مرثیه فرمانده.
Открыть в Telegram
درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
326
Подписчики
-1024 часа
-107 дней
+19330 день
Архив постов
تورا فراموش خواهم کرد و سپس دیگر چیزی مرا آنچنان غمگین نمیکند؛ زیرا تو منتهایغم را به من نشان دادی.
اما عزیزترینم اگر روزی من نبودم و دلت برایم تنگ شد؛ کافیست به آینه نگاه کنی، بخشی از وجود من، تا ابد در چشمهای تو باقی میماند.
اما این سرنوشت ما نبود ژنرال؛
تو قول ِبرگشت داده بودی.
حالا دگر در این خانه که با عطر و وجودت پیوند خورده شادی یافت نمیشود.
کاش تمامش کابوس باشد.
