ru
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Открыть в Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Больше
2 682
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+1030 день
Архив постов
photo content

‌ بطور کامل زندگی کن. فارغ از اینکه چقدر مشکلات داری. منتظر روزی که مشکلات تمام شوند و آن وقت زندگی کنی نباش. در هر وضعیت بیر
‌ بطور کامل زندگی کن. فارغ از اینکه چقدر مشکلات داری. منتظر روزی که مشکلات تمام شوند و آن وقت زندگی کنی نباش. در هر وضعیت بیرونی که هستی، از هر نظر معیشتی و شرایط دیگر، فارغ از اینها با تمامیت زندگی کن و خوشدل باش. احساس خوشدلی ات را منوط به چیزی نکن. چه چیز بیرونی و چه درونی. ‌

آیا در دوران کودکی و نوجوانی ترس‌هایی از جنس نگرانی از باخبر شدن دیگران از رفوزه شدن‌تان در مدرسه یا نمرهٔ کم آوردن‌تان داشته‌اید؟
Anonymous voting

آیا در دوران کودکی و نوجوانی ترس‌هایی از جنس نگرانی از باخبر شدن دیگران از رفوزه شدن‌تان در مدرسه یا نمرهٔ کم آوردن‌تان داشته‌اید؟
Anonymous voting

وای به حال انسانی که در زندگی اش ماه نداشته باشد. اما تو. تو ماه ماهی!

‌ ماه و دیوانگی کلمهٔ lunatic در انگلیسی بمعنای دیوانه است. ترجمهٔ تحت‌الفظی‌اش می‌شود «ماه‌زده». luna در لاتین یعنی ماه. («ل
+2
‌ ماه و دیوانگی کلمهٔ lunatic در انگلیسی بمعنای دیوانه است. ترجمهٔ تحت‌الفظی‌اش می‌شود «ماه‌زده». luna در لاتین یعنی ماه. («لونا پارک» پارک ماه یا همان پارک بازی در شب را هم شاید شنیده باشی.) طبق باوری قدیمی، وقتی ماه به درخشندگی کامل، یعنی حالت «بدر» می‌رسد، حالات جنون و دیوانگی در برخی افراد ایجاد می‌کند. این باور در ادبیات کلاسیک به زیبایی تجلی کرده است: باز فرو ریخت عشق از در و دیوار من باز ببُرّید بند اشتر کین‌دار من باز سر ماه شد نوبت دیوانگی‌ست آه که سودی نکرد دانش بسیار من از «غزلیات شمس» یا من سر هر ماه سه روز ای صنم لاجرم باید که دیوانه شوم از «مثنوی معنوی» این شب‌ها، شب‌های طلوع بدر است و تغییر آن به حالتهای دیگر. ارتباط با آسمان، با ماه و ستاره‌ها بگیریم و قدر فرصت تماشا بدانیم. در سکوت. مطلق تماشا. و دیگر هیچ. مگر اینکه کسی دیوانه باشد که ماه به این زیبایی را ببیند و دیوانه نشود! @Panevisdotcom

‌ خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران اما «شکمبه»: "مرا خویی‌ است که نخواهم که هیچ دلی از من آزرده شود. اینک جماعتی خود را در سماع بر من می‌زنند و بعضی یاران ایشان را منع می‌کنند. مرا آن خوش نمی‌آید و صد بارگفته‌ام برای من کسی را چیزی مگویید. من بآن راضی‌ام. آخر من تا این حد دل دارم که این یاران که بنزد من می‌آیند از بیم آن که ملول نشوند شعری می‌گویم تا به آن مشغول شوند و اگر نه، من از کجا شعر از کجا؟ والله که من از شعر بیزارم و پیش من ازین بتر چیزی نیست. همچنانکه یکی دست در شکمبه گه کرده است و آن را می‌شوراند برای اشتهای مهمان. چون اشتهای مهمان به شکمبه است مرا لازم شد. آخر آدمی بنگرد که خلق را در فلان شهر چه کالا می‌باید و چه کالا را خریدارند، آن خرد و آن فروشد. اگرچه دونتر متاعها باشد. من تحصیل‌ها کردم در علوم و رنجها بردم که نزد من فضلا و محققان و زیرکان و نغول اندیشان آیند تا برایشان چیزهای نفیس و غریب و دقیق عرض کنم. حق تعالی خود چنین خواست آن همه علمها را اینجا جمع کرد و آن رنجها را اینجا آورد که من بدین کار مشغول شوم. چه توانم کردن؟ در ولایت و قوم ما از شاعری ننگ تر کاری نبود. ما اگر در آن ولایت می‌ماندیم، موافق طبع ایشان می‌زیستیم و آن می‌ورزیدیم که ایشان خواستندی. مثل درس گفتن و تصنیف کتب و تذکیر." از کتاب «فیه ما فیه» مولانا جلال‌الدین

‌ دست در شکنبه شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه، ورد سحرگاه ‌

کل علی! ضرب‌المثل‌ها درست مثل قطعه اشیاء عتیقه که باستان‌شناس‌ها از آنها پی به مشخصه‌های تمدن‌ها و فرهنگ‌ انسانی می‌برند، حمل کنندهٔ یک دنیا معنی‌اند. در جمله‌ای کوتاه و ساده، هزار حرف ریخته می‌شود. حرف‌هایی که حاصل تجربه‌هایی به اندازهٔ عمر چند نسل ممکن است باشد. زمان نوجوانی‌ام سریالی تلوزیونی پخش می‌شد بنام "مثل‌آباد". بشدت به آن علاقه داشتم، ایضاً به موسیقی‌اش. طوریکه بدون دانستن موسیقی، نت‌های آهنگ تیتراژ آن سریال را روی برنامه‌های کامپیوتری بازسازی کردم و اتفاقاً خیلی هم خوب درآمده بود. دو سال پیش که در تهران به میدان انقلاب رفتم و دیدم CDهای این سریال با بسته‌بندی مناسبی عرضه شده، در خرید درنگ نکردم و تا الآن چند بار آنها را دیده‌ام. از میان ضرب‌المثل‌های این سریال، ضرب‌المثل "عجب سرگذشتی داشتی، کل علی!" را به اندازهٔ داستان شیرین، ساده و پرمغز "مرد لافی که هر روز سبیل خود را چرب می‌کرد" از مثنوی مولانا، پرمحتوی می‌دانم. داستان ریشهٔ این ضرب‌المثل بسیار وصف حال روابط انسانی است و از نظر خودشناسی مصداق‌های بسیار وسیعی دارد و الحق که «نقد حال ماست آن». خرداد ۱۳۹۰ ویدیوی ضرب المثل فوق در یوتیوب: بخش اول بخش دوم(پایانی) پادکست(فایل صوتی فوق) @Panevisdotcom

‌ تناسخ! ‌

photo content

‌ نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو چو شو گیرُم خیالت را در آغوش سحر از بسترم بوی گل آیو ‌ ‌

‌ مدتی پیش دربارهٔ این شعر خاطره و ذکر خیری از عزیزی نوشته بودم. دوست عزیز و هنرمند، خانم بزرگ‌نیا، با خط خوش‌شان لطف کرده‌ان
‌ مدتی پیش دربارهٔ این شعر خاطره و ذکر خیری از عزیزی نوشته بودم. دوست عزیز و هنرمند، خانم بزرگ‌نیا، با خط خوش‌شان لطف کرده‌اند و شعر مذکور را نوشته‌اند. تشکر از ایشان. ‌‌@mohadeseh.bozorgnia @Panevisdotcom

Repost from Jiddu Krishnamurti
‌ جلسهٔ لایو کریشنامورتی‌خوانی امروز، جمعه، ساعت ۳ عصر به وقت تهران در اپلیکیشن گوگل‌میت جهت شرکت در جلسات، در گروه کریشنامور
‌ جلسهٔ لایو کریشنامورتی‌خوانی امروز، جمعه، ساعت ۳ عصر به وقت تهران در اپلیکیشن گوگل‌میت جهت شرکت در جلسات، در گروه کریشنامورتی‌خوانی عضو شوید. » پیام به مدیر ثبت‌نام « ‌‌ ‌

‌ کیفیت درونی توریست از نظر اهمیت در اولویت است نسبت به مناظر و چیزهایی است سیاحت می کند. آسمان‌ها و زمین اندر دل است عکس لطف آن بر این آب و گل است‌ ‌ ‌

‌ پاک کن چهرهٔ حافظ به سر زلف ز اشک ورنه این سیل دمادم بکند بنیادم حافظ

‌ باز پندش داد باز او توبه کرد عشق آمد توبهٔ او را بخَورد! ‌ تا به حال دو کتاب «با پیر بلخ» و «انسان در اسارت فکر» را خوانده ایم و بررسیده ایم و بزودی جمع‌خوانی و بررسی کتاب «زندگی و مسائل» را در سری جلسات لایو مصفاخوانی آغاز خواهیم کرد. علاقمندان جهت شرکت، با خانم صبا هماهنگ کنند. @Panevisdotcom

photo content

‌ گر راهزن تو باشی... تفألی به دیوان حافظ ‌

برای گروه ۲۸ و ۲۶ جلسه بفرستید باید اعلام شهریه کنم.