Light Workers🔆
الذهاب إلى القناة على Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
إظهار المزيد376
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
من رویای عشقی را در سر میپروراندم که چیزی بیش از اشتیاق دو تن برای تصاحب یکدیگر بود....
من رویای عشقی را در سر دارم که در آن اشتیاقی دو جانبه برای جست و جوی حقیقتی برتر میان دو تن پدید آید....
شاید نباید آن را عشق نامید ، شاید نام حقیقی آن دوستی است....
#اروین_یالوم
@lightworkers
اگر سخن میانِ من و تو پایان یافت
و راههایِ وصال قطع شدند
و جدا و غریبه گشتیم،
از نو با من آشنا شو....
#نزار_قبانی
Sorrow
#Lisa_Gerrard
@lightworkers
دوستی سه منزل است :
هوی ـ صفت تن،
محبت ـ صفت دل،
عشق ـ صفت جان.
هوی بنفس قائم، محبت بدل قائم، عشق بجان قائم.
نفس از هوی خالی نه، و دل از محبت خالی نه، و جان از عشق خالی نه ؛ عشق مأوای عاشق است، و عاشق مأوای بلاست. عشق عذاب عاشق است و عاشق عذاب بلا.
در عشق تو، گبر ناب من دانم بود!
دل سوخته، جان كباب، من دانم بود!
در آتش تیز و آب من دانم بود!
روز و شب در عذاب من دانم بود!
این عشق كه صفت جان آمد، نیز بر سه قسم است :
اول ـ راستی،
میانه ـ مستی،
آخر ـ نیستی.
راستی عارفانراست، مستی والهان راست، نیستی بی خودانراست.
راستی آنست كه آنچه گوئی كنی و آنچه نمائی داری و آنجا كه آوازدﻫﻲ باشی.
مستی بیقراری و ولهزدگی است. گه نظر مولی دائم گردد، دل هائم گردد ؛ گه عطا بزرگ گردد، از طاقت یافت بر گذرد.
مستی هم نفس راست، هم دل را، هم جانرا. چون شراب بر عقل زور كند، نفس مست گردد. چون آشنائی بر آگاهی زور كند، دل مست شود. چون كشف بر انس زور گیرد، جان مست شود. چون ساقی خود متجلی گردد، هستی آغاز كند و مستی صحو شود.
من نیستم ای نگار، تو هستم كن
یك جرعه شراب وصل بر دستم كن
با من بنشین بخلوت و مستم كن
گر سیر شوی بنكتهای پستم كن
اما نیستی آنست كه در سر دوستی شوی، نه بدین جهان با دید آئی، نه در آن جهان. دو گیتی در سر دوستی شد و دوستی در سر دوست، اكنون نمییارم گفت كه منم، نمییارم گفت كه اوست!
از دیده و دوست، فرق كردن نه نكوست
یا اوست بجای دیده، یا دیده خود اوست
آن پیر طریقت گفت : خداوندا! یافته میجویم، با دیدهور میگویم : كه داریم چه جویم؟ كه بینم چه گویم؟ شیفتهٴ این جست و جویم، گرفتار این گفتگویم.
خداوندا! خود كردم و خود خریدم، آتش بر خود خود افروزانیدم! از دوستی آواز دادم، دل و جان فرا ناز دادم. مهربانا! اكنون كه در غرقابم، دستم گیر كه گرم افتادم :
زین بیش مزن تو ای سنائی غم عشق
كآواره چو تو بسند، در عالم عشق
بپذیر تو پند و گیر یك ره كم عشق
كز آب روان گرد بر آرد غم عشق
آری! مشتاق كشتهٴ دوستی است، هر چند كه سر ببالین است. نیكوتر آنست كه كشتهٴ دوستی به از كشتهٴ شمشیر است، نه از كشتهٴ دوستی خون آید و نه از سوختهٴ آن دود! كشته بكشتن راضی، و سوخته بسوختن خشنود!
هر چند بر آتشم نشاند غم تو
غمناك شوم، گرم نماند غم تو
#کشف_الاسرار_و_عدة_الابرار
@lightworkers
هزار عیب و دو صد نقص در وجود منست
تو
با نگاهِ محبت،
مرا تماشا کن...
#معینی_کرمانشاهی
@lightworkers
بنده چون شرایط دعا بجای آرد، مرغ قفسی است كه رب العالمین آواز وی دوست دارد. عادت خلق چنانست كه مرغی بگیرند و او را قفسی سازند و آب و علف معد دارند، تا آن مرغ بوقت سحر ببانگ آید،
همچنین رب العزة عابدان و عارفانرا در وجود آورد و دنیا قفس ایشان ساخت و منافع و مصالح ایشان در دنیا مهیا كرد و كارهاشان راست كرد، آنگه در محكم تنزیل گفت : « و بالاسحار هم یستغفرون ».
بنده بعجز خود در وقت سحر می زارد، و میخروشد و حق بلطف خود میشنود و می نیوشد.
#کشف_الاسرار_و_عدة_الابرار
@lightworkers
برای کینه؟ آه نه! برای عشق من، بمان
برای دوست داشتن، برای خواستن بمان
هر آنچه دوست داشتم، برای من نماند و رفت
امید آخرین اگر تویی، برای من بمان
به سبزه و نسیم و گل، تو درس زیستن بده
بهار باش و باز هم به خاطر چمن بمان
تمامت و کمال را به نام ما رقم زدند
کمال عشق اگر منم، تو هم “تمام زن” بمان
برای آنکه تیشه را به فرق خویش نشکند
امید زیستن شو و برای کوهکن بمان
مزن به نقش خود گمان، ز سرگذشت این و آن
برای دیگران چرا؟ برای خویشتن بمان
#حسین_منزوی
@lightworkers
حسادت چیست!!!
حسادت سنجیدن است ؛
مقایسه است و ما به سنجیدن فکر کرده ایم.
ما نسبت به مقایسه شرطی شده ایم ؛
همیشه در حال مقایسه هستیم.
دیگری خانه بهتری دارد؛
دیگری بدن زیباتر دارد؛
دیگری پول بیشتری دارد؛
دیگری شخصیت پر جذبه تری دارد
.مقایسه و تداوم مقایسه خویش به هر آن کس
که گذرتان میگذرد، پیامدش
حسادتی عظیم خواهد بود.
محصول جانبی شرطی شدن نسبت
به مقایسه والا.
اگر شما مقایسه را رها کنید
حسادت ناپدید می شود.
آنگاه به راحتی
می فهمید که خودتان هستید
هیچ کس دیگری نیستید ؛
نیازی هم نیست کس دیگری باشید.
این خوب است که شما خودتان را با
درختان مقایسه نمی کنید والا شروع به
احساس حسادتی عظیم می کردید ؛
چرا سبز نیستید ؟
و چرا خداوند نسبت به شما
سخت گیر بوده است...وگل نمی دهید
این بهتر است که شما خود را با پرندگان
نمی سنجید؛با رودخانه ها؛ یا کو ه ها ،و الا رنج بسیار می برید.
شما فقط خود را به نوعی انسانها
مقایسه می کنید ؛ چون شرطی شده اید.
که خود را فقط با انسان ها مقایسه کنید ؛
شما خود را با طاووس ها؛ با طوطی ها نمی سنجید؛ والا حسادت شما بیشتر می شد ؛
شما چنان بار سنگینی از حسادت را
متحمل شده اید که اصلا قادر به زندگی کردن نیستید....
@lightworkers
هرچه فرد بیشتر جویای خوشی باشد، شادی بیشتر از او میگریزد. این دید باعث شد فرانکل بگوید: «نمیتوان در پی شادی رفت، شادی از پی انسان میآید.»
اَلِن واتس میگوید: «درست همان زمان که در جستجویش هستی، از دستش میدهی.» پس لذت هدف نهایی نیست بلکه پیامد جستجوی فرد برای معناست.
هرچه بیشتر در پیِ لذت باشیم، بیشتر از ما میگریزد.فرانکل میگوید لذت محصول معناست و جستجوی فرد باید به سمت معنا هدایت شود. من معتقدم جستجوی معنا نیز به همین اندازه ضد و نقیض است: هرچه بیشتر با منطق و استدلال در جستجوی آن باشیم، کمتر مییابیمش، پرسشهایی که فرد در برابر معنا مطرح میکند، همواره از پاسخها بیشتر عمر میکنند...
#اروین_یالوم
@lightworkers
اینجا هیچ طریق دیگری نیست
الا "سکوت و تسلیم"
کمال آن است که
نقص بر خود گیری!
#شمس_تبریزی
@lightworkers
با آدمها که هستم،چه خوب باشند و چه بد،تمام احساساتم تعطیل و خسته میشوند،تسلیم میشوم.مودبم.سر تکان میدهم.تظاهر میکنم میفهمم؛
چون دوست ندارم کسی را برنجانم.
این یکی از ضعفهایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده...
مهم نیست.کرکرهی مغزم پایین میآید.
گوش میکنم.جواب میدهم.و آنها احمقتر از آناند که بفهمند من آن جا نیستم....
#چارلز_بوکفسکی
@lightworkers
مردم این روزا قیمت هر چیزی رو میدونن
ولی ارزشِ هیچ چیزی رو نمیدونن....
@lightworkers
و به کوتاهی امروز قسم
که بلندای شبِ شهر
به سر خواهد شد....
#مجتبی_شکوری
@lightworkers
چیزی را جستجو کردن
همیشه یافتن چیز دیگری است
پس برای یافتن چیزی
باید به جستجوی آنچه نیست، بروی....
پرندهای را جستجو کردن، گل سرخی را یافتن،
عشق را جستجو کردن، تبعید را یافتن،
هیچ را جستجو کردن، انسان را شناختن،
به عقب رفتن برای پیشروی کردن.
رازِ راه نه در فرعیهایش،
نه آغازِ مشکوک
و پایانِ تردیدآمیزش،
که در طنز گزندهی
دو طرفههایش است...
همیشه میرسی
ولی به جایی دیگر
همه چیز میگذرد
اما در دیگر سو
#روبرتو_خواروز
@lightworkers
حکایت !
دزدی از نردبان خانه ای بالا رفت.
از شیار پنجره شنید که کودکی می پرسید: خدا کجاست؟
صدای مادرانه ای پاسخ داد: خدا در جنگل است، عزیزم.
کودک دوباره پرسید: چه کار می کند؟
مادر گفت: دارد نردبان می سازد!
ناگهان دزد از نردبان خانه پایین آمد و در سیاهی شب گم شد!
سالها بعد دزدی از نردبان خانه حکیمی بالا می رفت. از شیار پنجره شنید که کودکی پرسید: خدا چرا نردبان می سازد؟
حکیم از پنجره به بیرون نگاه کرد، به نردبانی که سالها پیش، از آن پایین آمده بود و رو به کودک گفت: برای آنکه عده ای را از آن پایین بیاورد و عده ای را بالا ببرد.
نردبان این جهان ما و منیست
عاقبت این نردبان افتادنیست
لاجرم آن کس که بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شکست
@lightworkers
لذت و رنج چنان به هم وابستهاند
که که اگر کسی قصد حداکثر بهرهمندی از لذت را داشته باشد
ناگزیر است بیشترین مقدار ممکن از رنج را بچشد....
#آلن_دوباتن
@lightworkers
در گریختن رستگاری نیست
بمان
و چیزی از خودت بساز
که
نشکند...
#غزاله_علیزاده
@lightworkers
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
