اخوان المسلمین
Открыть в Telegram
896
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+430 дней
Архив постов
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
📖 پادکست تفسیر سوره غاشیه
🗣کاک ناصر سبحانی
🎵 زبان : فارسی
🔹فایل اصلی به زبان کوردی: 👇
https://t.me/naser_sobhani/4118
#تفسیر_کوردی
#پادکست
🌐 @Naser_Sobhani
Repost from نوگرا
📌 چون از مسجد بیرون آمدی... دینت را پشتِ در جا مگذار!
❗️دوستِ من...
چون پس از نماز از مسجد بیرون آمدی، گمان مبر که از محیطِ دین خارج شدهای... بلکه با دینت قدم به عرصهٔ زندگی نهادهای!
▪️ درسهای نماز برای متنِ زندگی:
+ همان نمازی که تو را از سخن گفتن بازداشت تا آنگاه که سلام دادی، باید یادآورِ کنترل و ضبطِ زبانت به هنگامِ سخن گفتن باشد.
+ همان خدایی که در نماز مراقبِ حضورش بودی، همو تو را در تجارت، کار، خانه و خلوتهایت میبیند!
❗️ تناقضهای رفتاری را کنار بگذار:
🔺در مسجد خاشع، و در خانه ظالم مباش!
🔺در صفِ نماز استوار و راستقامت، و در بازار حیلهگر و غشّاش مباش!
🔺هنگامِ شنیدنِ قرآن دلسوز و نرمدل، و با پدر و مادر و خانوادهات سنگدل مباش!
✔️ حقیقتِ عبودیت و اثرِ واقعیِ نماز:
دوستِ من...
خداوند متعال میفرماید:
﴿إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ﴾ «همانا نماز انسان را از فحشا و منکر باز میدارد.» ﴿عنکبوت: ۴۵﴾ملاک و ارزش تنها این نیست که مردم اثرِ سجده را بر پیشانیات ببینند... بلکه ملاکِ واقعی آن است که اثرِ نماز را در اخلاق، رفتار و معاملاتت مشاهده کنند! ❗️چون از نماازت سلام دادی، عبادتِ خاص و قالبیِ تو به پایان رسیده است، اما بندگی و عبودیتِ تو برای خدا هرگز به پایان نرسیده است! 📝 تدوین: نوگرا 🆔 @eslahe
Repost from نوگرا
دموکراسی با طعم صهیونیسم
📌 حماس و نتانیاهو
میگویند حماس با کسب ۷۶ درصد آرا، نباید حکومت کند؛ در حالی که نتانیاهو با ۲۲ درصد آرا و در حالی که حزبش از ۱۲۰ کرسی تنها ۲۶ کرسی به دست آورده، حکومت میکند!
📌 دادگاه بینالمللی و دموکراسی
دیوان بینالمللی دادگستری به دلیل جنایات جنگی، کودککشی و نسلکشی، خواستار بازداشت نتانیاهو شده است؛ اما میگویند چون او با دموکراسی به قدرت رسیده، باید به رای مردم احترام گذاشت!!!!
✔️ پس چرا «راشد غنوشی» که با رای مردم رئیس پارلمان تونس شد، اکنون در سن ۸۸ سالگی با اتهام تروریسم در زندان است؟؟؟
📌 پرونده محمد مرسی
مورسی که رای میلیونها نفر را داشت (حدود ۲۵ میلیون رای)، اجازه نداد حتی یک سال حکومت کند؛ کودتا کردند و او را کشتند؟!
❗️ مرسی ۶ برابر بیشتر از تمام رایدهندگان جریان مخالف، رای آورده بود.
❌ این است «دموکراسی» به سبک و اندازه صهیونیستها!
🔻 اینها در اروپا پذیرفته شده است و هیچ مشکلی با دموکراسیشان ندارند...🥵🤮
یعععع از این دموکراسی🤮🤮🤮
✍ یحیی نوذر جاف
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
Repost from اخوان المسلمین
📌جریان تصرف کویت توسط صدام
و نفت کویت
🔺صاحبان اصلی نفت خاورمیانه
❗️نجمالدین اربکان (۱۹۲۶-۲۰۱۱) یک سیاستمدار برجسته و نخستوزیر اسبق ترکیه بود که به عنوان پدر اسلامگرایی سیاسی مدرن در این کشور شناخته میشود.
·▪️زندگی و تحصیلات: در شهر سینوپ به دنیا آمد. در رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه فنی استانبول فارغالتحصیل شد و دکترای خود را از دانشگاه آخن آلمان گرفت.
· ▪️نخستوزیری: در سال ۱۹۹۶ به عنوان اولین نخستوزیر اسلامگرای ترکیه به قدرت رسید. دوره نخستوزیری او حدود یک سال (۱۹۹۶-۱۹۹۷) به طول انجامید و در پی فشارهای ارتش در کودتای ۲۸ فوریه ۱۹۹۷ کنار رفت.
· ▪️تأسیس احزاب: او بنیانگذار احزاب اسلامگرای مت
💎 @ikhwan_muslimin
Repost from نوگرا
❗️ پایان باطل...
📌تاریخ نشان میدهد که چگونه داستانهای سرکشی ظالمان باطل به پایان رسید:
▪️ داستان فرعون با آب به پایان رسید.
▪️ داستان نمرود با یک پشه به پایان رسید.
▪️ داستان قارون با فرورفتن در زمین به پایان رسید.
▪️ داستان ابرهه با سنگهایی کوچک به پایان رسید.
▪️ داستان احزاب با بادهایی تند به پایان رسید.
✔️ خداوند داستان ستمگران باطل را با سادهترین چیزها به پایان میرساند!
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
Repost from N/a
✔️ دلیل اصلی آزادی در دین و عدم اجبار
▪️همه میدانیم که در بینش اسلامی هر کس در داشتن هر نوع عقیده آزاد است.
▪️ اساسیترین رکن آزادی این است که حداقل این جملهی قرآنی را شنیدهایم که «لا إکراه فی الدین».
▪️ اما برای اینکه این مطلبِ پذیرفتهشدهمان خصوصیت «استدلالی بودن» بیابد، بر آیه ۹۹ از سوره یونس نگاهی بیندازیم که با بلاغت قرآنی، اشاراتی به «واقعیت و دلیل تکوینیِ اصل آزادی عقیده» و به «نتیجه تکلیفی آن» دارد: «وَلَوْ شَاءَ...».
وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ / یونس ٩٩
▪️ترجمه تحتاللفظی آیه چنین است:
«و اگر پروردگارت میخواست، همه کسانی که در زمیناند — عموماً — ایمان میآوردند. پس آیا تو مردم را مجبور میکنی که «مؤمن» باشند؟!»
✍ کاک احمد مفتی زادە
✔️ @ahmad_mofti_zadeh
#نوشته #نوسراوه
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
✔️ کارِ خدا و اسباب (علل)
💡 درسی تربیتی و پرورشی
📌 دعا و درخواست حضرت زکریا
▪️ زکریا (علیه الصلاة والسلام) پس از آنکه مشاهده میکند خداوند بدون هیچ سبب و علت آشکاری برای حضرت مریم (علیها الصلاة والسلام) روزی میفرستد، با وجود اینکه خود پیر و سالخورده شده و پیش از آن انتظار فرزندآوری نداشت، در اینجا به این اندیشه فرومیرود که: پیوند دادن افعال الهی به اسباب و علل عادی و ظاهری، هرچند یک قاعده کلی و درست است، اما این امکان نیز وجود دارد که خداوند خرق عادت نماید و از راهی غیرعادی و فراطبیعی کاری را به انجام برساند.
▪️ از این رو، او نیز روی به درگاه خدا میآورد و با وجود آنکه زمان فرزندآوریشان سپری شده بود، درخواست میکند:
«فرزندی به من ببخش تا جانشینم گردد، راه مرا تداوم بخشد و آنچه را که من قصد انجامش را دارم، او به فرجام رساند؛ چرا که بیم آن دارم خویشاوندانی که پس از خود بر جای میگذارم، اوضاع را دگرگون ساخته و جانشینان شایستهای برای من نباشند.» به همین دلیل است که از تو تمنا میکنم.
او از همان ابتدا حال و روز خود را اینگونه به پیشگاه حق عرضه میدارد:
﴿قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا﴾، میگوید:
❗️ پروردگارا!
همانا استخوانم سست و ناتوان گشته، یعنی به غایت پیر شدهام و سرم در سپیدیِ موی شعلهور شده است - سر را به چراغی تشبیه میکند که شعلهاش زبانه کشیده باشد؛ آنقدر سپید گشته که از دوردست همچون شعلهای ناب، روشن و بیغش به چشم میآید.
▪️ ﴿وَلَمْ أَكُنْ بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا﴾، پروردگارا!
من پیش از این و تا به امروز، به واسطه دعا و خواندنت هرگز محروم و بینصیب نبودهام؛ بدین معنا که هرگاه تو را خواندهام، پاسخی مهرآمیز و مثبت به من عطا کردهای. پس اینک تمام این احوال را در پیشگاهت بازگو میکنم:
از سویی پیری و کهولت من اینگونه است، و از سوی دیگر تو در گذشته هرگز دست رد به سینهام نزدهای. با در نظر گرفتن این الطاف و نیز موضوعی که در آیه بعدی پیرامون بازماندگانِ پس از خود روشن میسازد، چنین درخواست میکنم: تو خود جانشینی به من عطا فرما.
✔️ میدانیم که واژه (ندا) خود یک جمله مستقل است؛ (یا رَبِّ) در اصل به معنای (أُنَادِي رَبِّي: پروردگارم را ندا میدهم) است. اما جای تأسف است که در کتابهای علم نحو به اشتباه نگاشتهاند که (یا زیدُ) به معنای (أدعو زَیداً: زید را میخوانم/دعا میکنم) است. زیرا صدا زدن به این معنا که کسی را فرا بخوانی تا پاسخت را بدهد، «ندا» نامیده میشود، اما «دعا» به معنای استمداد و یاری طلبیدن است.
❗️این امر مایه شگفتی است؛ چرا که وقتی بابِ مورد بحث، بابِ «ندا» است، میبایست به خاطر میداشتند که فعلِ در تقدیر و پنهان در اینجا «أُنَادِي» است، نه (أَدْعُو).
▪️ همین اشتباه نحوی، زمینهساز بروز خطایی بزرگ در مباحث عقیدتی شده است.
برخی افراد این مفاهیم را در هم آمیختهاند؛ چنانکه وقتی به آنان گفته میشود: «دعا کردن و یاری طلبیدن از غیر خدا جایز نیست»، در پاسخ میگویند: «مگر در کتابهای نحوی نیامده است که (یا زَیدُ) به معنای (أدعو زَیداً) است؟» و بر این اساس استدلال میکنند که خواندن و استمداد از غیر خدا نیز جایز است.
✍️ کاک ناصر سبحانی
📙 کتاب شرح شذورالذهب، جلد اول
🌐 @Naser_Sobhani
#درسی_تربیتی
Repost from نوگرا
📌 بهای پنهان شبکههای اجتماعی و راهکارهای بازپسگیری زمان
▪️ بهایی که برای برنامههای «رایگان» میپردازیم:
ما برای استفاده از این اپلیکیشنها پولی پرداخت نمیکنیم، مگر نه؟ اما اگر شرکتها از ما پولی دریافت نمیکنند، سود سرشارشان از کجا تأمین میشود؟
پاسخ این است: بهای واقعی را از زمان و تمرکز خود میپردازیم.
وارد برنامه میشویم تا تنها یک مورد ساده را بررسی کنیم، اما نیم ساعت بعد خارج میشویم در حالی که اصل انگیزهی ورودمان را به کلی از یاد بردهایم.
🔺اما چرا توقف برایمان دشوار است، حتی زمانی که میدانیم بیش از حدِ نیاز وقت گذراندهایم؟ چون ماجرا فقط به فناوری و ابزارها مربوط نمیشود، بلکه ریشه در نیازهای روانی ما دارد.
✔️ توجه و تمرکز ما چگونه ربوده میشود؟
+ هنگامی که احساس کسالت و بیحوصلگی میکنیم، به دنبال سرگرمی میگردیم؛
+ هنگامی که دچار اضطراب میشویم، گوشی را باز میکنیم تا از رویدادها باخبر شویم؛
+ و هرگاه احساس تنهایی میکنیم، به دنبال تعاملی میگردیم که ما را به دیگران نزدیک سازد.
بدین ترتیب، به اپلیکیشنها پناه میبریم نه صرفاً برای کسب اطلاعات، بلکه برای فرار از احساساتی که توان رویارویی با آنها را نداریم.
📌 پلتفرمها نیز با بهرهگیری از روانشناسی رفتار، تداوم حضور را از توقف آسانتر ساختهاند:
۱. پیمایش بیپایان (Infinite Scroll):
هیچ پایان مشخصی وجود ندارد که ما را به بسندهکردن دعوت کند؛ از این رو بدون احساس گذر زمان به پیمایش ادامه میدهیم.
۲. پاداش متناوب (Intermittent Reward):
صفحه را پیاپی بهروزرسانی (Refresh) میکنیم، به امید یافتن خبری مهم، نظری خوشایند یا محتوایی جذاب.
۳. اعلانها (Notifications):
یک اعلان تمرکز ما را به خود میکشد، در نتیجه کاری را که در دست داریم رها میکنیم تا گوشی را بررسی نماییم؛ حتی زمانی که نیازی به آن نیست.
۴. پخش خودکار (Autoplay):
محتوای بعدی خودبهخود پخش میشود؛ بدینترتیب ادامهدادن بسیار سادهتر از تصمیمگیری برای توقف میگردد.
با تکرار این چرخه، باز کردن گوشی به جای یک تصمیم آگاهانه، به پاسخی ناخودآگاه در برابر کسالت یا اضطراب تبدیل میشود.
➕ چگونه زمان و زندگی خود را بازپس گیریم؟
سرزنش مداومِ خود به خاطر ضعف اراده کافی نیست؛ بلکه باید انگیزههای پنهان خود را بشناسیم و عادتهایمان را اصلاح کنیم:
شناخت انگیزهها: پیش از باز کردن گوشی از خود بپرسیم: آیا به دنبال امر مشخصی هستم یا از سر بیحوصلگی و فرار به آن روی آوردهام؟
کاهش عوامل حواسپرتی: اعلانهای غیرضروری را غیرفعال کنیم و اپلیکیشنهای زمانبر را از صفحه اصلی گوشی دور سازیم.
تعیین مرز و محدودیت: برای استفاده از شبکههای اجتماعی زمان مشخصی تعیین کنیم، به جای آنکه آن را بدون انتها رها سازیم.
جایگزینهای سازنده: بخشی از وقت را به مطالعه، پیادهروی، گفتوگو با خانواده و انجام کارهای به تعویق افتاده اختصاص دهیم.
اگر هرگاه احساس دلتنگی یا فشار روحی میکنیم بیدرنگ به گوشی پناه میبریم، شاید مشکل اصلی خودِ تلفن همراه نباشد، بلکه خو گرفتنِ ما به فرار از احساساتمان باشد، به جای آنکه آنها را بشناسیم و به درستی با آنها روبهرو شویم.
❗️ چکیده و سخن پایانی:
گاهی گوشیهایمان را باز میکنیم تا چند دقیقه از کسالت روزمره را بکشیم یا دغدغهای که فکرمان را مشغول کرده فراموش کنیم؛ اما ما زمان را نمیکشیم، بلکه پارهای از عمرِ ارزشمند خویش را از دست میدهیم.
چنانکه گفتهاند:
«تو چیزی جز مجموعهای از روزها نیستی؛ هر روزی که سپری شود، بخشی از وجود تو کاسته شده است.»
هر اندازه انگیزههای روانی خود را عمیقتر درک کنیم، بهتر میتوانیم از فناوری با اراده و اختیار خویش بهره بگیریم، نه آنکه عادتهای ناخودآگاه زمام امورمان را به دست گیرند.
✍️ دکتر عبدالکریم بکار
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
Repost from نوگرا
🌿 زندگی با قرآن | ٩٢
📌 پایانِ سادهلوحی در سیاست و امنیت؛ ۴ قانون طلایی قرآن در تنظیم رابطه و جنگ با منافقان و جریانهای خاکستری
📖 آدرس آیات:
سوره نساء، آیات ۸۸ تا ۹۱
① رهنمود ایمانی
▪️دکترین قرآن در دستهبندی و تعامل با منافقان
این آیات با نفی تفرقه و سادهلوحی در صفوف جامعهی اسلامی، یک نقشهی راه دقیق و چندلایه برای تنظیم روابط سیاسی و امنیتی با جریانهای نفاق و قبایل پیرامونی ترسیم میکند:
✔️طیفبندی مواجهه با منافقان
▪️ گروه اول: محارب ⬅️ خیانت و توطئه علنی ⬅️ برخورد قاطع
▪️ گروه دوم: همپیمان ⬅️ پیوسته به پیمان صلح ⬅️ احترام به پیمان
▪️ گروه سوم: بیطرف ⬅️ کنارهگیری از جنگ ⬅️ آتشبس و امان
▪️ گروه چهارم: دورو/خطرناک ⬅️ فرصتطلب و بازی دوگانه ⬅️ سرکوب در صورت فتنه
▪️ ۱. ردپای سادهلوحی و خوشبینی مفرط (آیه ۸۸):
قرآن سرزنش میکند که چرا مؤمنان دربارهی کسانی که باطن و عملکردشان در حمایت از کفر آشکار است دچار دودستگی و توجیه میشوند؛ تعبیر «أَرْكَسَهُم» نشان میدهد خیانت و کفرورزیِ عملی، آنان را به قهقرا بازگردانده و جای دلسوزیهای خوشباورانه نیست.
▪️ ۲. آزمونِ تعهد و نفی ولایت تا اثبات صداقت (آیه ۸۹):
منافقان آرزومندند اهل ایمان را نیز به وادی انحراف بکشانند؛ بنابراین ولایت و دوستی راهبردی با آنان تا پیش از آزمون عملیِ پایبندی به منافع جامعه و هجرت ممنوع است، و اگر دست به خروج مسلحانه و اقدام خصمانه زدند، حکم آنان برخورد سخت و قاطع است.
▪️ ۳. اصل احترام به معاهدات و پذیرش بیطرفی (آیه ۹۰):
شریعت در اوج نبرد دو گروه را استثنا کرده و هرگونه تعدی به آنان را حرام میشمارد:
الف) متصلان به پیمان صلح:
کسانی که به قبایل همپیمان با مسلمانان پیوستهاند؛ احکام پیمان بر آنان نیز سایه میافکند.
ب) اهل بیطرفی و خستگی از جنگ («حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ»):
کسانی که به دلیل تنگنای روحی و اخلاقی نه توان جنگیدن با مسلمانان را دارند و نه با قوم خود؛ هرگاه پیشنهاد صلح و ترک مخاصمه دادند، جامعهی اسلامی موظف به پذیرش آتشبس و رعایت امنیت آنان است.
▪️ ۴. مهار بازیگران دوگانه و ستون پنجم (آیه ۹۱):
کسانی که میخواهند با هر دو طرف نرد عشق ببازند، در مدینه تظاهر به وفاداری کنند و در مکه همراه فتنهگران شوند؛ قرآن دستور میدهد تا زمانی که عملاً دست از شیطنت، خرابکاری و جنگ برنداشتهاند، نباید به بازی آنان اعتماد کرد و در صورت تداوم فتنهانگیزی باید سرکوب شوند.
② سبک زندگی و قواعد رفتاری
▪️ در رابطه با ساختار جامعه و حکومت:
مرز میان مدارای رحیمانه و سادهلوحی امنیتی را حفظ کن؛ جامعهی ایمانی در برابر صلحطلبان و وفاداران به پیمان جوانمرد و پایبند است، اما در برابر ستون پنجم و نفاق خائنانه هوشیار و قاطع عمل میکند.
▪️ در رابطه با روابط انسانی و کاری:
به توافقها و پیمانهای مکتوب و شفاهی وفادار باش؛ حتی اگر طرف مقابل همفکر یا همعقیدهی تو نیست، تا زمانی که به تعهداتش پایبند است و دست به دشمنی نزده، حق تعرض به آبرو، امنیت و حقوق او را نداری.
▪️ در رابطه با خود:
هنگام تحلیل افراد و جریانها از خود بپرس: «آیا من بر اساس عملکرد واقعی و شواهد عینی تصمیم میگیرم یا اسیر ظاهرسازیها و نفاق سیاسی میشوم؟» و نگاهم را با بصیرت قرآنی تراز کنم.
③ تدبر و نکتههای راهبردی
▪️ مفهوم عمیق «أَرْكَسَهُم» در روانشناسی نفاق:
«رَکس» در لغت یعنی واژگون کردن و بازگرداندن به پایینترین نقطه. قرآن نشان میدهد که نفاق یک حالت ایستا نیست؛ بازیِ مستمر با حق و باطل، سرانجام مدار فکری انسان را واژگون میکند تا جایی که راه نجات و بازگشت بر او بسته میشود.
▪️ قاعدهی بستهشدن دست قدرت («فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا»):
شریعت حتی در بحبوحهی تلخترین جنگها، مرز اخلاقی تعیین میکند: اگر دشمنی شمشیر را غلاف کرد و پیشنهاد صلح داد، هرگونه تهاجم و بهانهتراشی علیه او شرعاً ممنوع و مسدود است؛ اسلام قدرت را مقید به عدل و پیمان میداند، نه ابزاری برای انتقامکشی مطلق.
💎 پیام ماندگار:
در دکترین قرآن، شمشیر تنها برای شکستن فتنهگران و خائنان کشیده میشود؛ آنکس که به پیمان وفادار است یا دست از جنگ شسته، در امانِ اخلاق و عدالت اسلامی قرار دارد.
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
#زندگی_با_قرآن
Repost from آداب و فنون دعوت
📌 وفاداری به وحی؛ سنگبنایِ شخصیتِ دعوتگر
📍 نکات دعوی تربیتی- ۲٥
▪️ بر اساس آنچه در تبیینِ قاعدهیِ «عدمِ جایز بودنِ اجتهاد در برابرِ نصِ صریح» بیان کردیم، بر تمامی دعوتگران و مجموعههایِ اسلامی لازم است که این حقیقت را برای مسلمانان به روشنی تبیین کنند.
❗️ آنان باید بکوشند تا امت را به مرتبهای از ایمان برسانند که «اطاعتِ بیقید و شرط» از فرامینِ پروردگار را سرلوحهیِ زندگیِ خود قرار دهند؛ چه حکمتِ آن احکام را به درستی درک کنند و چه فلسفهیِ آن بر آنان پوشیده باشد.
▪️ وظیفهیِ داعی این است که اجازه ندهد پیروان و مخاطبانش، انجامِ تکالیفِ الهی را معطلِ موافقتِ میلِ شخصی یا پسندِ دیگران کنند.
❗️ هدفِ نهاییِ دعوت، پیراستنِ جانها از «هوا و هوس» و استوار ساختنِ آنها بر پایهیِ «حقِ مطلق» است. تنها در این صورت است که «شخصیتِ اسلامی و ربانی» شکل میگیرد؛ شخصیتی که در برابرِ امواجِ شبهات و تندبادِ حوادثِ زمانه، هویتِ خود را گم نمیکند.
▪️ درسِ بزرگِ دیگری که از سقوطِ ابلیس میآموزیم این است که بدانیم هیچ بهانهای، توجیهکنندهیِ نافرمانی از خدا نیست.
هنگامی که ابلیس از سجده امتناع کرد، به منطقِ «من از او بهترم» (أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ) متوسل شد و خلقتِ خود از آتش را مجوزی برای سرکشی دانست.
❗️ اما حقیقتِ راهِ بندگی این است که «برتریهایِ پنداری» و «استدلالهایِ خودساخته»، هرگز نمیتواند مجوزی برای زیر پا گذاشتنِ حدودِ صریحِ شرعی باشد.
📚 منبع: المستفاد من قصص القرآن للدعوة والدعاة، الباب الأول (ما يستفاد مما يتعلق بإبليس)
✍ عبد الكريم زيدان
📝 تدوین: نوگرا
#المستفاد
🌱 @dawate
💡 نکته دعوی (تحلیل و استخراج کاربردی)
موضوع: فرار از «تلهیِ توجیه» در مسیرِ مجاهدت
یکی از مهلکترین سموم در زندگیِ یک داعی، قدرتِ «توجیهِ گناهو خطا» است.
ابلیس برایِ نافرمانیاش، یک «دلیلِ علمی و منطقی» (تفاوتِ آتش و گِل) آورد! او گناهش را با لباسِ استدلال پوشاند.
✔️درس بزرگ:
یک دعوتگر باید مدام از خود بپرسد: «آیا من در حالِ اطاعتِ خدایم، یا در حالِ ساختنِ توجیه برایِ تمنیاتِ نفسم؟»
❗️خیلی اوقات ما به خاطرِ جایگاهِ دعوی، علمِ دینی، یا سوابقِ فعالیتمان، دچار این عُجب میشویم که «من بهترم» و شاید برخی خطاهایِ اخلاقی یا اداری یا تربیتیِ خود را با استدلالهایِ مختلف ماستمالی کنیم.
❗️به یاد داشته باشیم:
بندگی، یعنی تسلیم در برابرِ «امر»، نه جدل بر سرِ «تحلیل».
سقوط از جایی شروع میشود که «منِ» دعوتگر، به جایِ «فرمانِ» پروردگار، شروع به پیروی از «منطقِ شخصیِ» خود کنم.
Repost from نوگرا
✔️ ۴۹. شرح و بررسی اسم «الْحَمِيد»
۱. مقدمه و هدف
انسان گاهی ارزش خود را از تحسین دیگران میگیرد و گاهی ارزش یک کار را با میزان تشویق و دیدهشدن آن میسنجد. اسم «الحمید» ما را با حقیقتی عمیقتر روبهرو میکند: سزاواریِ ستایش، به ستایششدن وابسته نیست.
▪️ خداوند حمید است، خواه بندگان او را حمد کنند یا ناسپاسی ورزند؛ و شناخت این اسم، نگاه ما را به ارزش، نیکی و قدردانی دگرگون میکند.
۲. معنای لغوی
«الْحَمِيد» از ریشه ح ـ م ـ د است. «حمد» ستایشکردن به سبب کمال و نیکی است؛ درحالیکه «شکر» بیشتر در برابر نعمت و احسان به کار میرود. این دو به هم نزدیکاند، اما یکسان نیستند.
«حمید» بر کسی دلالت دارد که سزاوار حمد است.
▪️ در مورد خداوند، این شایستگی از کمال ذات، صفات و افعال حکیمانه او سرچشمه میگیرد، نه از تأیید و داوری مخلوقات.
🔺تفاوت «الحمید» با «الشکور» نیز در همینجاست: الحمید از سزاواری خداوند برای ستایش سخن میگوید؛ الشکور از پاداشدادن و ارجنهادن خدا به عمل بندگان.
۳. اسم در قرآن
📖 ﴿وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ﴾
شوری: ۲۸
📖 ﴿فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ﴾
لقمان: ۱۲
📖 ﴿وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ﴾
فاطر: ۱۵
📖 ﴿إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ﴾
هود: ۷۳
در این آیات، «حمید» در کنار نامها و صفاتی چون «ولی»، «غنی» و «مجید» آمده است. این همنشینی یادآور میشود که خداوند برای دریافت حمد به بندگان نیازمند نیست و ستایش او از کمال و بینیازیاش سرچشمه میگیرد.
۴. تحلیل مفهومی ـ الهیاتی
اگر همه انسانها خدا را انکار کنند، آیا از کمال او چیزی کاسته میشود؟ و اگر همگی او را بستایند، آیا بر کمالش افزوده میشود؟ پاسخ هر دو پرسش منفی است. حمد بندگان، کمالی به خدا اضافه نمیکند؛ بلکه شناخت و اعتراف آنان به کمال اوست.
▪️این معنا نباید ما را به این برداشت برساند که کردار انسان بیاهمیت است. خداوند از اطاعت ما سودی نمیبرد، اما ما در پرتو هدایت او رشد میکنیم یا با سرپیچی از آن به خود آسیب میزنیم. حمد خدا، پذیرش این حقیقت است که معیار خیر و کمال، صرفاً پسند و منفعت ما نیست.
▪️از سوی دیگر، «الحمید» بودن خدا به این معنا نیست که هر اتفاق تلخ را بدون فهم حکمت و پیامدهایش، خوب بنامیم. انسان میتواند رنج را رنج بداند، از ظلم جلوگیری کند و برای اصلاح شرایط بکوشد؛ درعینحال، کمال و حکمت خدا را انکار نکند.
🔺حمدِ آگاهانه، چشمبستن بر رنج نیست؛ دیدن واقعیت بدون تبدیل رنج به اتهامی علیه کمال خداست.
۵. اثر این اسم در زندگی
▪️ در عقیده:
ارزش حق و نیکی را به میزان محبوبیت و تأیید اجتماعی وابسته نکنیم. حقیقت با مخالفت مردم باطل نمیشود و خطا با تشویق آنان حق نمیگردد.
▪️ در رفتار:
هنگام انجام کار نیک، خود را به دیدهشدن و تشویقشدن وابسته نکنیم؛ همانطور که هنگام نقدشدن نیز هر انتقادی را نشانه بیارزشی خود ندانیم.
▪️ در عمل:
در پایان روز، یک کار درست را که کسی بابت آن از ما تشکر نکرده است به یاد آوریم و از خود بپرسیم: آیا اگر هیچکس آن را نمیدید، باز هم انجامش میدادم؟
۶. تصویر
📖 داستان قرآن:
خداوند پس از بیان نعمتهای فراوانش به داوود و خاندان او میفرماید:
﴿اعْمَلُوا آلَ دَاوُودَ شُكْرًا وَقَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ﴾
سبأ: ۱۳
این آیه شکر را از احساس و گفتار فراتر میبرد و به عمل پیوند میزند. شناخت خداوندِ حمید، ما را به ستایش زبانی محدود نمیکند؛ بلکه باید در نحوه استفاده از نعمتها و مسئولیتپذیری ما آشکار شود.
🌱 مثال روزمره (تمثیلی):
فردی در محیط کار، گزارشی دقیق و منصفانه تهیه میکند؛ اما مدیر، نام او را در جمع نمیآورد و از دیگری تقدیر میکند. او حق دارد بیانصافی را پیگیری کند، اما نباید نتیجه بگیرد که کار درستش بیارزش بوده است. نبودن تشویق، ارزش کار را تعیین نمیکند؛ همانگونه که تشویقشدن نیز بهتنهایی درستی کار را ثابت نمیکند.
۷. جمعبندی
«الحمید» به ما میآموزد که میان ارزش یک حقیقت و میزان تحسین آن تفاوت بگذاریم. کسی که خدا را حمید میشناسد، نیکی را برای حقانیتش انتخاب میکند، نه فقط برای آنکه دیده و ستوده شود.
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
#اسماء_الحسنی
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
📖 پادکست تفسیر سوره البلد
🗣کاک ناصر سبحانی
🎵 زبان : فارسی
🔹فایل اصلی به زبان کوردی: 👇
https://t.me/naser_sobhani/4103
#تفسیر_کوردی
#پادکست
🌐 @Naser_Sobhani
🟢 کیفیت: اصلاح شده
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📌 مهمترین محورهای گفتار در این پادکست:
🔹 اصل تکوینی رنج («لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ»): چرا هیچ انسانی در دنیا از اصل سختی مستثنا نیست و چرا رنج بخشی از ساختار آفرینش است؟
🔹 دوراهی بزرگ انسان: انتخاب میان «رنج هدفمند و مسئولانه» در دنیا یا «رنج و کَبَد ابدی» در آخرت.
🔹 معنای عبور از گردنه سخت («فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ»): مصادیق عملی رنج نجاتبخش (دفاع از مستضعفان، دستگیری از یتیمان و اطعام نیازمندان در روزهای بحران و گرسنگی).
🔹 پایههای اصلاح جامعه: نقش پیوند خوردنِ اقدامات اجتماعی با ایمان، صبر (پایداری) و مرحمت (مهربانی) برای رسیدن به مقام «أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ».
🎧 شنیدن این فایل اصلی که واقعا عمیق و مفید هست، را به همه علاقهمندان به معارف قرآنی و اندیشههای کاک ناصر سبحانی پیشنهاد میکنیم.
Repost from نوگرا
🌟 وقتی مقصدت یکی شود و رو به خدا داشته باشی، راهت استوار میشود.
💫 در ساحت جلال و جمال
١٣- الوتر
▪️ الوتر آن یگانهای است که هیچ شریکی ندارد و در ذات و صفات خود، یکتای بیهمتا و برخوردار از کمال مطلق است.
▪️ هر کس پروردگارش را با نام الوتر بشناسد، نیت و مقصد خود را برای او خالص میگرداند و دلش را تنها به سوی او متوجه میکند. دیگر میان هدفهای پراکنده سرگردان نمیماند، بلکه بر پایهٔ توحیدی استوار میشود که پراکندگیهای وجودش را گرد هم میآورد و به زندگیاش انسجام و جهت میبخشد.
✍ دکتر عصام البشیر
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
#در_ساحت_جلال_و_جمال
Repost from نوگرا
🍃 برکت قرآن
✔️ قرآن به تو میآموزد در روزهای دشوار، خودت را گم نکنی!
▪️ گاهی ارزش یک رابطه را نه در روزهای آرام، بلکه در لحظههایی میتوان شناخت که همهچیز برخلاف خواسته ما پیش میرود.
رابطه با قرآن نیز چنین است.
وقتی کارها مطابق میل ما پیش میروند، شکرگزاری آسانتر است؛ اما هنگامی که دری بسته میشود، انتظاری برآورده نمیشود یا رنجی به زندگی راه پیدا میکند، آنجاست که باورهای ما خود را نشان میدهند.
📖 قرآن به ما میآموزد که دشواریهای زندگی را بیرون از قلمرو حکمت و تدبیر خدا نبینیم.
این نگاه به معنای انکار درد، نادیدهگرفتن واقعیت یا دستکشیدن از تلاش نیست؛ بلکه یعنی در دل رنج، رابطهات با خدا و معیارهایت برای درست عملکردن را از دست ندهی.
▪️ ممکن است اندوهگین شوی، خسته شوی و برای تغییر شرایط تلاش کنی؛ اما رنج، تو را به ناسپاسی، ستم یا ناامیدی از رحمت خدا نکشاند.
❗️برکت قرآن گاهی در این نیست که سختی از زندگیات کنار برود، بلکه در این است که سختی، تو را از راه درست بیرون نبرد.
✔️ امروز از خودت بپرس: وقتی چیزی برخلاف خواستهام پیش میرود، کدام بخش از باورهای قرآنیام در رفتار من باقی میماند؟
📝 تدوین: نوگرا
🆔 @eslahe
👆 لطفاً صفحه امروزت را که گذاشتیم بخوان!
#برکت_قرآن
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
📌ضعیفترین درجهی ایمان در دفع منکرات
«مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ، وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ». مسلم▪️در حدیث میفرماید: «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ»؛ یعنی «پس اگر نتوانست با زبان ازالهی منکر کند، باید قلباً نسبت به آن منکر ناراضی بوده و کراهت داشته باشد»؛ چون در غیر اینصورت، به معنی آن است که به آن منکر راضی است و چنین کسی هم نمیتواند مسلمان باشد. ❗️جای تعجب دارد که در شماری از کتابها این حدیث را اینگونه تفسیر کردهاند که: + «مَنْ رَأَى مِنْكُمْ مُنْكَرًا فَلْيُغَيِّرْهُ بِيَدِهِ» مربوط به حُکام است + و «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِلِسَانِهِ» مربوط به علما است + و «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ» مربوط به عوام است؛ اینگونه آن را تقسیمبندی کرده و راحت شدهاند. ✔️«وَذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» هم یعنی «آن حالت (صرفاً تنفر قلبی داشتن از منکر) ضعیفترین درجهی ایمان است»؛ یعنی از این درجه پایینتر، ایمان وجود ندارد و کسی که پایینتر از درجهی کراهت منکر باشد ـ بهگونهای که در قلباش کراهت و تنفر از منکر وجود نداشته باشد ـ امکان ندارد دارای ایمان باشد؛ زیرا کمترین درجهی ایمان این است که انسان نسبت به منکرات موجود در جامعه ناراضی باشد. ▪️اما در مورد جملهی اخیر حدیث یعنی «ذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» اشکالی وجود دارد که باید رفع شود و آن اینکه در حدیث، عبارت «فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ» آمده است و همانگونه که پیشتر هم گفتیم، بر اساس آیهی «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»، انسان در حدود توان و استطاعتاش مکلف است. ⁉️ حال این پرسش مطرح میشود که اگر استطاعت کسی در حدّ کراهت قلبی باشد چرا ایمانش ضعیف و از درجات پایین است؟ امروزه بسیاری از منکرات در جامعه وجود دارد که مؤمنترین داعیان نیز توان و استطاعت تغییردادن آنها را بهطور عملی ندارد و حتی در جاهایی شرایط بهگونهای است که امکان سخنگفتن نیز وجود ندارد؛ زیرا سخنگفتنِ آشکار و رودررو با کسی که مرتکب منکر شده است، موجب تعطیلشدن وظایف بسیار اساسی میشود که میبایست پیش از اظهار دعوت، آن وظایف محقق شود. ⁉️ چگونه در مورد چنین کسانی که تنها وسع و استطاعت کراهت قلبی را دارند و عملکردن و بیانکردن در زمینهی تغییر منکر در دایرهی وسعشان قرار ندارد میتوان گفت که أضعفالإیمان هستند؟ ✔️ حقیقت این است که انسانی که در حدود وسعاش انجام تکلیف کند، ادای تکلیف کرده است و در درجهی بالایی از ایمان قرار دارد و هرگز نمیتوان گفت که ایمانش ضعیف است یا در درجات پایین ایمان قرار دارد. ▪️بدینسان بر اساس استثناها و بیانات دیگری نظیر آنچه گفته شد که در قرآن آمده است، کسی که استطاعت کمی دارد و با وجود آن در حدود استطاعتاش انجام تکلیف میکند، از درجات بالای ایمان سقوط نمیکند... ⁉️ پس «ذَلِكَ أَضْعَفُ الْإِيمَانِ» که در حدیث آمده چگونه ممکن است؟ این مسئله، تنها در یک مورد صدق میکند و آن اینکه کسی استطاعهی «تغییر بِالیَد» یا «تغییر باللِّسان» را داشته باشد ولی بهسبب ترس، تنبلی و... تنزل کرده و به کراهت قلبی اکتفا کند. در چنین حالتی مشخص است که این شخص ایمان ضعیفی دارد و در آخرین درجهی ایمان قرار میگیرد. حال اگر کسی از آخرین درجهی ایمان که همان کراهت قلبی است سقوط کرد و نسبت به منکر، آن کراهت قلبی را هم نداشت، دیگر نمیتوان او را «مؤمن» نامید؛ همانگونه که اگر شخصی استطاعتاش در حدود کراهت قلبی باشد و آن را هم از دست بدهد، از محدودهی ایمان بیرون رفته است. ✍ کاک ناصر سبحانی 📚 منبع: درسگفتار شرح اربعین 🌐 @Naser_Sobhani
Repost from نوگرا
📌پێشکەش بە شێرە پیاوی ئازا و نەمر کاک ئیبراهیم مەردوخی
گوێ مەدە ساوه بۆرانە هەورە
مەینەت خۆشە بۆ ئاواتی گەورە
مەترسە لە جەور ئەم چەرخ و دەورە
قوڕە چڵپاوە سەهۆڵە بەورە
تیرە گوللەیە تەوراسە تەورە
گوێ مەدە ساوە بۆرانە هەورە
سبەی مردنە حیسابە قەورە
نەکەی بخڵەتی بەو تیکەچەورە
تەنیا چارەمان خۆگری و سەورە
مەینەت خۆشە بۆ ئاواتی گەورە
✍ شێعر مامۆستای بەرێز و خۆشەویست
کاک ئیبراهیم مەردوخی
📝 لە سەر بەیتێکی کاک ئەحمەد موفتیزادە
گوێ مەدە ساوه بۆرانە هەورە
مەینەت خۆشە بۆ ئاواتی گەورە
🆔 @eslahe
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
📌معنا و مفهوم «اللَّهُ أَكْبَرُ»
▪️ ﴿وَذَكَرَ ٱسۡمَ رَبِّهِۦ فَصَلَّىٰ ١٥﴾
[الأعلى: ١٥].
«و نام پروردگارش را یاد کرد و نماز گزارد».
▪️ خداوند متعال در این آیه به وضعیت و احوال فردى اشاره مىكند كه در مسیر بندگى خدا قرار گرفته و به سوى كمال سیر مىكند و اینچنین به خوشبختى دست یافته است.
▪️ چنین كسى پس از یافتن راه خوشبختى، خدا را یاد مىكند و شروع به دعا و درخواست كمک از او - جلّ جلاله - مىكند و مىگوید:
«اللَّهُ أَكْبَرُ»،
خدا بزرگتر است.
یعنى اگر حاكم و صاحب قدرتى باشد، خداوند از او بزرگتر است.
▪️ بنابراین هر حاكم و صاحب قدرتى غیر از خدا باید از دل و درون انسان بیرون انداخته شود؛ زیرا خدا بزرگتر است و انسان باید توجه خود را معطوف به او كند.
▪️ بندهى خدا با گفتن «اللَّهُ أَكْبَرُ»، متوجه خدا مىشود و از هر قدرت و صاحب قدرتى روى بر مىگرداند.
✍ کاک ناصر سبحانی
📚 منبع: درسگفتار بندگی
🌐 @Naser_Sobhani
Repost from کتابفروشی امام غزالی (نمایندگی نشر احسان)
📌 ایمانت را دوباره بخوان؛ شاید وقت آن رسیده که از نو به آن بیندیشی!
آیا ایمان برای تو فقط مجموعهای از باورهای بهارثرسیده و عبادتهای همیشگی است؟ آیا آنچه به نام دین پذیرفتهای، با عقل، وجدان و اخلاق تو سازگار است؟
📚 کتاب «بازخوانی ایمان» اثر محمد غزالی، دعوتی است به بازنگری در ایمان؛ ایمانی که باید هم عقل را قانع کند، هم دل را زنده نگه دارد و هم در رفتار و زندگی انسان دیده شود.
✍️ نویسنده با نگاهی انتقادی، خرافات و دینداری ظاهری را به چالش میکشد، به شبهات فکری پاسخ میدهد و از پیوند عمیق قرآن، سنت، عقل و اخلاق سخن میگوید.
این کتاب برای کسانی است که به پاسخهای آماده قانع نیستند؛ میخواهند باورهایشان را بشناسند، از ایمان تقلیدی فراتر بروند و نسبت میان اعتقاد و عمل را جدیتر بگیرند.
❓ اگر ایمان قرار است زندگیات را تغییر دهد، آیا وقت آن نرسیده که آن را عمیقتر بشناسی؟
📖 «بازخوانی ایمان»؛ اثر محمد غزالی، ترجمه محمود محمودی، نشر احسان.
🔗 مشاهده و خرید کتاب:
https://igbookshop.com/Book/3336
خرید مستقیم با تخفیف 20 درصد😍
Repost from ناصر سبحانی، کانال رسمی
📌اولین چیزی که هنگام بیدارشدن از خواب باید به ذهن تو خطور کند...
▪️فجر طلوع کرده است. زمان، زمان ادای یکی از نمازهای واجب است؛ وقت نماز صبح.
انسان از خواب بیدار میشود. هنگامی که از خواب بیدار شد، باید به این مهم توجه کند که یکی دیگر از روزهای زندگی او آغاز شده است و او، که بندهی خداست، باید امروز را نیز همانند روزهای دیگر، مشغول بندگی خدا باشد.
▪️شاید هم امروز نخستین روز بندگی او باشد؛ پس بر اوست که بندگی و اطاعت از خدا را آغاز کند.
❗️نخستین چیزی که انسان هنگام بیدار شدن باید به ذهنش خطور کند، همین مطلبی است که بیان شد.
✍ کاک ناصر سبحانی
📚 منبع: درسگفتار بندگی
🌐 @Naser_Sobhani
Repost from بدیع الزمان حکیم سعید نورسی
اسلام همچون خورشید است؛
نه با فوت کردن خاموش میشود،
نه با بستن چشمها از تابیدن بازمیایستد.
آنکه چشم بر خورشید میبندد،
تنها خودش را از نور محروم میکند
و برای خویش شب میسازد؛
وگرنه خورشید همچنان میتابد.
✍ بديعالزمان سعید نورسی
📚 رسائل نور
🔘 @said_nursi
