fa
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

رفتن به کانال در Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

نمایش بیشتر
2 682
مشترکین
+424 ساعت
+77 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
‌ در میان انبوهی از مطالب، افراد، یادداشتها، اشعار، ویدیوها و فایلها دربارهٔ عرفان و دین و روانشناسی و فلسفه و رابطه و زندگی.
‌ در میان انبوهی از مطالب، افراد، یادداشتها، اشعار، ویدیوها و فایلها دربارهٔ عرفان و دین و روانشناسی و فلسفه و رابطه و زندگی. به هر کدام نوکی زدن و از هر کدام چیزی حفظ کردن و "یاد گرفتن". و «خود» همچنان باقی است. و روزگار و احوال کما فی السابق. ‌

‌ همانطور که دوستان نوشته اند، پاسخ این است: چون خدا خواهد که‌مان یاری کند میلِ ما را جانبِ زاری کند هر کجا آبِ روان، سبزه بُوَد هر کجا اشکی روان، رحمت شود این ابیات هم مرتبط‌اند و شایستهٔ تأمل: چون بگریانم بجوشد رحمتم آن خروشنده بنوشد نعمتم رحمتم موقوف آن خوش گریه هاست چون گریست از بهر رحمت موج خاست ای خنک چشمی که آن گریان اوست وی همایون دل که آن بریان اوست در مورد «اشک» و «گریه» داستان «کودک حلوافروش» را بخوانید یا در »اینجــا« بشنوید، همراه با توضیح. + ایضاً ضمناً اگر در آن حال احیاناً "بودید"، که إن شاء الله نباشید، دعایی هم در حق این نویسنده کنید. ‌

‌ کدام بیت از کتاب «مثنوی معنوی» است؟ ‌
‌ کدام بیت از کتاب «مثنوی معنوی» است؟ ‌

‌ چند مطلب یک. دوستانی که متقاضی مطالب عرفانی و خودشناسی هستند و پیام می‌دهند و دربارهٔ چنین موضوعاتی سوال می‌کنند، بدانند که
‌ چند مطلب یک. دوستانی که متقاضی مطالب عرفانی و خودشناسی هستند و پیام می‌دهند و دربارهٔ چنین موضوعاتی سوال می‌کنند، بدانند که این کانال جهت اطلاع‌رسانی برنامه‌های کلاس‌ها و نیز برای تنوع و تفریح دوستانی است که در دوره‌ها هستند. مطالبی عرفانی هم که به ایجاز و اختصار در اینجا منتشر می‌شوند، به تفصیل در کلاس‌ها گفته شده و می‌شود و انتشار آنها در اینجا جنبهٔ تذکار و یادآوری، و البته تنوع و تفریح و انبساط خاطر برای آن دوستان دارد. لذا انتظار توضیح مفصل نداشته باشید. مجمل‌اند و اشاره‌وار. چنانچه سوال دارید و یا طالب بسط مطالب هستید، این کار را در دوره های خودشناسی که اعلام کرده ایم می توانید بیابید. دو. دوستانی که برای مشاوره پیام می‌دهند، همانطور که قبلاً نیز اعلام شده است، تا اطلاع بعدی مشاوره نداریم. سه. در مورد دورهٔ کریشنامورتی‌خوانی که سوال می کنند دوستان، اطلاع بیشتر جهت شرکت، در کانال کریشنامورتی آمده است. چهار. احتمالاً بزودی کلاس «فیه ما فیه» بگذاریم. اعلام خواهد شد. پنج. پست‌ها مخاطب خاص ندارند. برداشت هر فرد به خود وی مربوط است. + در تصویر فوق، دو پرنده مستتراند. شادکام باشید. ‌

‌ آخرین اعلام دورهٔ خودشناسی + تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبت‌نام را با پیام به خانم صبا، شماره‌ای که در تصویر آمده(فقط در تلگرام)، و یا مراجعه به » اینجـا « می‌توانید درخواست کنید. ‌ این آخرین اعلام این دوره است. تا چند ماه آتی دورهٔ دیگری نخواهیم داشت. ‌در قسمت نظرات و یا پیام خصوصی پیام نفرستید. @Panevisdotcom

غم نردبان ره آسمان درون است پر عشق را بجنبان پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند ‌

‌ باخبر شدیم پدر خانم صبای عزیز به رحمت خدا رفته اند. ضمن تسلیت به ایشان و خانوادهٔ عزیزشان، آرزوی آرامش برای روح پدر ایشان د
‌ باخبر شدیم پدر خانم صبای عزیز به رحمت خدا رفته اند. ضمن تسلیت به ایشان و خانوادهٔ عزیزشان، آرزوی آرامش برای روح پدر ایشان دارم. ‌

photo content

‌ بطور کامل زندگی کن. فارغ از اینکه چقدر مشکلات داری. منتظر روزی که مشکلات تمام شوند و آن وقت زندگی کنی نباش. در هر وضعیت بیر
‌ بطور کامل زندگی کن. فارغ از اینکه چقدر مشکلات داری. منتظر روزی که مشکلات تمام شوند و آن وقت زندگی کنی نباش. در هر وضعیت بیرونی که هستی، از هر نظر معیشتی و شرایط دیگر، فارغ از اینها با تمامیت زندگی کن و خوشدل باش. احساس خوشدلی ات را منوط به چیزی نکن. چه چیز بیرونی و چه درونی. ‌

آیا در دوران کودکی و نوجوانی ترس‌هایی از جنس نگرانی از باخبر شدن دیگران از رفوزه شدن‌تان در مدرسه یا نمرهٔ کم آوردن‌تان داشته‌اید؟
Anonymous voting

آیا در دوران کودکی و نوجوانی ترس‌هایی از جنس نگرانی از باخبر شدن دیگران از رفوزه شدن‌تان در مدرسه یا نمرهٔ کم آوردن‌تان داشته‌اید؟
Anonymous voting

وای به حال انسانی که در زندگی اش ماه نداشته باشد. اما تو. تو ماه ماهی!

‌ ماه و دیوانگی کلمهٔ lunatic در انگلیسی بمعنای دیوانه است. ترجمهٔ تحت‌الفظی‌اش می‌شود «ماه‌زده». luna در لاتین یعنی ماه. («ل
+2
‌ ماه و دیوانگی کلمهٔ lunatic در انگلیسی بمعنای دیوانه است. ترجمهٔ تحت‌الفظی‌اش می‌شود «ماه‌زده». luna در لاتین یعنی ماه. («لونا پارک» پارک ماه یا همان پارک بازی در شب را هم شاید شنیده باشی.) طبق باوری قدیمی، وقتی ماه به درخشندگی کامل، یعنی حالت «بدر» می‌رسد، حالات جنون و دیوانگی در برخی افراد ایجاد می‌کند. این باور در ادبیات کلاسیک به زیبایی تجلی کرده است: باز فرو ریخت عشق از در و دیوار من باز ببُرّید بند اشتر کین‌دار من باز سر ماه شد نوبت دیوانگی‌ست آه که سودی نکرد دانش بسیار من از «غزلیات شمس» یا من سر هر ماه سه روز ای صنم لاجرم باید که دیوانه شوم از «مثنوی معنوی» این شب‌ها، شب‌های طلوع بدر است و تغییر آن به حالتهای دیگر. ارتباط با آسمان، با ماه و ستاره‌ها بگیریم و قدر فرصت تماشا بدانیم. در سکوت. مطلق تماشا. و دیگر هیچ. مگر اینکه کسی دیوانه باشد که ماه به این زیبایی را ببیند و دیوانه نشود! @Panevisdotcom

‌ خوشتر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران اما «شکمبه»: "مرا خویی‌ است که نخواهم که هیچ دلی از من آزرده شود. اینک جماعتی خود را در سماع بر من می‌زنند و بعضی یاران ایشان را منع می‌کنند. مرا آن خوش نمی‌آید و صد بارگفته‌ام برای من کسی را چیزی مگویید. من بآن راضی‌ام. آخر من تا این حد دل دارم که این یاران که بنزد من می‌آیند از بیم آن که ملول نشوند شعری می‌گویم تا به آن مشغول شوند و اگر نه، من از کجا شعر از کجا؟ والله که من از شعر بیزارم و پیش من ازین بتر چیزی نیست. همچنانکه یکی دست در شکمبه گه کرده است و آن را می‌شوراند برای اشتهای مهمان. چون اشتهای مهمان به شکمبه است مرا لازم شد. آخر آدمی بنگرد که خلق را در فلان شهر چه کالا می‌باید و چه کالا را خریدارند، آن خرد و آن فروشد. اگرچه دونتر متاعها باشد. من تحصیل‌ها کردم در علوم و رنجها بردم که نزد من فضلا و محققان و زیرکان و نغول اندیشان آیند تا برایشان چیزهای نفیس و غریب و دقیق عرض کنم. حق تعالی خود چنین خواست آن همه علمها را اینجا جمع کرد و آن رنجها را اینجا آورد که من بدین کار مشغول شوم. چه توانم کردن؟ در ولایت و قوم ما از شاعری ننگ تر کاری نبود. ما اگر در آن ولایت می‌ماندیم، موافق طبع ایشان می‌زیستیم و آن می‌ورزیدیم که ایشان خواستندی. مثل درس گفتن و تصنیف کتب و تذکیر." از کتاب «فیه ما فیه» مولانا جلال‌الدین

‌ دست در شکنبه شوق لبت برد از یاد حافظ درس شبانه، ورد سحرگاه ‌

کل علی! ضرب‌المثل‌ها درست مثل قطعه اشیاء عتیقه که باستان‌شناس‌ها از آنها پی به مشخصه‌های تمدن‌ها و فرهنگ‌ انسانی می‌برند، حمل کنندهٔ یک دنیا معنی‌اند. در جمله‌ای کوتاه و ساده، هزار حرف ریخته می‌شود. حرف‌هایی که حاصل تجربه‌هایی به اندازهٔ عمر چند نسل ممکن است باشد. زمان نوجوانی‌ام سریالی تلوزیونی پخش می‌شد بنام "مثل‌آباد". بشدت به آن علاقه داشتم، ایضاً به موسیقی‌اش. طوریکه بدون دانستن موسیقی، نت‌های آهنگ تیتراژ آن سریال را روی برنامه‌های کامپیوتری بازسازی کردم و اتفاقاً خیلی هم خوب درآمده بود. دو سال پیش که در تهران به میدان انقلاب رفتم و دیدم CDهای این سریال با بسته‌بندی مناسبی عرضه شده، در خرید درنگ نکردم و تا الآن چند بار آنها را دیده‌ام. از میان ضرب‌المثل‌های این سریال، ضرب‌المثل "عجب سرگذشتی داشتی، کل علی!" را به اندازهٔ داستان شیرین، ساده و پرمغز "مرد لافی که هر روز سبیل خود را چرب می‌کرد" از مثنوی مولانا، پرمحتوی می‌دانم. داستان ریشهٔ این ضرب‌المثل بسیار وصف حال روابط انسانی است و از نظر خودشناسی مصداق‌های بسیار وسیعی دارد و الحق که «نقد حال ماست آن». خرداد ۱۳۹۰ ویدیوی ضرب المثل فوق در یوتیوب: بخش اول بخش دوم(پایانی) پادکست(فایل صوتی فوق) @Panevisdotcom

‌ تناسخ! ‌

photo content

‌ نسیمی کز بن آن کاکل آیو مرا خوشتر ز بوی سنبل آیو چو شو گیرُم خیالت را در آغوش سحر از بسترم بوی گل آیو ‌ ‌

‌ مدتی پیش دربارهٔ این شعر خاطره و ذکر خیری از عزیزی نوشته بودم. دوست عزیز و هنرمند، خانم بزرگ‌نیا، با خط خوش‌شان لطف کرده‌ان
‌ مدتی پیش دربارهٔ این شعر خاطره و ذکر خیری از عزیزی نوشته بودم. دوست عزیز و هنرمند، خانم بزرگ‌نیا، با خط خوش‌شان لطف کرده‌اند و شعر مذکور را نوشته‌اند. تشکر از ایشان. ‌‌@mohadeseh.bozorgnia @Panevisdotcom