سایت پانویس
Открыть в Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
Больше2 682
Подписчики
+124 часа
+37 дней
+1030 день
Архив постов
2 685
سفر اروپا را در کانال تلگرامی که قبلاً نیز معرفی شد خواهم گذاشت. چیزهایی که بنظرم جالب برسد.
لینک عضویت کانال تلگرام مذکور اینست:
@PanevisAdventures
2 685
«نترس، من فقط بخاطر امیدها و آرزوها اینجام.»
-
یعنی: «نترس! به خودت کاری ندارم. آمدهام تا امیدها و آرزوهایت را از تو بگیرم.»
یعنی مرگ پدیدهای امن است. آنچه سختش میکند، چسبیدن فرد به آیندهای موهوم است که انسانها به خودشان وعده میدهند. مرگ میگوید: تمام شد. همهٔ فردایی که به خودت وعده داده بودی که خواهد آمد، نیست و نابود شد. همهٔ عمرت را به امید و آرزوی «بعداً» گذراندی و من آمدهام که این «بعداً» را از تو بگیرم. هیچ فردایی و بعداًی در کار نیست.
سختی مرگ از این بُعد است. و الّا مرگ امن است. آنان که در طول زندگی دائماً بر همه چیز میمیرند، هنگام آمدن مرگ، آماده هستند. چون از قبل بر تمام امیدها و آرزوهایشان مردهاند! بارها. هر روز.
مرگ کاین جمله از او در وحشتند
میکنند این قوم بر وی ریشخند!
+ ایضاً بخوانید.
@Panevisdotcom
2 685
به یاد حرکت در جادههای پاوهٔ کردستان و گوش دادن با همراهی دوستان به این غزل و آهنگ درجه یک از کیومرث پورناظری. خوش مینشیند اکثر کارهای ایشان بر غزلیات مولانا.
إن شاء الله این غزل را در جلسهای ویژه کار خواهیم کرد، بصورت لایو. در کلاسهای خودشناسی اعلام خواهد شد.
خطاطی از دوست عزیز، آقای احد پناهی، است.
@Panevisdotcom
2 685
به یاد حرکت در جادههای پاوهٔ کردستان و گوش دادن با همراهی دوستان به این غزل و آهنگ درجه یک از کیومرث پورناظری. خوش مینشیند اکثر کارهای ایشان بر غزلیات مولانا.
إن شاء الله این غزل را در جلسهای ویژه کار خواهیم کرد، بصورت لایو. در کلاسهای خودشناسی اعلام خواهد شد.
@Panevisdotcom
2 685
احمق دوبل
آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گَزیده نمی شود. حالا آدمی که با یک چاقو سه بار دستش را ببرد چیست؟! تازه با وجود هشدار مؤکد دوستش.
@Panevisdotcom
2 685
یتا ماچ
این را پیرمرد از قول ادوارد براون، شرق شناس معروف، تعریف میکرد که روزی در کوچه های یزد مشغول گشتن بودم و آفتاب گرمی بر سرم زده بود و حسابی تشنه شده بودم.
پسرکی یزدی آمد به سمتم و پرسید که آیا دوست دارم برایم کاسه ای آب خنک بیاورد؟ گفتم: بله. پسرک رفت و آب را آورد و خوردم. تشکر کردم و کاسه را به او پس دادم. پسرک با همان لهجهٔ شیرینش گفت: یتا ماچم نکردی!
@Panevisdotcom
2 685
نترسها از زندگی برخوردارند. جان کلام داستان مسجد مهمانکش این است.
نترسیدن از چه؟
از عدم!
@Panevisdotcom
2 685
دیروز با دوستان زدیم به طبیعت چهارمحال. چه بگویم؟ زبان آدم بند می آید از این همه زیبایی.
هنگام گردش در حوالی کوههای پر از چشمه، روستاهایی که از هر گوشه شان، از سر و کولشان چشمه و آب می بارد، یادم به قسمتی از داستان دقوقی افتاد. آنجا که می گوید: این همه درختان سرسبز و پر از میوه و برکت را می دیدم، اما مردمی که از کنار آنها رد می شدند و همه گرسنه و رنجور بودند و آن درختان را نمی دیدند را هم مشاهده می کردم. و تعجب می کردم که چه چیزشان شده است که این همه رحمت و زیبایی طبیعت را نمی بینند.
رحمت بی حد روانه هر زمان
خفته ایم از درک آن ای مردمان
چرا زندگی کردن در این روستاها، در دل کوه و رود برایمان به اندازهٔ زندگی در شهر و بدو بدو و دنبال ارزش ها دویدن جذابیت ندارد؟
2 685
ذکر خیر
در ایام جوانی پیش فردی کار می کردم که در زمینهٔ هنرهای رزمی کارکشته بود و مهارت بسیار خوبی داشت. همچنین در زمینهٔ هیپنوتیزم. مربی ووشو بود و باشگاهی در خیابان دماوند تهران داشت، باشگاه هیگر، اگر درست یادم باشد، بین میدان فردوسی و میدان امام حسین. تا مربی گری ووشو مرا پیش برد اما زندگی چنان چرخ خورد که فراقی پیش آمد و تا مدتها دیگر همدیگر را ندیدیم.
بیتی را همیشه برایم می خواند که بسیار به دلم می نشست و پس از او هرگاه آن بیت را می شنیدم، یاد او می افتادم. هر کجا هست، خداوند به سلامتش بدارد، که بسیار از او آموختم.
آن بیت این بود:
حبابآسا چنان بر چشمهٔ هستی سبک بنشین
که تا چین بر جبین زد از نسیمی، خیمه برچینی
@Panevisdotcom
2 685
دو مورد از خطاهای جیدو کریشنامورتی، که محمدجعفر مصفا نیز در سخنان و آثارش بیان نموده است، را قبلاً نقل کرده ام. علاوه بر آنها کریشنامورتی در مورد بررسی شرطی شدگی ها ضعف دارد. در جلسه ای لایو بطور مفصل این موضوع بررسی خواهد شد.
جهت شرکت در این جلسه باید عضو گروه کریشنامورتیخوانی باشید. با »خانم صبا« هماهنگ کنید.
@Panevisdotcom
2 685
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ
چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
عرفان این است. نه درغلطیدن در عقاید و باورهای ماورایی، موجودات غیرارگانیک، بلعیدن سنگ و شمشیر و تیغ ژیلت، مو و ریش بلند کردن و زلمزیمبو به خود آویزان کردن و هیبتی خاص درست کردن، حرفهای مبهم و کلی زدن، مرید و پیرو دور خود جمع کردن، باورهایی مانند زندگیهای قبلی تراشیدن و در هپروتیات فرو رفتن، اعتقاد به بیقیدی و بیمبالاتی - از هر نوعش - داشتن، زندگی را به یاوهگی گرفتن، ارتباط با عالم ارواح و اجنه داشتن، روی آب راه رفتن. اینها عرفان نیستند، خودفریبیاند.
عرفان یعنی یک انسان معمولی بودن و بدون توهم، زندگی سالم و ساده داشتن. ارتباط داشتن با واقعیات سادهٔ زندگی. دیدن پدیدهها همانگونه که هستند، واقعیتشان.
کرامت حقیقی عرفانی این است که فرد با خانواده و اطرافیانش با درون و برون گشاده، دلپذیر، انسانی در تعامل باشد. اگر محصول و میوهٔ عرفان و خودشناسی چنین چیزی نباشد، آن عرفان نیست.
ششم جولای ۲۰۲۹
@Panevisdotcom
2 685
Repost from Jiddu Krishnamurti
سوال
نمیدانم آیا تا به حال متوجه طلوع و غروب خورشید با تمام آن رنگهای حیرتانگیزشان شدهاید.
نمیدانم آیا متوجه نور منعکس شده بر روی آب، ماهیگیران در قایقهایشان، کرکسهایی که در ارتفاعات آسمان چرخ میزنند، پرندگان کوچکتر در میان درختها، و نور آفتاب صبح زود که بر روی یک تک برگ میدرخشد میشوید.
این چیزها را میبینید؟
«بهاری بیزمان»
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
2 685
آغاز ثبتنام
دورهٔ جدید خودشناسی
+ محتوای دوره در تصویر فوق آمده است.
+ تمامی اطلاعات مورد نیاز و شرایط ثبتنام را با پیام به خانم صبا، شمارهای که در تصویر آمده(فقط در تلگرام)، و یا مراجعه به این لینک میتوانید درخواست کنید.
T.me/61413998055
در قسمت نظرات پیام نفرستید.
@Panevisdotcom
2 685
به هوش بودم از اول
که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم
نه عقل ماند و نه هوشم
سعدی
خطاطی از آقای احد پناهی
@Panevisdotcom
