مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
329
Подписчики
+2624 часа
-317 дней
+20330 день
Архив постов
صدای خندههایمان در تاریخ پراکنده میشود، و من فقط سعی میکنم تا یاد تو زنده بماند.
-بهنظرت خدا صبوره؟
نگاه دقیقی به چهرهاش انداخت.
+انگار برای خلقکردنت اینطور بوده.
و قسم به قلمی که از سوگ نشأت گرفت.
آغاز محکوم، با پایان ِاو.
https://t.me/its_Doomed
- درد دارد؟
+ گاهی.
- و تا کِی باقی میماند؟
+ تا وقت مرگم. بعدش با بقایای بدنم، چالش میکنند.
