ru
Feedback
می‌خواهم زنده بمانم

می‌خواهم زنده بمانم

Открыть в Telegram

روزمرگی‌های یک ج‌ن‌گ‌جوی تنها و مغلوب‌. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
552
Подписчики
+124 часа
+107 дней
+8730 дней
Архив постов
احسان جانِ خواجه امیری! راستش اگه این زندگی باشه، من هم از مردن هراسم نیست.

پیِ حسِ همون روزام، پی احساس آرامش همون حسی که این روزا به حد مرگ می‌خوامش

عزیزم، گمان می‌کنم به درد بی درمان دچار شده‌ام. از همان‌ها که مادربزرگ توی نفرین‌های زیر زبانی‌اش در کودکی حواله مان می‌کرد.

بهم گفت: چشمات شهلا شده. پرسیدم چشم شهلا یعنی چی؟! گفتن: چشمی که کبود و پر رنجه و در عین حال همچنان زیباست. یا همون چشمِ کبودی که به سرخی مایل باشه و فریبندگی داشته باشه. رفتم جلوی آینه و به چشم‌هام نگاه کردم؛ می‌شد از خمودگی‌‌شون سنگینیِ بار روی دوشم رو فهمید، و فهمید که خمارِ چه رویای کوچک، اما بررگ و دوری هستن. بعد از اون هر روز که توی آینه به چشم‌هام نگاه می‌کنم که رنج جوری روی دوششون سوار شده که دیگه توانِ بالا نگه‌داشتنِ کرکره‌ی پلک‌هامو ندارن، به این فکر می‌کنم که چقدر قشنگه یکی در اوجِ ملال، تو رو زیبا ببینه. [دست‌نویس‌های من، چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵]

عزیزم، گمان می‌کنم به درد بی درمان دچار شده‌ام.

یادته؟ قسمتی از کتاب، که در موردش بهت گفتم؟ که خودشید به خاطر وجود سایه می‌تونه بدرخشته. گرچه اونا نمی‌تونن یکی بشن، سایه همیشه درکنارشه. پس خورشید اگه تنها بود هرگز قادر به درخشیدن نبود.
🎥 soulmit

چقدر زیبا بود.🌻

آدم باید لحظه ای را انتخاب کند و قلبش را خالی کند تا با چیزهای دلخواهش پر شود. - ما که کاری نمی کنیم
https://t.me/Mkhmzndebmanam

وقتی حالم خوب نیست، غیب می‌شم. نه از سرِ بی‌محلی، نه اینکه بخوام کسی رو برنجونم؛ فقط دیگه توانِ در دسترس بودن ندارم. می‌رم یه گوشه؛ با خودم، با فکرهام، با دردهایی که گفتنشون با صدای بلند برام سخته. گریه می‌کنم، سکوت می‌کنم، و به خودم زمان می‌دم. بعد، وقتی حالم یه کم بهتر شد، برمی‌گردم. من همیشه برمی‌گردم فقط باید اول، خودمو دوباره پیدا کنم.

#چالش این پیام رو فور کنید تا جمله های محبوبم که تو کتاب هام هایلایت کردمشون رو بهتون تقدیم کنم ^__^

📽we are all trying here
📽we are all trying here

روانشناسی می‌گه انسان‌ها نیاز شدیدی به تعلق داشتن دارن. گاهی وقت‌ها ما ناخودآگاه وقتی می‌بینیم از اطرافیان‌مون جلو افتادیم یا متفاوت شدیم، می‌ترسیم که طرد بشیم. برای همین شروع می‌کنیم به کوچیک جلوه دادن دستاوردهامون تا بقیه حسودی نکنن یا معذب نشن. یا توانایی‌هامون رو پنهون می‌کنیم مثلا تظاهر به اینکه ما هم مثل اوناییم. تو روانشناسی به این می‌گن هم‌نواییِ آسیب‌رسان. درواقع تو داری نور خودت رو کم می‌کنی تا چشم بقیه اذیت نشه! ولی واقعیت اینه که مسئولیتِ راحتیِ دیگران با رشد تو، به عهده خودشونه نه تو.

قطره‌اشکی در اقیانوس، مانس اشپربر
قطره‌اشکی در اقیانوس، مانس اشپربر

ممنونم ممنونم🌻🤍

هر چه پل پشت سرم هست خرابش بنما تا به فکرم نزند از ره تو برگردم «شهریار» @Mkhmzndebmanam

بیایید حداقل این پیام رو فوروارد کنید به چنل‌هاتون تا بهتون شعر/موسیقی بدم.✨

قبول کن عزیزم؛ قبول کن و بپذیر که این‌جا تهِ سیاهیه. لازم نیست خودت رو قانع کنی که هنوز چیزی برای دیدن هست، وقتی نیست. لازم نیست برای چیزی که آزارت می‌ده، دنبال راهِ فرار بگردی. بذار این تاریکی همون‌طور که هست، مدتی کنارت بمونه. خودت خوب می‌دونی که جنگیدن باهاش چیزی رو عوض نمی‌کنه؛ فقط تو رو خسته‌تر می‌کنه. دست از انکار کردن بردار و باهاش روبه‌رو شو. بذار بمونه، تا وقتی که بالاخره خودش خسته بشه.

حس می‌کنم ۷۰۰ کیلو‌ام.