ru
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Открыть в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 017
Подписчики
+124 часа
-857 дней
+20430 дней
Архив постов
419_104034066823886.mp37.22 MB

گلِ زیبای من، باران همیشه با تو خواهد بود...

photo content
+1

من باز برمی‌گردم بهت عزیزمن، این‌بار شاید به شکل یه شعر، یا به روایت نسیمی که در اوج سرمای زمستون، برات از بهار خبر آورده. من باز میام پیشت، غم رو بلند میکنم از قلبت، آرامش میشم و در برمی‌گیرمت، به خودم می‌فشارمت با اینکه بی‌تنم این‌بار، میبوسمت و تو، به جای احساس بوسه‌ام، یه لبخند ناخواسته حس میکنی روی لبت. من تا به ابد، پیشتم. هرچقدرم که بقیه بگن نیستم.

photo content
+1

«برای اینکه در یادت بماند باید بنویسی، پس خواهم نوشت:"طاقت بیاور، طاقت بیاور، طاقت بیاور."»

فرزند ایران و جان فدای میهن ، همیشه به یادتیم🤍
خون‌هایی که چکیده ما یادمون نمی‌ره...
با امید و باور به آزادی🕊

ولی تو زود برگرد، من هنوز یاد نگرفتم بدون تو زندگی کنم...
- رهایم کن

خوشبخت؟! کسی که رفاقت و عشق رو تو یه نفر پیدا کرده!

413_102908953576629.mp311.58 MB

زندگی آی زندگی خسته‌ام خسته‌ام . . .

مگه‌میگذره‌آدم‌از‌اونی‌که‌زندگیشه؟

لبالب از شراب خواب می‌شود به روی گاهواره‌های شعر من نگاه من تو میدَمی و آفتاب می‌شود
- فروغ فرخزاد

مرا به‌پیچ در حریر بوسه‌ات مرا بخواه در شبان دیرپا مرا دگر رها مکن مرا از این ستاره‌ها جدا مکن نگاه کن که موم شب براه ما چگونه قطره قطره آب می‌شود صراحی سیاه دیدگان من به لای لای گرم تو

چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه‌های آسمان کنون به گوش من دوباره می‌رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به جاودان کنون که آمدیم تا اوجها مرا بشوی با شراب موجها

من از ستاره سوختم لبالب از ستارگان تب شدم چو ماهیان سرخ‌رنگِ ساده‌دل ستاره‌چین برکه‌های شب شدم

نگاه کن تمام آسمان من پُر از شهاب می‌شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده‌ای مرا اکنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها، بلورها مرا ببر امید دلنواز من ببر به شهر شعرها و شورها به راه پر ستاره می‌کشانی‌ام فراتر از ستاره می‌نشانی‌ام نگاه کن

نگاه کن که غم درون دیده‌ام چگونه قطره قطره آب می‌شود چگونه سایه‌ی سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می‌شود نگاه کن تمام هستیم خراب می‌شود شراره‌ای مرا به کام می‌کشد مرا به اوج می‌برد مرا به دام می‌کشد

photo content
+1

بهم نگو دوستت دارم ، فقط برام چای بریز .