es
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Ir al canal en Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Mostrar más
941
Suscriptores
+224 horas
+87 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
ای مامِ رنج‌ها ابری چه گونه ابری! اندوه، دیده‌ای؟ با آذرخشواژهٔ خود زار می‌زند: هرگز ندیده بودم چشمِ تو را چنین در خون و اشک غوطه‌ور، ای مامِ رَنج‌ها! ای میهنی که در تو به خواری مثل اسیر جنگی یک عمر زیستیم زین گونه زیستیم و به هِق‌هِق گریستیم. #محمدرضا_شفیعی‌کدکنی @delnote

♥️ ای مزدا! کیانند آنان که ما را در برابر دُروَندان خونخوار، رامش خواهند بخشید؟ #زرتشت @delnote

♥️ من اینجا دلم سخت معجزه می‌خواهد و تو انگار معجزه‌هایت را گذاشته‌ای برای روز مبادا #پل_الوار @delnote

🎵"Aniron" #Enya @delnote

وطن یعنی این‌که نباید همه‌ی این‌ها اتفاق می‌افتاد! #غسان_کنفانی @delnote

♥️ کنون گر تو در آب ماهی شوی وگر چون شب اندر سیاهی شوی وگر چون ستاره شوی بر سپهر ببری ز روی زمین پاک مهر بخواهد هم از تو پدر کین من چو بیند که خا‌ک‌ست بالین من از #شاهنامه_فردوسی @delnote

♥️ ‏«اگر چهره‌تان به انسان می‌مانست، سیلی محکمی بر صورت‌تان می‌نواختم. اما رخسار کریه‌تان هم‌چون پوزه‌ی نفرت‌انگیز درندگان است؛ شما تظاهر می‌کنید که انسانید.» #لئونید_نیکلایویچ_آندریف خنده‌ی سرخ @delnote

ای دو چشمانت رهی روشن بسوی شهر زیبائی ای نگاهت باده‌ای در جام مینائی آه، بشتاب ای لبت همرنگ خون لالهٔ خوشرنگ صحرائی ره، بسی دور است لیک در پایان این ره... قصر پر نور است. #فروغ_فرخزاد @delnote

و ما در بدرقه‌شان بهترینِ ترانه‌هامان را می‌خواندیم و زلال‌ترینِ اشک‌هامان را می‌ریختیم. ما در ‌ابتدای بیداری بودیم و در آستانه‌ی پیروزی. #محمد_مرکبیان @delnote

♥️ "خوبم اما اگر فکر کنم، گریه‌ام خواهد گرفت." کنار درخت زیتون #سیامک_تقی‌زاده @delnote

🎵”Need Your Love” #DYATHON #Instrumental @delnote

♥️ عشق ما را پی کاری به جهان آورده است ادب این است که مشغول تماشا نشویم #صائب_تبریزی @delnote

آیا چه دیدی آن شب در قتلگاه یاران؟ چشم درشتِ خونین، ای ماه سوگواران! از خاک بر جبینت خورشیدها شَتک زد آندم که داد ظلمت فرمان تیرباران رعنا و ایستاده، جان‌ها به کف نهاده، رفتند و مانده بر جا، ما خیلِ شرمساران ای یار، ای نگارین! پا تا سرِ تو خونین! ای خوش‌ترین طلیعه از صبحِ شب‌شماران! داغِ تو ماندگار است، چندان که یادگار است، از خون هزار لاله بر بیرقِ بهاران یادت اگرچه خاموش، کی می‌شود فراموش؟ نامت کتیبه‌ای شد بر سنگِ روزگاران هر عاشقی که جان داد، در باغ سروی افتاد، بر خاک و سرخ‌تر شد خونابِ جوی‌باران سهلش مگیر چونین، این سیب‌های خونین هر یک سری بریده است بر دارِ شاخساران باران فرو نشسته است اما هنوز در باغ خون چکه چکه ریزد از پنچه‌ی چناران باران خون و خنجر، گفتی و شد مکرر شاعر خموش دیگر! (باران مگو، بباران!)   #حسین_منزوی @delnote

♥️ هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌گوییِ سازمان یافته روی‌آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصلی کلّی شود، "صداقت" به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می‌شود و گوینده‌ی حقیقت، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعت دیگری هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می‌شود! در چنین شرایطی شما نمی‌توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید! شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا به وزارت دروغ بپیوندید، و یا یک مخالف سیاسی محسوب شوید! #هانا_آرنت @delnote

♥️ ايران حمله‌ی اسکندر و اعراب و چنگيز رو از سر گذرونده و زنده مونده! از اين روزها می‌خواد زنده بيرون نياد؟ سينه‌تون رو فراخ كنيد و ‎امّید رو از دست نديد! #هوشنگ_ابتهاح @delnote

‏من این‌ بار خشم هزاران دریا را در خود دارم ‏دریاهایی که مرا با هزاران پیکر بی‌سر ‏بر کرانه آورد ‏پای بر من مفشار ‏تو را غرق خواهم کرد. ‏⁧#بیژن_الهی @delnote

♥️ چه جوانانی! اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی! بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند و موهاي صورت پسرها هنوز درنیامده. و دخترها را می‌بینی؟ چه پاهاي لطیفی دارند! جنگ است، اینجا هم جنگ است اسماعیل! گریه نکن! فریاد نکن! دهنش را ببندید، قوانین را به هم زده است! گریه نکن اسماعیل، جنگ است! نفت از کنار حجره‌ها بالا می‌رود چه معجون عجیبی! چاه‌هاي نفت در کنار حجره‌هاست و در حجره‌ها جوانان نشسته‌اند! آه، چه نفتی! شیر ظلمت است این نفت! و نفتکش‌ها در سکوت پر می‌شوند و جوانان در سکوت پیر می‌شوند و در اعماق زمین، و در بالاسر، و بین دست یک بدن، جنگ است اسماعیل، جنگ است! مرده باد شاعري که راز حجره و چاه را نداند زنده باشی تو که این راز را می‌دانستی... #رضا_براهنی @delnote