ru
Feedback
دِࢪیا؛

دِࢪیا؛

Открыть в Telegram

از خانه که می‌آیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 024
Подписчики
-2424 часа
+1997 дней
+24930 дней
Архив постов
لطف داری خوشگلمم، نمیدونم شاید. بعضی احساسات وقتی گفته میشن کوچیک‌تر از چیزی به نظر میرسن که واقعا هستن؛ برای همین گاهی می‌نویسمشون...

فکر کنم برات سخت باشه احساسات رو بیان کنی نه؟ معمولا افرادی که قشنگ می‌نویسن یا به شعر پناه می‌برن همچین شخصیتی دارن...

«افسانه‌ی آوازِ دریا»

تو را از غزلی به قصیده‌ای دیگر از بومی به قابی دیگر از رنگی به لعابی دیگر بر دوش می‌کشم‌ چشمانم ، همه را تو می‌بینند و تو را همه . حال برایم بگو ، بگو مرا چه می‌بینی جز عاشقی خسته از نرسیدن‌های مکرر اما امیدوار . . .

photo content
+1

واژه‌ی شکست در عشق برام معنایی نداره، به نظرم عشق به هر شکلش میتونه پیروزی باشه...

تاحالا شکست عشقی خوردی؟🫩

آیه‌های اشکِ من تفسیر می‌شد، بد نبود دل اگر از غصّه خوردن سیر می‌شد، بد نبود شورِ ماتم، دشتیِ غم، بغض‌های اصفهان در بیاتِ تُرکِ شب، تحریر می‌شد، بد نبود من خرابم! گفته‌ام ساقی بریزد باده‌ای این خرابی‌ها کمی تعمیر می‌شد، بد نبود! عقلِ من با عشقِ تو درگیر شد، دیوانه‌ام عقلِ تو با عشقِ من، درگیر می‌شد، بد نبود چون غلافی کهنه‌ام؛ تا کی نمردن... زندگی؟ قسمت‌ام یک بوسه‌ی شمشیر می‌شد، بد نبود خواب دیدم یوسف‌ام اما زلیخا سیرتم خواب‌ها روزی اگر تعبیر می‌شد، بد نبود عشق؛ این مجنون که لیلا را جنون آموخته‌ست مثل یک دیوانه در زنجیر می‌شد، بد نبود می‌روی؟ باشد! برو... اما بدان ...شاید ...اگر این «تو»، این «من»، «ما»ی عالم‌گیر می‌شد، بد نبود
- رضا احسان‌پور

sticker.webp0.77 KB

بدرود لئو؛🐐🩵
بدرود لئو؛🐐🩵

غنیمتی‌ست تو را داشتن؛ در این گذار، که بر وحشت است و بر ظلمات، شبِ سترونِ دلگیر از زنجیر می‌گذرد. فدای گیسویت، اما تو با منی و تو تا با من باشی شب از نوازشِ گیسویت، از حریر می‌گذرد. تو از کدام افق می‌آیی که پاکبازتر از خورشیدی؟ صنوبری چو تو چون می‌روید در پلشتی این لوش و لاشه‌زار؟ خدا را! بگو بدانم کدام گوشه‌ی این خاک پاک مانده نگارا؟ شب از کدام سو می‌وزد که روشنم من و تاریک و از ستاره و غم سرشارم؟ آه! باری! بگذریم…
- اسماعیل خویی

Ebi-Jane-Javani-Jane-Javani.mp39.15 MB

photo content
+1

photo content
+1

مگر چندبار به دنیا آمده‌ایم که این همه می‌میریم؟

لطف دارییی عزیزمنن، بوس بهتت😭💘

من خیلی متعجب شدم وقتی دیدم چنلت رو عضو نیستم همش فکر میکردم اینجا رو دارمش؛ به هر حال میخواستم بدونی هم چنلت خیلی خوشگله هم خودت خیلی قشنگی .🥹✨⭐🩵

قلبممممم😭💌

- آن دختر عجیب دوست داشتنی بود، گیسوانِ بلند و فرفری‌اش، چشمانِ بادومیِ قهوه‌ای رنگ و صورت‌ مثلِ ماهش ... راستش را بخواهی او مرا به یاد زندگی‌ام می‌انداخت که هنوز قشنگی‌هایش را دارد.

خوشا بازیچه‌ای که سر زلف تو باشد.