ru
Feedback
خانه کتاب کالاگان

خانه کتاب کالاگان

Открыть в Telegram

نشانی: بندر انزلی- خیابان سی‌متری- بین کوچه عاشورنژاد و نازنین ملایی تلفن: 01344547512 «با احترام؛ ما صفحه‌ای در اینستاگرام نداریم» ساعات کاری: شنبه تا ۵شنبه: ۱۰ تا ۱۳ - ۱۷ تا ۲۱ جمعه‌ها: ۱۷ تا ۲۱ ارتباط با ما: https://t.me/calaganbookhouseanzali

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
2 106
Подписчики
+524 часа
+487 дней
+21030 дней
Архив постов
01-Mehrdad_Mehdi_Aso_Kohzadi_Aroos.mp310.95 MB

معرفی کتاب | در حسرت زندگی نزیسته فردین علیخواه بعضی حسرت‌ها برای چیزهایی نیستند که از دست داده‌ایم؛ برای زندگی‌هایی‌اند که ه
معرفی کتاب | در حسرت زندگی نزیسته فردین علیخواه بعضی حسرت‌ها برای چیزهایی نیستند که از دست داده‌ایم؛ برای زندگی‌هایی‌اند که هرگز فرصت نکردیم تجربه‌شان کنیم. فردین علیخواه، جامعه‌شناس، در مجموعه جستارهای در حسرت زندگی نزیسته به سراغ همین زندگی‌های نزیسته می‌رود؛ خواسته‌ها و فرصت‌هایی که زیر فشار شرایط اقتصادی، هنجارهای اجتماعی و تصمیم‌هایی که گاه ناگزیر به نظر می‌رسند، به تعویق افتاده یا برای همیشه کنار گذاشته شده‌اند. از خاطرهٔ ضبط‌صوت‌های دوکاسته و آرزوهای نوجوانی دههٔ شصت گرفته تا مهاجرت، انباشت رزومه و مدارک، تنهایی، تجرد، تغییر تصویر مردانگی و طلاق در سال‌های سالمندی؛ هر جستار از گوشه‌ای آشنا از زندگی روزمره شروع می‌شود و به پرسشی بزرگ‌تر دربارهٔ شیوهٔ زیستن ما می‌رسد. در نگاه علیخواه، اشیای قدیمیِ مانده در انباری فقط وسایل بی‌استفاده نیستند؛ گاهی یادگار آرزوهایی‌اند که زمانی دست‌نیافتنی بوده‌اند. آرزوهایی که حتی اگر سال‌ها بعد امکان برآورده‌شدنشان فراهم شود، ممکن است دیگر همان معنای گذشته را نداشته باشند. این کتاب دربارهٔ حسرت است، اما نه برای ماندن در گذشته؛ دربارهٔ این پرسش است که چه بخش‌هایی از زندگی را به تعویق انداخته‌ایم و چه چیزهایی را هنوز می‌توانیم زندگی کنیم. #کالاگان #معرفی_کتاب

هرگز نمی‌شود آنطور که باید و شاید به کلمات اعتماد کرد. ظاهری بی‌آزار دارند. ابدا به نظر نمی‌رسد که ممکن است خطرناک باشند. نه شورند و نه بی‌نمک‌ و به محض اینکه از دهن بیرون می‌آیند از راه گوش به وسیله توده نرم و خاکستری مغز، درک می‌شوند. هیچ‌کس به کلمات خودش شک ندارد و مصیبت از همین جا شروع می شود... سفر به انتهای شب | لویی فردینان سلین

کودکی بودم که مسحور از تماشا می‌دوید گاه اگر در راه دستت را رها کردم ببخش… #فاضل_نظری
کودکی بودم که مسحور از تماشا می‌دوید گاه اگر در راه دستت را رها کردم ببخش… #فاضل_نظری

با احترام؛ موجود شدند 💚🦢
+1
با احترام؛ موجود شدند 💚🦢

«نمی‌توانستم راهی پیدا کنم که موجود ویژه‌ای در جهان باشم، ولی می‌توانستم راهی متعالی برای پنهان شدن پیدا کنم و برای همین نقاب‌های مختلف را امتحان کردم: خجالتی، دوست‌داشتنی، متفکر، خوش‌بین، شاداب، شکننده؛ این‌ها نقاب‌های ساده‌ای بودند که تنها بر یک ویژگی دلالت داشتند. باقی اوقات نقاب‌های پیچیده‌تری به صورت می‌زدم: محزون و شاداب، آسیب‌پذیر ولی شاد، مغرور اما افسرده. این‌ها را به این خاطر که توان زیادی از من می‌بردند، در نهایت رها کردم. از من بشنو: نقاب‌های پیچیده زنده‌زنده تو را می‌خورند.» استیو تولتز | جزء از کل

یادآوری! «برای من دردی به جا گذاشتی که تا هفتاد سال برایم کافیست؛ چه بخشندگیِ غریبی!» #دیوار_نوشته
یادآوری! «برای من دردی به جا گذاشتی که تا هفتاد سال برایم کافیست؛ چه بخشندگیِ غریبی!» #دیوار_نوشته

«این که می‌گویند گذشته فراموش می‌شود، چندان درست نیست. چون گذشته راه خود را با چنگ و دندان باز می‌کند. حالا که به گذشته برمی‌گردم، می‌بینم بیست و شش سال آزگار است که دارم دزدکی به آن کوچهٔ متروک نگاه می‌کنم.» بادبادک‌باز | خالد حسینی

معرفی کتاب | تأملاتی در باب اعدام آلبر کامو، ویکتور هوگو، چارلز دیکنز، آرتور کوستلر، فئودور داستایفسکی و دیگران ترجمه: سوما ز
معرفی کتاب | تأملاتی در باب اعدام آلبر کامو، ویکتور هوگو، چارلز دیکنز، آرتور کوستلر، فئودور داستایفسکی و دیگران ترجمه: سوما زمانی اعدام فقط لحظه‌ای نیست که طناب یا تیغه یا گلوله، زندگی انسانی را پایان می‌دهد؛ پیش از آن، پرسش‌های دشوارتری وجود دارد: چه کسی حق گرفتن جان دیگری را دارد؟ آیا مجازات می‌تواند شکل قانونیِ انتقام باشد؟ و آیا جامعه با کشتن یک انسان، چیزی جز یک مرگ به جهان اضافه می‌کند؟ «تأملاتی در باب اعدام» مجموعه‌ای از نوشته‌های نویسندگان و متفکرانی است که از زاویه‌های گوناگون به مجازات مرگ پرداخته‌اند؛ از جمله آلبر کامو، ویکتور هوگو، چارلز دیکنز، آرتور کوستلر و فئودور داستایفسکی. کنار هم قرار گرفتن این نوشته‌ها، کتاب را به مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده تبدیل نمی‌کند؛ برعکس، خواننده را با مجموعه‌ای از استدلال‌ها، تجربه‌ها و پرسش‌هایی روبه‌رو می‌کند که قرن‌هاست دربارهٔ اعدام مطرح‌اند. کتاب، بیش از آن‌که دربارهٔ «اعدام» باشد، دربارهٔ عدالت، انتقام، کرامت انسان و حدود قدرت جامعه بر جان انسان‌ها است؛ و شاید مهم‌ترین ویژگی‌اش همین باشد که خواننده را وادار می‌کند پیش از صدور حکم، دربارهٔ خودِ مفهوم مجازات دوباره فکر کند. #کالاگان #معرفی_کتاب

گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود #قیصر_امین‌پور
گاهی هزار دوره دعا بی‌اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو می‌شود #قیصر_امین‌پور

اشك ليلا.mp37.96 MB

برای فردین جان خلعتبری عزیز؛ به پاسِ لطفی که شاید خودش هم نداند، برای من چقدر مهم بوده. و شب‌بخیر 💚🦢

برای هر کسی، یه اسم توی زندگیش هست که تا ابد هر جایی اونو بشنوه، ناخودآگاه برمی‌گرده به همون سمت؛ یا از روی ذوق، یا از روی حسرت، یا از روی نفرت… هاروکی موراکامی | کافکا در کرانه

با احترام؛ موجود شدند 💚🦢
+4
با احترام؛ موجود شدند 💚🦢

داستان یک کلمه | کاریکاتور «کاریکاتور» واژه‌ای است که همه کم‌وبیش معنایش را می‌دانیم: تصویری که ویژگی‌های ظاهری یک آدم را عمداً اغراق‌آمیز نشان می‌دهد؛ گاهی برای خنداندن و گاهی برای نقد و هجو. اما خودِ این واژه از کجا آمده است؟ ردّ آن به ایتالیاییِ caricatura می‌رسد؛ واژه‌ای که از فعل caricare گرفته شده و معنای «سنگین کردن» و «بیش از اندازه کردن» دارد. در کاریکاتور، هنرمند معمولاً یک ویژگی واقعی را پیدا می‌کند و آن را آن‌قدر برجسته می‌کند که چهره همچنان قابل‌شناسایی بماند، اما دیگر تصویری معمولی از آن آدم نباشد: بینی بزرگ‌تر می‌شود، چانه کشیده‌تر، پیشانی بلندتر یا حالتی از صورت پررنگ‌تر. این شیوه در ایتالیا، به‌ویژه در بولونیا در اواخر قرن شانزدهم، شکل مشخص‌تری پیدا کرد. در دههٔ ۱۵۹۰، آنیباله کاراتچی و برادرش آگوستینو کاراتچی از چهره‌های انسانی طراحی‌هایی می‌کشیدند که در آن‌ها ویژگی‌های ظاهری افراد عمداً دگرگون و اغراق‌آمیز می‌شد. البته کاریکاتور با کاراتچی‌ها آغاز نشد؛ پیش از آن نیز در آثار هنرمندانی مانند لئوناردو داوینچی نمونه‌هایی از چهره‌های اغراق‌شده دیده می‌شود. اما کاراتچی‌ها در بولونیا به شکل‌گیری کاریکاتور به‌عنوان یک قالب مشخص هنری کمک کردند و واژهٔ caricatura نیز در همین فضای هنری رواج یافت. کاریکاتور قرار نیست شباهت را از بین ببرد؛ اتفاقاً باید شباهت را حفظ کند و اغراق را به آن اضافه کند. شاید به همین دلیل، یک کاریکاتور خوب گاهی بیشتر از یک تصویر واقع‌گرایانه شبیه صاحب چهره است. از ایتالیایی caricatura؛ تصویری که چیزی را بیش از اندازه می‌کند. ⸻ منابع: • The Metropolitan Museum of Art، Infinite Jest: Caricature and Satire from Leonardo to Levine • The Metropolitan Museum of Art، آثار و توضیحات مربوط به Annibale Carracci و Agostino Carracci • Encyclopaedia Britannica، Caricature and Cartoon • Online Etymology Dictionary، caricature #کالاگان #قصه_واژه‌ها #ریشه_شناسی

06. Damahi Band - Sogand (Oath).mp315.77 MB

«با هگل در این عقیده همراهم که انسان شریف هرگز به اندازه‌ی کافی شریف نیست و هیچ تبهکاری هم تمام و کمال تبهکار نیست.» بهومیل هرابال | تنهایی پرهیاهو ترجمهٔ پرویز دوایی

از هم جدا شدیم و حتی سلام‌ بین‌مان نیز قطع شد. #دیوار_نوشته
از هم جدا شدیم و حتی سلام‌ بین‌مان نیز قطع شد. #دیوار_نوشته

«در من چیزی کم بود و در این زندگانی هم چیزی کج بود. میان ما و زندگانی یک چیزی گنگ ماند. ما دیر آمدیم، یا زود. هر چه بود بموقع نیامدیم. گذشت و بهتر که می‌گذرد.» محمود دولت‌آبادی | کلیدر جلد دهم

«هیچ هنری از این سخت‌تر نیست که به خودت بیاموزی انتظار نکشی… خدایا… خدایا، انسان چه موجود پر از انتظاری است. چه موجود ناتوانی است. در مقابل وسوسهٔ آن مژده‌ای که هرگز نمی‌رسد و می‌باید تا قیامت در انتظارش بمانی…» بختیار علی | آخرین انار دنیا ترجمهٔ مریوان حلبچه‌ای