es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Ir al canal en Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
2 233
Suscriptores
+624 horas
+1487 días
+31730 días
Archivo de publicaciones
+9
1|8 - Muerte mi Amor - Shawn James (320).mp314.26 MB

" باقی‌مونده‌ی‌ سیاره‌ی بی‌شکل و رسم. "
+1
" باقی‌مونده‌ی‌ سیاره‌ی بی‌شکل و رسم. "

1|8 - Muerte mi Amor - Shawn James (320).mp314.26 MB

دورانِ هنرستان یک استاد تصویرسازی داشتم که به شدت طرح‌های من رو دوست داشت، خیلی هم باهم رفیق بودیم. همیشه هم تعریف می‌کرد از کارهام و بعد از کلاس می‌گفت من خیلی نقاشی‌هات رو دوست دارم. من ایشون رو دیگه از سالِ ۹۸ ندیدم. این روزا به شدت نیاز داشتم ببینمش بلکه به یادِ قدیم‌ها یکبار دیگه کارهام رو ببینه و نظرش رو بگه. به همین بهوونه بعد سالیانِ سال رفتم به هنرستانِ سابقم سر زدم. باورم نمی‌شد، کادر مدرسه همون بود. ناظم همون بود. مدیر همون بود. بیشتر از این پشمام ریخت که من رو شناختن. خلاصه بعد از کلی احوال‌پرسی بهشون گفتم چرا اونجام، و متوجه شدم ایشون سالیانِ سال هست که دیگه تدریس نمی‌کنه. اساتیدِ سابق همه همون بودن. فقط ایشون نبود. یک استادِ دیگری داشتیم، که خیلی باهمدیگه رفیق بودن، رفتم سراغِ اون بنده خدا گفتم اون رفیقتون بود که استادِ تصویرسازیم بود، من باید شمارشون رو گیر بیارم و ببینمشون. گفت ایشون خطشون رو عوض کرده. با تمام روابط سابقش قطع ارتباط کرده و کلاً غیب شده، نمی‌دونم کجاست. نمی‌دونم داره چیکار می‌کنه، احتمال می‌دم حتی از این شهر هم رفته باشه. استاد جان، بسیار درکتون می‌کنم. ولی یه روزی پیدا می‌کنم شما رو و دست از گشتن برنمی‌دارم و تسلیم نمی‌شم. ارادت.

دسکتاپ و بک‌گراند‌ تمیز شد، فقط مونده خودش‌ رو تمیز کنم.
دسکتاپ و بک‌گراند‌ تمیز شد، فقط مونده خودش‌ رو تمیز کنم.

نمی دونم.فقط می دونم می خوام یه جور دیگه زندگی کنم.

قصد ندارم و نمی‌خوام کسی رو تخریب کنم ولی از نظرم هر لباسی به دردِ هرجایی نمی‌خوره و نمی‌دونم چرا خیلی‌ها رعایت نمی‌کنن این‌ نکته رو. واقعاً جایگاهی که می‌رید رو بدونید و نسبت به اونجا انتخاب کنید چی بپوشید، مردم احترام بیشتری بهتون می‌ذارن، هرکسی هر استایلی بخواد می‌تونه داشته باشه و به کسی ربطی نداره خیلی هم صدق نمی‌کنه همیشه، این نکته دیگه همه‌جای دنیا همینه.

شرمنده، خودمم خیلی دلم نمی‌خواست زندگی کاری باهام کنه که سخت اعتماد، و دیرتر باور کنم.

عه، من فکر می‌کردم جدی جدی همه فراموشم کردن.

این زندگی، این بودن، باید برای جز فقط زنده موندن باشه؟ مگه نه؟

حالم داره به‌هم می‌خوره از چسناله‌ کردن و چسناله شنیدن و این وضعیتی که همه حق دارن بابتش غمگین باشن، دلم می‌خواد شمشیر بدست برم به جنگ با غولِ مرحله‌ی آخر، یا من بمیرم، یا اون، اگر هم شانسِ پیروزی توی این نبرد رو داشته باشم خب شکستش بدم، ولی این وضعیتِ گُه تموم بشه.

Repost from Honeymoon
فکر کنم بزرگ شدن همینه؛ یه روز می‌فهمی قرار نیست همه‌چیز درست بشه تا تو بالاخره شروع کنی به زندگی کردن.

دلم برای یک دوره‌ای از زندگیم‌ تنگ شده که دیگه هیچ‌جوره نمی‌تونم بهش برگردم.

تاحالا شده انقدر برای کار و زندگی خسته‌ی جسمی باشید که یادتون بره آخرین بار، قبلش کِی سرحال بودید؟

کسی که دوسِت داره بهت آسیب نمی‌زنه، اتفاقاً رهات می‌کنه که بهت آسیب نزنه، اگرم عاشق باشه که وقتی می‌بینه داری آسیب می‌بینی خودش رو سپر می‌کنه می‌ندازه جلوت تا ضربه‌ها به اون بخورن، ولی تو چیزیت نشه، پس هر چرت‌وپرتی رو باور نکن.

نیاز دارم تکلیفِ یه سری چیزایی که سر و تهش دستِ من نیست، مشخص بشه.

به این زودیا قرار نیست قهرمان باشی؛ تا اطلاعِ ثانوی فقط زنده بمون.

-. .- -... .- -.-- .- -.. / - .- .... - . / .... .- .-. / ... .... .- .-. .- -.-- . - .. / -- .- -.- .... ... --- --- ... .- -. / ... .- -.- .... - - .- .-. .. -. / ... .... .- .-. .- -.-- . - / . -. --. .... .- -.. .-. / .... --- .-. -. -.-- / -... .- ... .... .- --

اینو توی تریدز هم پست کردم بعد یک نفر که پیجش مکانیکیه کامنت گذاشته صبح زود بیا :))))))

باز خوبه فضای مجازی و چنلم هست وگرنه نمی‌دونستم کجا و چجوری به زمین و زمان بابتِ ترافیکِ سنگینِ سر صبح و این حجم از خستگی و اینکه چقدر خوابم میاد فحش بدم.