💌 دلنوت
Открыть в Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Больше942
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+1730 день
Архив постов
942
♥️
شوروی که سقوط کرد، هم موشک داشت و هم بمبهستهای و ماهواره، هم بزرگترین ارتش دنیا را داشت و هم مخوفترین سازمان امنیتی جهان را، اما مردم را همراه نداشت!
"بزرگترین مرحله سقوط یک حکومت، سقوط آن در ذهن و دلهای مردمان است، مابقی چیزی غیر از بروکراسی نیست
قاطعترین دستور از لوله تفنگ بیرون میآید که به آنیترین و کاملترین اطاعت میانجامد. چیزی که هیچگاه از این لوله در نمیآید قدرت است.
هرجا قدرت از دست برود؛ حکومت با خشونت عریان به میدان میآید. خشونت که پیروز میشود یعنی حکومت با قدرتش خداحافظی کرده است.
در میدان جنگ؛
تیرها که به هدف میخورند پیروزی قطعی؛ اما در میدان شهر؛ تیرها که به بدن بخورند؛ شکست حتمی هست..."
#هانا_آرنت
@delnote
942
.
بشنو ای جلاد
و مپوشان چهره با دستان خونآلود
میشناسندت به صد نقش و نشان مردم
میدرخشد زیر برق چکمههای تو
لکههای خون دامنگیر
و به کوه و دشت پیچیدهست
نام ننگین تو با هر مرده باد
خلق کیفرخواه
و به جا ماندهست از خون شهیدان
بر سواد سنگ فرش راه
نقش یک فریاد: ای جلاد ننگت باد
#هوشنگ_ابتهاج
@delnote
942
♥️
“روایت رنج، علیه سرکوب
و بازسازی روان”
تاریخ به ما میگوید آنچه بر روان انسان - چه، کسی که مستقیم درگیر بحران است و چه، کسی که با کمی فاصله شاهد روایت آن است - در جنگ، خفقان سیاسی، کشتارهای گسترده و سرکوب شدید اثر میگذرد، میتواند او را به سمت فروپاشی عمیق روانی، احساس بیآیندگی و حتی اختلالات عصبی بکشاند.
و از آنجا که بدن، آخرین سنگرِ یک روانِ زخمیست، ناچاریم به راهکارهایی پناه ببریم که از این فروپاشی جلوگیری کنیم. چرا که این فروپاشی، خود بخشی از هدف سرکوبگران است: فرسودن و از کار انداختن نیروهای انسانیِ ایستاده در برابر سرکوب.
دکتر ویکتور فرانکل، روانپزشک و بازماندهی اردوگاههای مرگ نازی، میگوید افسردگی، بیخوابی، بیحسی عاطفی و فروپاشی روانی و جسمی در اردوگاهها قاعده بود، نه «استثنا». اما آنهایی که دوام آوردند، نه به امیدهای بزرگ، بلکه به معناهای کوچک چنگ زدند.
به گفتهی او، اگر انسان «چرایی» هرچند کوچکی، برای ادامهدادن داشته باشد، میتواند «چگونگی» تحملِ رنج را در خود پیدا کند. این معنا بخشیدن، میتواند نوشتن چند خط، مراقبت از شخصی دیگر یا حتی حفظ یک عادت سادهی روزانه باشد.
در کنار معنا، روایتسازی از رنج نقش مهمی دارد. نوشتن، گفتن و نامگذاریِ دقیقِ رنج، خود شکلی از مقاومت است. وقتی رنج زبان پیدا میکند، از فشار کور و فلجکننده، به تجربهای قابلفهمتر تبدیل میشود و از انزوا، روزنهای به بیرون باز میکند.
پیوند انسانی، حتی اگر بسیار حداقلی باشد، یکی دیگر از عوامل مهم تابآوری است. تاریخ اردوگاهها و زندانها نشان میدهد کسانی که حتی یک رابطهی انسانی معنادار داشتند، توان بیشتری برای دوامآوردن نشان دادند. یک گفتوگوی کوتاه، یک نگاه همدلانه، یا احساس اینکه کسی تو را میبیند، میتواند فرق بزرگی ایجاد کند. انسان در انزوای مطلق، سریعتر فرو میریزد.
و در نهایت، شاید مهمترین نکته همین باشد: آسیبدیدن نشانهی ضعف نیست. فروپاشی روانی در شرایط غیرانسانی، واکنش طبیعیِ یک روان سالم است، نه شکست فردی. تاریخ بارها این را به ما یادآوری کرده است.
و ما، برای حفظ روایت رنج و ایستادگی در برابر اهداف سرکوبگران، ناچاریم از روان خود مراقبت کنیم و به بازسازی آن تن بدهیم.
راویان حقیقت و رنج، حافظان جهاناند.
#محمد_مرکبیان
@delnote
