دِࢪیا؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 001
Obunachilar
+224 soatlar
-597 kun
+21330 kun
Postlar arxiv
1 007
مرا بهپیچ در حریر بوسهات
مرا بخواه در شبان دیرپا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستارهها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لای لای گرم تو
1 007
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفههای آسمان
کنون به گوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیدهام
به کهکشان، به بیکران، به جاودان
کنون که آمدیم تا اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
1 007
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخرنگِ سادهدل
ستارهچین برکههای شب شدم
1 007
نگاه کن
تمام آسمان من
پُر از شهاب میشود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطرها و نورها
نشاندهای مرا اکنون به زورقی
ز عاجها، ز ابرها، بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعرها و شورها
به راه پر ستاره میکشانیام
فراتر از ستاره مینشانیام
نگاه کن
1 007
نگاه کن که غم درون دیدهام
چگونه قطره قطره آب میشود
چگونه سایهی سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب میشود
نگاه کن
تمام هستیم خراب میشود
شرارهای مرا به کام میکشد
مرا به اوج میبرد
مرا به دام میکشد
1 007
من حسادت میکنم حتی به تنها بودنت
من به فرد روبهرویی، لحظهی خندیدنت
من به بارانی که با لذت نگاهش میکنی
یا نسیمی که رها میچرخد اطراف تنت
من حسادت میکنم حتی به دست گرمِ آن
شال خوشرنگی که میپیچد به دور گردنت
وقتی انگشتان تو در گیسوانت میدود
من به رد مانده از اینجور سامان دادنت
اینکه چیزی نیست، گاهی دل حسادت کرده به
عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت
هیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت
من حسادت میکنم حتی به قلب دشمنت
کاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینه
پلکهایش روی هم میرفت وقت دیدنت
- الهام نظری
1 007
میگه: عزیزِمن، تو در روزگاری زندگی میکنی که دوام آوردن کار بزرگیست. دوام آوردنت را کوچک نشمار.
1 007
شکستن صدا نداره
ایجوری نیست که مثلا وقتی کنار یه نفر نشستی صدای شکستن قلبشو بشنوی ، شکستن یه آدم ، بعضی وقتا با چند تا قطره اشک همراهه و خیلی وقتا با ی سکوت طولانی
آدمای شکسته عجیب نیستن .
بدون اینکه بدونیم خیلیاشونو هر روز میبینیم
با ظاهری آروم و خوشحال
اما با باورای نابود شده
و امیدای به پایان رسیده . .
1 007
روزها رفتند و من دیگر،
خود نمیدانم کدامینم
آن منِ سر سختِ مغرورم؟
یا منِ مغلوبِ دیرینم؟
ـ فروغ فرخزاد
