مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
329
Подписчики
+2624 часа
-317 дней
+20330 день
Архив постов
اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم، فراموش نکن که من دیدار تو را بسیار آرزو کردم.
اینکه هر بار که میخوابم کابوس اون شبی که بهم گفتن تموم شدی رو ببینم واقعا داره از پا درم میاره.
اینکه قراره تا ابد یه حفرهی خالی تو زندگیم داشته باشم که نمیتونم با هیچی پرش کنم اذیتم میکنه.
این بغض لعنتی. نمیفهمه که فقط حق داره تو خلوت بترکه. هرچند که الان سر کنترل کردنش دارم گلو درد میگیرم.
دوباره و دوباره، این بار حتی نمیدونم برای بار چندم؛ نبودنت کوبیده شد تو صورتم.
