ru
Feedback
روان درمانی وجودی (طوبی زنگی آبادی)

روان درمانی وجودی (طوبی زنگی آبادی)

Открыть в Telegram

نگاهی عمیق‌تر به هستی و انسان طوبی زنگی‌آبادی روانشناس بالینی روان‌درمانگر فردی و گروه‌درمانگر هماهنگی وقت آنلاین: @ToobaZangiabadi هماهنگی وقت حضوری👇 کلینیک دامون: ۰۳۴۳۲۱۴۴۵۴۰ و ۰۹۲۱۷۴۳۷۱۲۵ اینستاگرام: https://www.instagram.com/tooba.zangiabadi/

Больше
549
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-230 день

Загрузка данных...

Похожие каналы
Нет данных
Возникли проблемы? Пожалуйста, обновите страницу или обратитесь к нашему support-менеджеру .
Входящие и исходящие упоминания
---
---
---
---
---
---
Привлечение подписчиков
май '26
май '260
в 0 каналах
апрель '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+4
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+12
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
август '25
+20
в 1 каналах
Get PRO
июль '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
май '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
апрель '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
март '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+4
в 1 каналах
Get PRO
январь '25
+8
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '24
+6
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+17
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '24
+17
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+19
в 0 каналах
Get PRO
август '24
+47
в 2 каналах
Get PRO
июль '24
+14
в 0 каналах
Get PRO
июнь '24
+12
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+18
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+16
в 0 каналах
Get PRO
март '24
+21
в 0 каналах
Get PRO
февраль '24
+16
в 1 каналах
Get PRO
январь '24
+28
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '23
+9
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+4
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+4
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+7
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+12
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+5
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+4
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+5
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+10
в 0 каналах
Get PRO
февраль '21
+12
в 0 каналах
Get PRO
январь '21
+11
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '20
+568
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
19 мая0
18 мая0
17 мая0
16 мая0
15 мая0
14 мая0
13 мая0
12 мая0
11 мая0
10 мая0
09 мая0
08 мая0
07 мая0
06 мая0
05 мая0
04 мая0
03 мая0
02 мая0
01 мая0
Посты канала
Repost from اِنگار
مداخله فوری برای کودکان 🔴«با من نفس بکش»: دم ۴ شماره، مکث ۲، بازدم ۶ شماره؛ ۵ بار تکرار. 🔴۵-۴-۳-۲-۱ حواس: ۵ چیز که می‌بینی، ۴ چیز که لمس می‌کنی، ۳ صدا، ۲ بو، ۱ مزه. 🔴شیء امن: یک عروسک/سنگ/روسری را «نماد امنیت» کنید؛ هنگام ترس در دست بگیرد و فشار دهد. 🔴جای امن ذهنی: چشم‌ها بسته، توصیف یک مکان امن با جزئیات (رنگ، صدا، دما). 🔴فشار عمیق: بغل محکم ۲۰–۳۰ ثانیه یا پیچیدن در پتو (مثل «پتو»). 🔴نام‌گذاری هیجان: «الان بدنت شبیه ترس است؛ قلبت تند می‌زند.» (برچسب‌گذاری = کاهش شدت). 🔴زمان‌سنج ۲ دقیقه‌ای: بگویید «فقط ۲ دقیقه با هم می‌گذرانیم» و تایمر بگذارید؛ تمرکز بر اکنون. 🔴حرکت تخلیه‌ای: ۳۰ ثانیه پریدن، لرزاندن دست‌ها، یا فشار دادن دیوار. 🔴جمله لنگر: با هم تکرار کنید «الان کنار همیم و امن‌تر از قبل هستیم.» 🔴کاهش محرک: خاموش کردن خبر/صداهای اضافی، نور ملایم، حضور نزدیک و قابل لمس. دکتر پرستو امیری رواندرمانگر @engaarr

2
حفظ ایمنی و سلامت شهروندان در شرایط جنگی ❇️ از منابع مختلف، نکاتی را جمع‌آوری و در کانال «ایمنی شرایط جنگی» منتشر کرده‌ایم تا بهتر بتوانیم این شرایط را پشت‌سر بگذاریم. 🔸لطفاً این لیست را برای هر کسی که فکر می‌کنید به آن نیاز دارد ارسال کنید. 🏥 کمک‌های اولیه و امداد پزشکی: 📌دستورالعمل کمک‌های اولیه برای عموم در هنگام جنگ 📌 راهنمای پانسمان اضطراری 📌داروهای مورد نیاز در کیف لوازم ضروری 📌 طرز استفاده صحیح از کپسول آتش‌نشانی 📌 نشانه‌های ریزش ساختمان پس از انفجار ☢️ آمادگی برای حمله هوایی، انفجار و شرایط اضطراری: 📌 در کیف لوازم ضروری چه باید گذاشت؟ 📌 در لحظه شنیدن «صدای انفجار» یا «هشدار حمله»، چه باید کرد؟ 📌 توصیه‌های آتش‌نشانی ایران به شهروندان برای زمان حملات نظامی 📌 توصیه های سازمان بهداشت جهانی هنگام حمله هوایی 📌اگر در ترافیک با حمله هوایی مواجه شدیم، چه باید کرد؟ 📌 آموزش نحوه چسب زدن به پنجره‌ها 📌اگر در معرض پرتوهای هسته‌ای یا انفجار راکتور اتمی هستید! 📌برای محافظت از گوش‌ها هنگام انفجار چه کنیم؟ 📌 چند توصیه برای آپارتمان‌های بدون زیرزمین در شرایط جنگی 💆‍♀️مدیریت سلامت روان و حفظ آرامش: 📌 توصیه‌های کاربردی برای حفظ آرامش 📌 راهنمای سلامت روان برای شرایط جنگ با بهره‌گیری از توصیه‌های منابع بین‌المللی 📌 چند توصیه برای مراقبت از جسم و روان در شرایط جنگی 👨‍🦼حمایت از گروه‌های خاص (کودکان، نوجوانان، سالمندان و زنان باردار): 📌 چگونه با کودکان درمورد این شرایط صحبت کنیم + اینجا 📌چگونه یک کودک زیر 12 سال روزهای جنگ را بگذراند؟ 📌نوجوان بالای 13 سال روزهای جنگ را چگونه بگذراند؟ 📌 چگونه از نوجوان خود در شرایط پراضطراب حمایت کنیم؟ 📌با سالمندان در شرایط بحرانی چگونه رفتار کنیم؟ 📌راهنمای عمل زنان باردار در زمان جنگ و درگیری ⚠️ آمادگی برای قطعی آب، برق و تامین نیازهای ضروری: 📌چطور در زمان قطعی برق، خوراکی‎های فاسد نخریم؟ 📌چگونه برای قطعی آب آماده شویم و آب آشامیدنی ضدعفونی کنیم؟ 📌نکات ایمنی هنگام هنگام قطعی برق برای تامین گرما و روشنایی 📡 ارتباطات اضطراری: 📌 ارتباط بدون اینترنت و شبکه موبایل (مسنجرهای آفلاین) 📌 چگونه بدون اینترنت با دیگران ارتباط برقرار کنیم؟ ☎️ اطلاع‌رسانی و مدیریت اطلاعات: 📌 چطور در زمان جنگ خبر بخوانیم؟ 📌 شماره تلفن‌های ضروری 🔹مطالب کانال به‌روزرسانی می‌شود. برای اطلاع از نکات جدیدتر، در کانال عضو شوید. ‏👈 با فوروارد این فرسته، و پیوستن به کانال ایمنی شرایط جنگی در آگاهی‌رسانی برای امنیت خود و دیگران فعالانه مشارکت کنید. @IranSafeZone
21
3
Нет текста...
55
4
I am sharing 'ترومای_فرهنگی_و_هویت_جمعی_جفری_الکساندر_ترجمه_فاطممه_کریمخان' with you
107
5
کتاب «#ترومای_فرهنگی_و_هویت_جمعی» #جفری_الکساندر را بیش از چهار سال پیش ترجمه کردم. بخشی از پروژه‌ای بود که برای پایان‌نامه‌ام تعریف کرده بودم و به نتیجه‌ای که می‌خواستم نرسید اما مسیر مطالعه و تحقیقی را برایم باز کرد که امروز به آن افتخار می‌کنم. «ترومای فرهنگی و هویت جمعی» یکی از آثار اساسی در جامعه‌شناسی فرهنگی معاصر است که مفهوم «#ترومای_فرهنگی» را به‌عنوان فرایندی اجتماعی و تفسیری بررسی می‌کند، نه صرفاً واکنشی روان‌شناختی به یک رویداد دردناک. الکساندر استدلال می‌کند که برخلاف تروماهای فردی که مستقیماً از تجربه رنج ناشی می‌شوند، ترومای فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که یک جامعه یا گروه اجتماعی به این باور برسد که یک رویداد، هویت جمعی، ارزش‌ها و معنای وجودی آن را به‌طور عمیق و جبران‌ناپذیر آسیب زده است. در نگاه الکساندر، هیچ رویدادی ذاتاً «تروماتیک» نیست. بلکه رویدادها از طریق روایت‌ها، گفتمان‌ها و کنش‌های نمادین به تروما تبدیل می‌شوند. این فرایند «ساخت اجتماعی تروما» نام دارد. در این مسیر، گروه‌هایی که او آن‌ها را «گروه‌های حامل» (carrier groups) می‌نامد، مانند روشنفکران، نخبگان سیاسی، فعالان اجتماعی، هنرمندان یا رسانه‌ها، نقش محوری دارند. این گروه‌ها تلاش می‌کنند روایت‌هایی بسازند که نشان دهد چه اتفاقی افتاده، قربانیان چه کسانی هستند، چرا این رنج اهمیت اخلاقی دارد و چه کسانی مسئول آن‌اند. الکساندر چهار پرسش اساسی را در شکل‌گیری ترومای فرهنگی برجسته می‌کند: نخست، ماهیت رنج چیست؟ دوم، چه کسانی قربانیان این رنج‌اند؟ سوم، رابطه این رنج با هویت جمعی چیست؟ و چهارم، چه کسانی مسئول ایجاد این رنج شناخته می‌شوند؟ پاسخ‌های پذیرفته‌شده به این پرسش‌ها، تعیین می‌کنند که آیا یک جامعه، رویدادی خاص را به‌عنوان ترومای فرهنگی به رسمیت می‌شناسد یا نه. یکی از نکات کلیدی کتاب، نقش نهادهای اجتماعی و عرصه‌های عمومی مانند رسانه‌ها، نظام حقوقی، آموزش، موزه‌ها و آیین‌های یادبود است. این نهادها بسترهایی فراهم می‌کنند که در آن روایت‌های تروماتیک تثبیت، بازتولید یا به چالش کشیده می‌شوند. اگر #روایت_تروما در این عرصه‌ها مشروعیت پیدا کند، به بخشی از #حافظه_جمعی و #هویت_پایدار جامعه تبدیل می‌شود. الکساندر برای توضیح نظریه خود، به نمونه‌های تاریخی متعددی اشاره می‌کند؛ از جمله #هولوکاست، برده‌داری در ایالات متحده، آپارتاید در آفریقای جنوبی و حملات ۱۱ سپتامبر. او نشان می‌دهد که حتی در مورد هولوکاست، که امروز به‌طور گسترده به‌عنوان یک ترومای جهانی شناخته می‌شود، این درک بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم وجود نداشت و تنها از طریق دهه‌ها روایت‌سازی، دادگاه‌ها، آثار هنری و فعالیت‌های سیاسی تثبیت شد. در نهایت، الکساندر نتیجه می‌گیرد که ترومای فرهنگی می‌تواند هم مخرب و هم سازنده باشد. از یک سو، یادآوری مداوم رنج می‌تواند شکاف‌ها و تعارض‌های اجتماعی را تشدید کند؛ از سوی دیگر، اگر به‌درستی بازنمایی شود، می‌تواند همدلی اخلاقی، بازاندیشی هویت جمعی و حرکت به‌سوی عدالت و آشتی اجتماعی را ممکن سازد. این کتاب نشان می‌دهد که فهم تروما، بدون توجه به فرهنگ، معنا و قدرت، ناقص خواهد بود. در شرایطی که مفهوم تروما و همین طور ترومای جمعی دچار « بیش استفاده» شده است به نظرم بازگشتن به تعریف و کاربست دقیق این مفاهیم می‌تواند بخشی از غبار موجود در فضا را بخواباند. کتاب حاضر مثل باقی کتاب‌های من رایگان، صرفا به صورت آنلاین و خارج از بازار رسمی کتاب در ایران، با اجازه کتبی از دکتر اکساندر عزیزم و دانشگاه کلمبیا که ناشر کتاب است منتشر شده است. اگر مایل به حمایت از مترجم هستید مبلغ دلخواهی به شماره کارت 5022291044101713 واریز کنید. در نشر آگاهی بکوشید. @anexegesis
103
6
ترومای فرهنگی و هویت جمعی جفری سی. الکساندر و دیگران @anexegesis
ترومای فرهنگی و هویت جمعی جفری سی. الکساندر و دیگران @anexegesis
85
7
سکوت اهل‌نظر و صعود صداهای افراطی ✍🏻سهند ایرانمهر در روزگاری که بحران بر بحران می‌نشیند و دل‌ها از بیم و اندوه انباشته است، جامعه بیش از آن‌که مجال تأمل داشته باشد، به واکنش پناه می‌برد. فشار معیشت، خاطره زخم‌های تازه، نگرانی از آینده و سایه تهدیدها، روان جمعی را خسته و تندخو می‌کند. در چنین احوالی، جهان به دو رنگ فروکاسته می‌شود: یا این‌سو یا آن‌سو. میانه‌ها متهم‌اند، جملات با بدبینی معنا می‌شوند، هر سخن که با تایید مطلق مخاطب بیان نشود بهانه انتقام از گوینده به جای مقصرین اصلی اوضاع است، احتیاط نشانه ضعف شمرده می‌شود و هر سخن مستقل، به‌جای آن‌که کوششی برای فهم تلقی گردد، به خیانت یا جهالت نسبت داده می‌شود. این وضع، نه عجیب است و نه بی‌سابقه. روان‌شناسان اجتماعی، از جمله «هنری تاجفل»، نشان داده‌اند که انسان در شرایط تهدید، به مرزبندی‌های سخت‌تر پناه می‌برد؛ «ما» را منزه‌تر می‌بیند و «دیگری» را خطرناک‌تر. بحران، تابِ شنیدن را کم می‌کند. ذهن خسته، پیچیدگی را برنمی‌تابد و به قطعیت‌های ساده دل می‌بندد و عجیب نیست که حتی گاهی دکان پیشگویی و فال و اخبار آینده چنان با اقبال روبرو می‌شود که تحلیل و تدقیق با داده‌ها و یافته‌های علمی و عقلانی در مقایسه با آن چیزی ملال‌آور و بی‌ثمر جلوه داده می‌شود. در چنین فضایی، سکوتْ دل‌فریب است. آدمی می‌گوید چرا خود را در معرض تهمت و ترور شخصیت بگذارم؟ چرا خویشتن را آماج خشم‌های بی‌امان کنم؟ بسیاری از نویسندگان و اهل نظر، از بیم همین هجوم‌ها، قلم بر زمین می‌گذارند و عده‌ای هم از هراس تنهایی یا تخریب یا به سودای مریدپروری ناگهان به یکی از دوسوی ماجرا تغییر مسیر می‌دهند اما باید از خود پرسید: اگر در هنگامه‌ای که عقلانیت و‌ تحلیل دقیق میدان به حاشیه رانده می‌شود، آنان که می‌توانند به سنجش و استدلال سخن بگویند نیز خاموش شوند، چه چیزی چراغ همراهی و گفت‌وگو میان مردم را روشن نگاه خواهد داشت؟ سکوت در روزگار آرامش، شاید انتخابی شخصی باشد؛ اما در روزگار التهاب، کنشی است با پیامد عمومی. میدانِ سخن، خلاء را برنمی‌تابد. اگر زبان استدلال کنار رود، زبان حذف و تحقیر میان‌ مردمان و در حق یکدیگر پیش می‌آید. با این همه، انصاف آن است که هر خشمی را در یک کفه ننهیم. همه تندی‌ها از یک سنخ نیستند. بخشی از فحاشی‌ها سازمان‌یافته و هدفمند است؛ برای بستن دهان مخالف، برای مرعوب‌کردن، برای پاک‌سازی عرصه از صدای ناهمساز. این، خشونتی است آگاهانه. اما بخشی دیگر، فریاد زخمی است که التیام نمی‌یابد. جامعه‌ای که ضربه‌های پیاپی خورده، طبیعی است که دردمند و آزرده شود. خشم، گاه چهره دیگر اندوه است. اگر این دو را از هم بازنشناسیم، به ارواح خراشیده و آدمیان دردمند نیز همچون دشمن پاسخ خواهیم داد. از همین‌رو، نوشتن در چنین فضایی، ادعای دانای مطلق بودن نیست. کسی که می‌نویسد، اگر صادق باشد، به جای فروختن توهم یا فهرست آرزوها باید از امکان‌ و راه‌هایی سخن بگوید که مانع زخم‌های بیشتر و رافع ناکامی‌هاست، راهی را نشان دهد که بازیابنده رمق‌ها و آشکارکننده افق‌هاست و بیش از آن‌که داعیه هدایت داشته باشد، دغدغه جمع کردن پراکندگان پریشان و حفظ امکان گفت‌وگو دارد. ماکس وبر از «اخلاق مسئولیت» سخن می‌گفت این‌که کنشگر باید پیامدهای عمل و ترک عمل خویش را بسنجد. ترک گفتار نیز پیامد دارد. اگر اهل اندیشه کنار بکشند، میدان به رقابت وفاداری‌ها واگذار می‌شود و عقلانیت به حاشیه‌ تبعید می‌گردد. نوشتن البته بی‌هزینه نیست. طعنه هست، تهمت هست، سوءبرداشت و‌ تخریب هست و تلخ‌تر که نه از یک سو که از همه سو ز منجنیق فلک سنگ فتنه بر «مردِ تحمل» می‌بارد. مرد مصاف در همه جا یافت می شود در هیچ عرصه مرد تحمل ندیده‌ام اما هر کس به نحوی بهای آزادی را می‌پردازد. یکی در نان، یکی در جان، یکی در آبرو. سهم اهل قلم، تاب آوردن در برابر خشونت کلامی و پایبندی به منطق است. این نه بزرگ‌ترین هزینه است و نه کوچک‌ترین؛ اما سهمی است که اگر ادا نشود، زبانِ پیراسته عقلانیت آرام‌آرام بین افراد جامعه فرسوده می‌شود. نوشتن در بحران باید با فروتنی همراه باشد با پذیرش امکان خطا، با پرهیز از تحقیر، با تمایز میان نقد و دشمن‌سازی. باید خشم را فهمید، بی‌آن‌که اسیر آن شد. باید رنج را دید، بی‌آن‌که عقل را تعطیل کرد. اگر به خشم، با خشم پاسخ دهیم، تنها بر آتش افزوده‌ایم؛ و اگر از بیم خشم خاموش شویم، آتش را بی‌نگهبان گذاشته‌ایم. سخن گفتن در این روزگار، بیش از آن‌که نمایش دانایی یا جهیدن به معرکه اهانت و اصابت باشد، تلاشی است برای نگه‌داشتن رشته‌ای باریک از معنا. شاید مخاطب اندک باشد، شاید غوغا بلندتر از استدلال باشد؛ اما همین که هنوز جمله‌ای سنجیده در میان هیاهو جاری شود، امیدی هست که گفت‌وگو لااقل میان مردم جامعه یکسره نمرده است. @sahandiranmehr
100
8
. ▫️حوالیِ فاجعه (در ضرورت توجّه به امر روانشناختی در جنبش‌های سیاسی) در حوالی فاجعه هر کسی جایی ایستاده است. یکی عزیزی را تازه از دست داده و خشمی عمیق و سردرگم با خود دارد، یکی مالی را از دست داده و حسرت و سرزنشی دردناک به جانش افتاده، یکی مهاجرت کرده یا کاری تازه را شروع کرده و آسیب‌پذیر است، یکی از کارش بیرون آمده و نگران و مضطرب است، یکی مالی به دست آورده و خوشبین است، یکی به یارش رسیده و سبکی دلنشینی را تجربه می‌کند، یکی هزینه‌ای از سر این همه بی‌عدالتی داده و زخمی با خود دارد، یکی از خانه دور است و دلتنگی امانش را بریده، یکی طولانی افسرده است و دیگر جانی ندارد، یکی هم آنقدر از همه چیز پُر است که از پرِ کاهِ اضافه‌ای هم می‌ترسد. آدم‌ها در حوالی فاجعه در موقعیت‌های روانی و اجتماعی متفاوتی ایستاده‌اند. شخصیت‌های متفاوتی هم دارند. تجربه‌های متفاوتی هم می‌کنند. گفتن از این همه تفاوت روانشناختی در مواجهه با بحران و فاجعه، روانشناسی‌گری یا فروکاستن امر سیاسی نیست. خوشمان بیاید یا نه، هر سیاستمداری انسان است، هر مبارزی انسان است، هر کشته‌ای انسان است، هر مجروحی انسان است، هر فقیر یا ثروتمندی انسان است و هر انسانی روان دارد، هر انسانی به جمع یا "ما"یی تعلّق دارد و هر انسان هر اتفاقی را بر اساس سازه‌های روانش و روزگارِ حوالی بحرانش تجربه می‌کند. ما در صحبت از سیاست، هم از امر عینیِ بیرونی حرف می‌زنیم و هم از امر عینی بیرونی حرف نمی‌زنیم. چقدر جای نگاه روانشناختی به سیاست در میان ما مردم و فعالان اجتماعی و سیاسی خالی است. هر کدام فکر می‌کنیم حقیقت همانی است که من تجربه می‌کنم و واکنش درست همانی است که من نشان می دهم. امّا نه، ما انسانیم و تخته‌بندِ محدودیت‌های روانمان. سخت است امر روانشناختی را در حوزه سیاست آن‌هم در این روزگار داغ به دیده گرفتن. امّا کاش همه (از جمله خود من) بتوانیم حتی اگر از این دیدگاه قطعیتی سیاسی بیرون نیاید، گاهی از آن بهره بگیریم. @TheWorldasISee
146
9
پیشگیری از ترومای روانی و PTSD: دیدن صحنه‌های دلخراش، شوک‌آور یا تهدیدکننده، می‌تواند روان را دچار تروما کند. حتی اگر «مستقیم» در خطر نبوده‌اید. حتی اگر فقط «شاهد» بوده‌اید. حتی اگر فقط فیلم یا تصویر دیده باشید. از نگاه روان‌شناسی، تروما نتیجه‌ی ضعف نیست؛ نتیجه‌ی مواجهه‌ سیستم عصبی با موقعیتی است که از توان پردازش آن لحظه فراتر بوده. بعد از چنین اتفاقاتی، ممکن است این واکنش‌ها را تجربه کنی: ▫️ تصاویر یا صداهایی که ناگهان برمی‌گردند ▫️ بی‌خوابی یا کابوس ▫️ اضطراب، تپش قلب، گوش‌به‌زنگی ▫️ کرختی، بی‌حسی یا قطع ارتباط با احساسات ▫️ اجتناب و دوری از آدم‌ها و مکان‌ها ▫️ زودرنجی یا انفجار خشم این‌ها، علائم «دیوانه شدن» نیستند؛ واکنش‌های طبیعی مغز به تهدید است. 📌 برای پیشگیری از تثبیت تروما و کمک به ترمیم روان، این کارها مهم‌اند: *⃣ مواجهه را متوقف کن. اگر صحنه‌های دلخراش دیده‌ای: ▫️ ویدیوها و تصاویر را دوباره نبین ▫️ اخبار را محدود و هدفمند دنبال کن مغز تروما را با تکرار، عمیق‌تر ثبت می‌کند. خود را در معرض «باز ترومازاسیون» قرار ندهید. *⃣ بدن را به «اینجا و اکنون» برگردان. تروما، ذهن را در گذشته منجمد می‌کند. ▫️ لمس اشیای اطراف ▫️ توجه به تنفس ▫️ حرکت آرام بدن این‌ها پیام امنیت به سیستم عصبی می‌دهند. *⃣ درباره تجربه‌ات حرف بزن؛ با آدم امن. نه برای تحلیل، بلکه برای *دیده شدن*. سکوت طولانی، تروما را درون‌زا می‌کند. *⃣ به واکنش‌هایت معنا بده، نه برچسب. به‌جای «من ضعیف شدم»، بگو: بدنم دارد از من محافظت می‌کند. *⃣ انتظار نداشته باش سریع «عادی» شوی. ترمیم روان، زمان می‌خواهد. فشار برای زود خوب شدن، روند بهبود را کند می‌کند. *⃣ اگر علائم شدید یا ماندگار شدند، کمک تخصصی بگیر. روان‌درمانی تروما، برای همین موقعیت‌ها طراحی شده. کمک گرفتن نشانه بلوغ است، نه ناتوانی. در روزهایی که جامعه زخم‌خورده است، مراقبت از روان، یک ضرورت است. اگر چیزی دیده‌ای یا تجربه کرده‌ای که هنوز در بدنت مانده، بدان که باید برای بهبودش کاری کنی. این واکنش‌ها، قابل فهم و قابل درمان‌اند. ✍️ علیرضا گل
154
10
وقتی برای نخستین بار اصطلاح «الهیات رهایی‌بخش» را شنیدم (در تقابل با الهیاتی که به سازگاری با وضع موجود دامن می‌زند)، با خود
وقتی برای نخستین بار اصطلاح «الهیات رهایی‌بخش» را شنیدم (در تقابل با الهیاتی که به سازگاری با وضع موجود دامن می‌زند)، با خود اندیشیدم که باید چیزی به نام «روان‌شناسی رهایی‌بخش» هم وجود داشته باشد—روان‌شناسی‌ای که ناسازگاری را معادل بیماری روانی نداند، بلکه شورش سازنده علیه نهادهای انسان‌زدا را تشویق کند و در عین حال راهبردهایی برای ساختن جامعه‌ای واقعاً دموکراتیک فراهم آورد. بعداً مشخص شد که پیش از من، شخص دیگری نیز به همین ایده اندیشیده بود. ایگناسیو مارتین-بارو (۱۹۴۲–۱۹۸۹) که هم کشیش بود و هم روان‌شناس، کسی است که شایسته‌ی اعتبار برای رایج‌کردن اصطلاح «روان‌شناسی رهایی‌بخش» است. الهیات رهایی‌بخش، روان‌شناسی رهایی‌بخش و کنشگری مارتین-بارو در کنار مردم السالوادور، به بهای جان او تمام شد. نیمه‌شب ۱۶ نوامبر ۱۹۸۹، مارتین-بارو به همراه پنج نفر از همکارانش، خدمتکار خانه و دختر نوجوان او، به حیاطی در محوطه‌ی دانشگاه «خوزه سیمئون کانـیاس» (Universidad Centroamericana José Simeón Cañas) برده شدند و توسط نیروهای آموزش‌دیده‌ی آمریکاییِ گردان نخبه‌ی آتلاکاتلِ دولت السالوادور به قتل رسیدند. سیاست‌های روان‌شناسی جریان اصلی مارتین-بارو معتقد بود که روان‌شناسی مسلطِ جریان اصلی شیفته‌ی روش‌ها و سنجش‌ها شده و به همین دلیل، واقعیت‌های غیرقابل‌اندازه‌گیریِ ضروری برای رهایی را نادیده می‌گیرد. این ابعاد انسانیِ غیرقابل‌کمّی اما نیرومند، شامل تعهد، همبستگی، امید و شجاعت‌اند. او روان‌شناسی جریان اصلی را چنین می‌دید که یا شرایط اجتماعی و اقتصادیِ شکل‌دهنده‌ی زندگی مردم را نادیده می‌گیرد، یا در بهترین حالت، تنها به‌صورت ظاهری و تشریفاتی به آن‌ها اشاره می‌کند. نظریه‌های روان‌شناختی رایج، از نظر سیاسی بی‌طرف نیستند. مارتین-بارو با تیزبینی مشاهده کرد که بسیاری از مکاتب اصلی روان‌شناسی — چه روان‌کاوانه، چه رفتاری و چه زیست‌-شیمیایی — اصلِ «حداکثرسازی لذت» را به‌عنوان نیروی محرک رفتار انسانی می‌پذیرند؛ همان اصلی که اقتصاددانان نئوکلاسیک نیز مفروض می‌گیرند. این دیدگاه، نیازهای انسانیِ مهمی چون انصاف، عدالت اجتماعی، آزادی و خودمختاری، و نیز سایر انگیزش‌هایی را که می‌توانند جامعه را دگرگون کنند، نادیده می‌گیرد. مارتین-بارو همچنین تأکید می‌کرد که وقتی دانش به واقعیت‌ها و رویدادهای قابل‌سنجش محدود می‌شود، ما «نسبت به مهم‌ترین معانیِ هستی انسانی نابینا می‌شویم». دانشمندان بزرگ به این مسئله آگاه‌اند؛ چنان‌که تابلویی که در دفتر آلبرت اینشتین در دانشگاه پرینستون نصب شده بود، می‌گفت: «همه‌چیزهایی که قابل‌شمارش هستند مهم نیستند، و همه‌چیزهایی که مهم‌اند، قابل‌شمارش نیستند.» بخش بزرگی از آنچه ما را به‌تمامی انسان می‌کند و قادر می‌سازد با بی‌عدالتی‌ها مقابله کنیم — از جمله شجاعت و همبستگی — نمی‌تواند به متغیرهای ساده، قابل‌راستی‌آزمایی و عینی فروکاسته شود. درمان سلامت روان نیرویی قابل‌توجه است که می‌تواند در خدمت دموکراسی واقعی باشد یا برعکس، در برابر آن عمل کند. @Sasanfar_ir
105
11
ملاحظاتی برای زیستن در شرایط اجتماعی کنونی ✅ در روزهایی که مشکلات اقتصادی-معیشتی، ناامنی درونی و بیرونی، اعتراضات و بحران‌های اجتماعی می تواند فشار روانی زیادی به همه وارد کنند، طبیعی است که اختلاف‌نظرها پررنگ‌تر شوند. اما اگر مراقب نباشیم، این اختلاف‌ها می‌توانند به روابط ما با دوستان، همکاران و خانواده آسیب بزنند. ◆ همه خسته و تحت فشارند بسیاری از واکنش‌های تند از ترس، خشم یا ناامیدی می‌آید، نه از بدخواهی. قبل از پاسخ دادن، این را به خودمان یادآوری کنیم. ◆ بحث سیاسی را به رقابت تبدیل نکنیم هدف گفت‌وگو، «فهمیدن» است نه «بردن». اگر حس می‌کنیم بحث دارد به اثبات برتری تبدیل می‌شود، بهتر است مکث کنیم یا موضوع را عوض کنیم. ◆ حق سکوت را محترم بشماریم لازم نیست همیشه نظر بدهیم یا موضع بگیریم. گاهی سکوت آگاهانه، سالم‌تر از ورود به بحثی فرسایشی است. ◆ بین انسان‌ها و دیدگاه‌ها تفکیک قائل شویم دوست یا فامیل ما، مجموعه‌ای از خاطرات و پیوندهاست، نه فقط یک نظر سیاسی. مخالفت با نظر کسی، به‌معنای نفی خود او نیست. ◆ از جملات شخصی‌تر استفاده کنیم به‌جای «همه شما اشتباه می‌کنید»، بگوییم «من این‌طور احساس می‌کنم» یا «از زاویه من این اتفاق نگران‌کننده است». ◆ زمان و مکان بحث مهم است بحث‌های سنگین در جمع‌های خانوادگی، گروه‌های مجازی یا وقتی که طرف مقابل آمادگی ندارد، معمولاً نتیجه خوبی ندارد. ◆ روابط را در اولویت بگذاریم، نه اخبار را، بحران‌ها می‌آیند و می‌روند اما روابط سالم می‌توانند سال‌ها بمانند. مراقب چیزی باشیم که ماندگارتر است. ◆ اگر بحث آسیب‌زا شد، شجاعت عقب‌نشینی داشته باشیم گفتنِ «بیایید بعداً درباره‌اش صحبت کنیم» نشانه ضعف نیست، نشانه بلوغ است. و در نهایت ایدئولوژی، تعصب و دوقطبی شدن می توانند بعنوان مکانیزم های دفاعی برای کاهش اضطراب های عمیق در شرایط بحرانی، نا امنی وابهام عمل کنند و کارکرد داشته باشند، پس بهتر است بیشتر از اینکه با افکار و عقاید همدیگه در جنگ باشیم با احساسات زیرین این افکار در تماس باشیم. حسین باشی گروه درمانگر و پژوهشگر اجتماعی https://t.me/Gofteman_AnalyticGroup
76
12
چرا در بحران‌ها تحمل مخالفان را نداریم و هر "دیگری" به "دشمن بدل می‌شود؟ دکتر پرستو امیری متخصص روانشناسی سلامت روان‌درمان‌گر درد، ترس، و درماندگی؛ این‌ها چکیده‌ای از حس مشترک مردمی است که سال‌هاست در بحبوحه بحران‌های پی‌درپی اقتصادی و سیاسی زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی، ناگهان مشاهده می‌کنیم که آستانه تحمل اجتماعی به شکل خطرناکی کاهش یافته و مردم به جای هم‌دلی و گفت‌وگو، به راحتی به جان هم می‌افتند و با تندی و خشونت کلامی به نظر مخالف حمله می‌کنند. پرسش این است: چرا در کوران بحران، افراد هرکس را که خارج از چارچوب ذهنی‌شان باشد (خواه طرفدار گروهی خاص، خواه منتقد اعتصاب، یا هر دیدگاه دیگر)، مورد توهین و حمله قرار می‌دهند؟ ​این پدیده، ریشه‌ای عمیق در روان‌شناسی فردی و پویایی‌های اجتماعی بحران‌زده دارد. درک این دلایل کمک می‌کند تا متوجه شویم چرا در غیاب امنیت و امید، «فحاشی» جایگزین «بحث» می‌شود. ​۱. فشار اقتصادی، عامل اصلی تنش و اضطراب ​مهم‌ترین عامل در فروپاشی تاب‌آوری اجتماعی، فشار اقتصادی است. وقتی دغدغه اصلی مردم تأمین نیازهای اولیه مانند غذا، دارو، و مسکن می‌شود، سطح استرس و اضطراب در جامعه به بالاترین حد می‌رسد. در شرایط استرس شدید، بخش منطقی مغز (مسئول کنترل هیجانات) تضعیف شده و واکنش‌های غریزی و پرخاشگرانه فعال می‌شوند. ​در این حالت، منابع محدود تلقی می‌شوند؛ یعنی اگر دیگری سهمی ببرد، من سهم کمتری خواهم داشت. این نگاه «بازی با حاصل جمع صفر»، رقابت را به دشمنی تبدیل کرده و جستجوی «مقصر» را به یک نیاز روانی تبدیل می‌کند. خشم انباشته شده از شرایط معیشتی، به جای هدایت به سمت منشأ اصلی، به سمت اهداف امن‌تر و در دسترس‌تر، یعنی هم‌وطنانی که نظر متفاوتی دارند، منتقل می‌شود. ​۲. نیاز به هم‌گروهی و شکل‌گیری "ما و آن‌ها" ​در شرایط ناامنی، افراد به شکل غریزی به دنبال هویت‌یابی در گروه‌هایی هستند که امنیت روانی و فکری آن‌ها را تضمین کند. این تمایل به شدت باعث قطبی‌شدن جامعه می‌شود. ​وقتی فرد در گروه‌بندی‌های سیاسی یا اجتماعی جای می‌گیرد، دیدگاه‌های آن گروه به بخشی از هویت شخصی او تبدیل می‌شود. بنابراین، نقد یا مخالفت با آن دیدگاه، دیگر یک بحث سیاسی ساده نیست، بلکه تبدیل به یک تهدید علیه هویت و وجود فردی می‌شود. واکنش به این تهدید، معمولاً دفاعی و بسیار هیجانی است و ساده‌ترین راه دفاع، «حمله کلامی» یا «فحاشی» است. ​۳. تبدیل بحث به جنگ برای "پیروزی مطلق" ​در شرایط بحران، هدف از گفت‌وگو از «یافتن راه‌حل مشترک» به «پیروزی مطلق بر رقیب» تغییر می‌کند. فرد مخالف، دیگر یک هم‌وطن با دیدگاهی متفاوت نیست؛ او تبدیل به یک «دشمن» می‌شود که باید شکست بخورد یا حداقل ساکت شود. ​فحاشی و استفاده از برچسب‌های تند، در واقع تلاشی برای بریدن راه گفت‌وگو و مشروعیت‌زدایی از مخالف است. این رفتار سیگنالی قوی به هم‌گروهی‌ها نیز ارسال می‌کند: «من کاملاً متعهد به این جبهه هستم و با دشمنان خود مذاکره نمی‌کنم.» در این فضا، توهم «پیروزی مطلق» بر دیدگاه‌های دیگر، نیاز به شنیدن و درک متقابل را از بین می‌برد. ​۴. تأثیر تشدیدکننده فضای مجازی ​فضای مجازی به شکل یک کاتالیزور قدرتمند، این رفتارها را تشدید می‌کند. ناشناس بودن نسبی در فضای آنلاین، افراد را از پیامدهای واقعی پرخاشگری کلامی (که در دنیای واقعی با درگیری فیزیکی یا انزوای اجتماعی همراه است) مصون می‌دارد. نبود زبان بدن و تماس چشمی نیز باعث می‌شود فحاشی راحت‌تر و سریع‌تر اتفاق بیفتد، زیرا فرد درد و رنج طرف مقابل را احساس نمی‌کند. علاوه بر این، الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی اغلب محتوای تند و هیجانی را بیشتر به نمایش می‌گذارند و این سیکل باطل خشونت کلامی را تقویت می‌کنند. ​در نهایت، تنش، خشم، و درماندگی ناشی از بحران، جامعه را به نقطه‌ای می‌رساند که مردم به جای تکیه بر ابزارهای منطقی، برای دفاع از هویت شکننده خود، تنها اسلحه در دسترس یعنی کلمات تند و فحاشی را به کار می‌برند تا مرزهای «ما» را از «آن‌ها» جدا کنند و از فشار روانی خود بکاهند. 👇👇👇 http://Www.instagram.com/dr.parastoo.amiri
79
13
{اینکه افراد از نظر عاطفی همیشه در دسترس‌ ما نیستند، فقط ویژگی دیگری نیست؛ بلکه بازتاب رابطه‌ی ما با خودمان است.} این تجربه ف+5
{اینکه افراد از نظر عاطفی همیشه در دسترس‌ ما نیستند، فقط ویژگی دیگری نیست؛ بلکه بازتاب رابطه‌ی ما با خودمان است.} این تجربه فقط درباره‌ی آن‌ها نیست؛ درباره‌ی لحظاتی است که ما بارها خودمان را در آن نادیده گرفته‌ایم. ماندن در رابطه‌ای که در آن دیده نمی‌شویم، به ‌تدریج به ما می‌آموزد که عشق یعنی تلاش فرساینده و انتظار ممتد. در حالی ‌که عشق سالم، نیاز به اثبات ارزشمندی ما ندارد. //و حال تغییر و التیام حقیقی شاید از لحظه‌ای آغاز می‌شود که پرسش ما نسبت به خود و دیگری نیز دچار تحول می‌شود... به جای اینکه از خود بپرسیم:«چرا او نمی‌تواند آن‌طور که نیاز دارم دوستم بدارد؟» شاید بهتر است بپرسیم:«چرا من در جایی می‌مانم که برای دوست ‌داشته ‌شدن باید بجنگم؟»// . . . #رابطه #روانکاوی #کلینیک_ایماژ
74
14
«انتظار بیش از اندازه طولانی برای رضایتمندی، میل را مسموم می‌کند.» @analysand_7
77
15
مادرِ بلعنده مادری‌ست که کودک را نه به‌عنوان یک سوژه، بلکه به‌عنوان ابژه‌ی میل خود نگه می‌دارد. در چنین پیوندی، کودک اجازه‌ی جداشدن ندارد؛ هستی‌اش گروگانِ میل مادر می‌شود و استقلال، پیش از آن‌که متولد شود، خفه می‌گردد! https://t.me/jila_hasanie
106
16
📕#کتابخانه_معلم 🟢معرفی کتاب(۱) ✔️فراسوی یادگیری: آموزش دمکراتیک برای آینده انسانی ✏️نویسنده: گرت بیستا ترجمه :سید سجاد هاشم+1
📕#کتابخانه_معلم 🟢معرفی کتاب(۱) ✔️فراسوی یادگیری: آموزش دمکراتیک برای آینده انسانی ✏️نویسنده: گرت بیستا  ترجمه :سید سجاد هاشمی نژاد صادق کشاورزیان یکی از بحران‌های مهم آموزش در جهان و نیز در ایران ــ از مدرسه تا دانشگاه ــ پدیده ای ست که می‌توان آن را یادگیری‌زدگی نامید. ما آموزش را تقریباً با «یادگیری» یکی گرفته‌ایم: یادگیریِ مهارت، کسب نمره، گرفتن مدرک، رقابت برای موفقیت فردی. گویی مأموریت نظام آموزشی این است که یادگیرنده‌ای کارآمد تحویل جامعه دهد؛ کسی که بتواند بیشتر بداند، بهتر امتحان بدهد، موفق‌تر باشد و در نهایت کارایی داشته باشد. اما بهای این موفقیت چیست؟ در این نگاه،مسئله ای اساسی و حیاتی از بین می‌رود: دیگری. وقتی تنها هدف جامعه، پرورش فرد موفق باشد، آنچه نادیده گرفته می‌شود «مسئولیت نسبت به دیگران» است. آموزش بدون دیگری، تنها به پرورش کسانی می‌انجامد که برای خود می‌اندیشند، برای خود تلاش می‌کنند و برای خود حق می‌خواهند. نتیجه‌ی چنین تربیتی را در جامعه امروز می‌بینیم: بی تفاوتی و یا بیزاری نسبت به دیگری متفاوت ناتوانی در گفت‌وگو بی‌اعتمادی اجتماعی رقابت‌های فردی بدون مسئولیت جمعی برداشت تقلیل‌یافته از دموکراسی: «حق من» بدون «پاسخگویی به دیگران» در چنین وضعیتی، کتاب «فراسوی یادگیری: آموزش دموکراتیک برای آینده‌ای انسانی» نوشته‌ی گرت بیستا، نه صرفاً یک اثر نظری، بلکه یک تامل و هشدار جدی است. بیستا می‌گوید: آموزش دموکراتیک یعنی شکل‌گیری انسانی که بتواند دیگری را به رسمیت بشناسد. به تعبیر او، انسان شدن فقط محصول یادگیری نیست، بلکه نتیجه‌ی پاسخ‌دادن به دیگری است؛ دیگری‌ای که متفاوت است، ناشناخته است، و حتی گاهی نامطلوب. کتاب بیستا یادآوری می‌کند: جامعه دموکراتیک بدون «مسئولیت نسبت به دیگری» ممکن نیست، حتی اگر مردم بسیار باسواد یا بسیار موفق باشند. از نگاه او، مشکل اصلی جوامع امروز ــ  یاد نگرفتن نیست؛ بلکه فقدان آموزش برای هم‌زیستی است. اینجاست که ما می‌فهمیم چرا مطالعه این کتاب برای امروز ایران ضروری است: جامعه‌ای که فقط یاد بگیرد، اما دیگری را فراموش کند، سرانجام درگیر نزاع میان هویت‌ها می‌شود. بنابراین، پرسشی که بیستا پیش می‌کشد، پرسشی درباره آینده ماست: آیا می‌خواهیم صرفاً هوشمندتر، ماهرتر و موفق‌تر شویم؟ یا می‌خواهیم انسان‌هایی باشیم که بتوانیم کنار یکدیگر زندگی کنیم؟ خواندن فراسوی یادگیری می تواند گامی در راستای ضرورت بازنگری در روال های معمول و مرسوم در نظام های آموزشی و مدرسه را فراهم و نیز جهت گیری بدیلی را معرفی کند. 📌کانال شورای هماهنگی در نظر دارد به صورت هفتگی به معرفی کتاب های منتشر شده در حوزه های آموزشی ،صنفی و مدنی بپردازد.قطعا اولویت با کتاب هایی است که در همین موضوعات بوسیله همکاران شاغل و بازنشسته فرهنگی (به عنوان نویسنده یا مترجم) تالیف شده باشد.اسامی و تصویر کتاب های مورد نظر خود را برای معرفی از طریق ای دی زیر برای کانال شورای هماهنگی ارسال کنید 👇 @kashowranews 🔹🔹🔹 شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران 🔹نشانی کانال تلگرامی شورا: 🆔 @kashowra 📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی: 🆔 @kashowranews
110
17
@Existentialpsychotherapy تاملی روانشناختی بر غزلی از حافظ به بهانه یلدا   عشق تو نهال حیرت آمد/ وصل تو کمال حیرت آمد بس غرقه ی حال وصل کآخر/ هم بر سر حال حیرت آمد   غزل از همان ابتدا با این ابیات مستقیم و بدون حاشیه سر اصل مطلب می رود و با همین آهنگ تا آخر به ردیف "حیرت آمد" ادامه می دهد. "حیرت" موضوع اصلی غزل، چیزی است که شاعر در سرتاسر این شعر با تکرار آن قصد دارد بگوید، همه جایی و غیرقابل حذف است. عشق نهال حیرت را می کارد، وصل حیرت را به کمال آن می رساند و حتی غرقه ی حال وصل را هم از آن راه رهایی نیست. به هر طرف که می روی، از هر سو که گوش می سپاری، سراپا حیرت است. حیرت اشاره به شگفتی در برابر عظمت های هستی دارد. از سوی دیگر هر تلاشی برای دست یافتن به آگاهی یا تسلط بر همه چیز بی نتیجه خواهد بود چرا که اساسا آگاهی و دانستن، به عبارتی جهان هستی، ته ندارد. چیزهای بزرگ همواره شگفتی آور باقی می مانند. تلاش های ما برای احاطه پیدا کردن بر آنها ستودنی است اما اگر در پی زدودن حیرت باشیم باید بدانیم دست به کاری غیرممکن زده ایم. هستی همواره حیرت انگیزبوده، هست و خواهد بود. به هر سو که برویم و دست به هر کاری که بزنیم همواره میزانی از ناشناختگی و ابهام را به همراه خواهد داشت. پذیرش این حیرت و ابهام مسیر را دلنشین و هیجان انگیز می کند و تلاش برای زدودن و تسلط بر تمامی آن ما را با ناکامی های بسیار روبرو خواهد کرد. @Existentialpsychotherapy ✍️#طوبی_زنگی_آبادی #روانشناس_بالینی #رواندرمانگر #یلدا #حافظ
118
18
@Existentialpsychotherapy
@Existentialpsychotherapy
97
19
تأملی روان‌کاوانه بر میراث شعر فارسی شعرحافظ بر اسلوب تناقض استوار است، حافظ به صورت آینه تمام نمای انسانیت در می‌آید و تصویرگر مجموعه‌ای از هر دو سوی تناقض‌های وجودی انسان است. این گره زدن جوانب متناقض وجود انسان و در کنار یکدیگر حفظ کردن آن‌ها بزرگ‌ترین عامل توفیق اوست. یکی از میدان‌های تجلی این تناقض در هنر حافظ شیراز غلبه بیان ایهامی اوست و ایهام خود یکی از وجوه میل انسان به آزادی است، حق انتخاب هر کدام از دو سوی معنی» (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۶). تردید در مورد آنچه در دنیای بیرون قرار است اتفاق بیفتد باعث می‌شود که فرد به تفأل زدن روی آورد، اما نکته این است که او باید بتواند تردید خود را در قالب سوال به ساحت کلمه دربیاورد. او باید بتواند بگوید که از حافظ چه می‌خواهد. شخص درخواستی آگاهانه و ایگو محور دارد. اما روان‌کاوی ما را به این سو سوق می‌دهد که بگوییم در دل این سوال هشیارانه، اشتیاقی ناهشیار نهفته است. میرجلال الدین کزازی می‌گوید: «سرنوشت فال را فال خواه است که بر می‌نهد» (کزازی، ۱۳۹۶). تفسیر شعر کاملا وابسته به شخص فال گیرنده است. به نظر می‌رسد که در تفأل زدن به دیوان حافظ دو بخش وجود دارد، بخش هشیار آن بخشی از فرد که خواسته و سوالی را آگاهانه مطرح می‌کند. بخش دوم اما، ناهشیار فرد است که در غالب تفسیر شعر زبان به سخن گشوده است. وقتی تردید و دودلی گریبان فرد را می‌گیرد، او بخشی از خواسته آگاه خود را می‌داند و می‌شناسد، اما به نظر می‌رسد که برای دیدن جنبه دیگری از خود نیازمند کمک شعر است. در واقع شعر در اینجا همانند آینه‌ای است که به شخص کمک می‌کند تا بتواند جنبه‌های ناهشیار خود را در آن ببیند و به کلام در آورد. در واقع تردید اولیه فرد نشان دهنده این است که او می‌داند وجودش جنبه‌های مختلفی دارد. اما انگار می‌خواهد آنچه در درونش می‌گذرد را از زبان کسی بشنود که به خرد او باور دارد. شعر به او بخشی از خود فرد را می‌نمایاند و به کلام می‌آورد که به تنهایی نمی‌توانست آن را به رسمیت بشناسد. متن کامل را اینجا بخوانید. نویسنده: آلاله آطاهریان انتشار: گروه روانکاوی تداعی
79
20
دیگری‌نامه؛ ویژه مهاجرت برای مطالعه مقالات این ویژه‌نامه به این لینک مراجعه کنید. برای خرید نسخه pdf و نسخه چاپی با «دیگری» د
دیگری‌نامه؛ ویژه مهاجرت برای مطالعه مقالات این ویژه‌نامه به این لینک مراجعه کنید. برای خرید نسخه pdf و نسخه چاپی با «دیگری» در ارتباط باشید. گروه روان‌شناسی دیگری پشتیبانی در تلگرام @digaripsychology_group +49 178 2032337 با احترام «دیگری»
80