ru
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

Открыть в Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
326
Подписчики
-1024 часа
-107 дней
+19330 день
Архив постов
photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

photo content

photo content

photo content

photo content

sticker.webp0.00 KB

زندگی زیادی داره خفه‌کننده پیش میره. اسلحه می‌خوام. به همراه یه‌گلوله و در کنارش، فردی که ازم متنفر باشه.

sticker.webp0.00 KB

+تا کی می‌خوای شبیه یه جسد که روح‌ش تو یه صندوقچه گیر کرده به زندگی ادامه بدی؟ -می‌دونی؛ آدما تا یه جایی زندگی میکنن. دقت کن؛ آدم‌ها، تا یک‌جایی، زندگی می‌کنن. از به جایی به بعد دیگه اسم کاری که دارن انجام‌ش می‌دن زندگی نیست. دووم آوردن‌‍ه. دیگه نه می‌تونن خودشون رو بکشن و نه زندگی کنن. پس دووم‌ میارن‌. توصیف دووم آوردن هم میشه دقیقه همین جمله‌ی تو.

photo content

sticker.webp0.00 KB

اگه بارون روی خاکی که زیرش دفن شدم بباره، رز های آبی شکوفه میدن؟ یا تیرگی ِوجودم خاک‌ریزه‌های اطراف‌م رو در بر می‌گیره؟

photo content

sticker.webp0.00 KB

من سقف ِدرد کشیدنم پر شده سرباز‌؛ تو دیگه یه زخم‌جدید نباش روی این تن ِزخمی.

photo content

sticker.webp0.00 KB

ولی همه‌چیز برعلیه‌ من‌‍ه.

راجب این، نمی‌دونم واقعا داره رخ میده یا نه؛