کافه مستاجر پلاک ۱۲
Открыть в Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
2 231
Подписчики
+624 часа
+1487 дней
+31730 дней
Архив постов
2 233
دورانِ هنرستان یک استاد تصویرسازی داشتم که به شدت طرحهای من رو دوست داشت، خیلی هم باهم رفیق بودیم. همیشه هم تعریف میکرد از کارهام و بعد از کلاس میگفت من خیلی نقاشیهات رو دوست دارم. من ایشون رو دیگه از سالِ ۹۸ ندیدم. این روزا به شدت نیاز داشتم ببینمش بلکه به یادِ قدیمها یکبار دیگه کارهام رو ببینه و نظرش رو بگه. به همین بهوونه بعد سالیانِ سال رفتم به هنرستانِ سابقم سر زدم. باورم نمیشد، کادر مدرسه همون بود. ناظم همون بود. مدیر همون بود. بیشتر از این پشمام ریخت که من رو شناختن. خلاصه بعد از کلی احوالپرسی بهشون گفتم چرا اونجام، و متوجه شدم ایشون سالیانِ سال هست که دیگه تدریس نمیکنه. اساتیدِ سابق همه همون بودن. فقط ایشون نبود. یک استادِ دیگری داشتیم، که خیلی باهمدیگه رفیق بودن، رفتم سراغِ اون بنده خدا گفتم اون رفیقتون بود که استادِ تصویرسازیم بود، من باید شمارشون رو گیر بیارم و ببینمشون. گفت ایشون خطشون رو عوض کرده. با تمام روابط سابقش قطع ارتباط کرده و کلاً غیب شده، نمیدونم کجاست. نمیدونم داره چیکار میکنه، احتمال میدم حتی از این شهر هم رفته باشه.
استاد جان، بسیار درکتون میکنم.
ولی یه روزی پیدا میکنم شما رو و دست از گشتن برنمیدارم و تسلیم نمیشم.
ارادت.
2 233
قصد ندارم و نمیخوام کسی رو تخریب کنم ولی از نظرم هر لباسی به دردِ هرجایی نمیخوره و نمیدونم چرا خیلیها رعایت نمیکنن این نکته رو. واقعاً جایگاهی که میرید رو بدونید و نسبت به اونجا انتخاب کنید چی بپوشید، مردم احترام بیشتری بهتون میذارن، هرکسی هر استایلی بخواد میتونه داشته باشه و به کسی ربطی نداره خیلی هم صدق نمیکنه همیشه، این نکته دیگه همهجای دنیا همینه.
2 233
شرمنده، خودمم خیلی دلم نمیخواست زندگی کاری باهام کنه که سخت اعتماد، و دیرتر باور کنم.
2 233
حالم داره بههم میخوره از چسناله کردن و چسناله شنیدن و این وضعیتی که همه حق دارن بابتش غمگین باشن، دلم میخواد شمشیر بدست برم به جنگ با غولِ مرحلهی آخر، یا من بمیرم، یا اون، اگر هم شانسِ پیروزی توی این نبرد رو داشته باشم خب شکستش بدم، ولی این وضعیتِ گُه تموم بشه.
2 233
Repost from Honeymoon
فکر کنم بزرگ شدن همینه؛ یه روز میفهمی قرار نیست همهچیز درست بشه تا تو بالاخره شروع کنی به زندگی کردن.
2 233
دلم برای یک دورهای از زندگیم تنگ شده که دیگه هیچجوره نمیتونم بهش برگردم.
2 233
تاحالا شده انقدر برای کار و زندگی خستهی جسمی باشید که یادتون بره آخرین بار، قبلش کِی سرحال بودید؟
2 233
کسی که دوسِت داره بهت آسیب نمیزنه، اتفاقاً رهات میکنه که بهت آسیب نزنه، اگرم عاشق باشه که وقتی میبینه داری آسیب میبینی خودش رو سپر میکنه میندازه جلوت تا ضربهها به اون بخورن، ولی تو چیزیت نشه، پس هر چرتوپرتی رو باور نکن.
2 233
-. .- -... .- -.-- .- -.. / - .- .... - . / .... .- .-. / ... .... .- .-. .- -.-- . - .. / -- .- -.- .... ... --- --- ... .- -. / ... .- -.- .... - - .- .-. .. -. / ... .... .- .-. .- -.-- . - / . -. --. .... .- -.. .-. / .... --- .-. -. -.-- / -... .- ... .... .- --
2 233
اینو توی تریدز هم پست کردم بعد یک نفر که پیجش مکانیکیه کامنت گذاشته صبح زود بیا :))))))
2 233
باز خوبه فضای مجازی و چنلم هست وگرنه نمیدونستم کجا و چجوری به زمین و زمان بابتِ ترافیکِ سنگینِ سر صبح و این حجم از خستگی و اینکه چقدر خوابم میاد فحش بدم.
