز بازتاب می‌کند... طوری که راه می‌روی، طوری که می‌نشینی، طوری که نگاه می‌کنی، همه‌اش زبان است ... تو با دهانت چیزی می‌گویی و چشمانت کاملا چیز دیگری می‌گوید. حرکاتت،لحنت،و بدنت صادق‌تر از کلماتت هستند. خودت را تماشا کن. وقتی با دیگران صحبت می‌کنی چکار می کنی؟ آیا واقعا ارتباط برقرار می‌کنی؟ کلامت با وجود و بدنت هماهنگ است؟ حرکاتت را با تامل انجام بده خودت را مشاهده کن... @lightworkers

آن‌ها که محققان راهند در مسند فقر پادشاهند در رزم، یلان بی‌نبردند در بزم، سران بی‌کلاهند کعبه صفت‌اند و راه پیمای باور کنی آسمان و ماهند بر چرخ زنند خیمهٔ آه هم خود به صفت میان آهند بازیچهٔ دهرشان بنفریفت زانگه که در این خیال کاهند مستان شبانه‌اند اما صاحب خبران صبح‌گاهند خاقانی‌وار در دو عالم از دوست رضای دوست خواهند #خاقانی @lightworkers

02 - Second Chakra- Uma... Jai Ma!- Chakra Healing Chants (قابل توجه است که در هیچ انسانی چاکراها بسته نیستند موسیقی ها برای بازکردن چاکراها استفاده نمیشوند بلکه تاثیر بر چاکرا و فرکانس چاکرا دارند همانطور که شما از شنیدن یک موسیقی ممکن است تاثیر بپذیرید) #موسیقی_چاکرا #چاکرا #مانترا @lightworkers

انسان دوست دارد خود را حاکم روان خویش بداند اما مادامی که از تسلط بر خلقیات و هیجانات خود عاجز باشد یا نتواند بر شیوه‌های گون
انسان دوست دارد خود را حاکم روان خویش بداند اما مادامی که از تسلط بر خلقیات و هیجانات خود عاجز باشد یا نتواند بر شیوه‌های گوناگون رخنه‌یابی عناصر ناخودآگاه در نقشه‌ها و تصمیماتش معرفت و وقوف یابد،قطعا مالک و صاحب اختیار نفس نیست.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers