ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

پناه | محبوبه سادات حسینی

پناه | محبوبه سادات حسینی

Открыть в Telegram

و شعر، آخرین پناهِ آدمی...🕊🤍

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
304
Подписчики
Нет данных24 часа
+157 дней
+3030 дней
Архив постов
نه نه تو شلخته نیستی، نظم حاکم بر جهانت پیچیده‌ست...

معلمم گفت تو همه جوره خوبی، ولی خیلی شلخته‌ای 🥹

چه قشنگ :) باشد که معلم‌های ادبیات کانال ایده بگیرند. دوستان منظورم معلم دبستانه بیش‌تر 🫶

سلام یه معلم ادبیات داشتیم، هر جلسه، اول کلاس یه شعر خارج از کتاب میخوند و یکم توضیحش میداد، مثلا از اخوان ثالث، فاضل، حامد عسکری، و... این رفتار معلم باعث شد منکه از ادبیات و شعر متنفر بودم، عاشق ادبیات و شعر بشم

گنجینه ای از طلا درش باز شده؟ یا ریزش موی سرو آغاز شده؟ از دست جنون بیدها، برگ طلا در قلک پاییز پس انداز شده... #محبوبه_سادات_حسینی 🍂🍁🌧 @panaah_gah

❤️❤️ پاییز مبارک ❤️❤️

❤️❤️ پاییز مبارک ❤️❤️

مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من که جُز ملال نصیبی نمی‌برید از من زمین سوخته‌ام نا اُمید و بی‌برکت که جُز مراتعِ نفرت نمی‌چرید از من عجب، که راه نفس بسته‌اید بر من و باز در انتظار نفس‌های دیگرید از من خزان به قیمت جان جار می‌زنید امّا بهار را به پشیزی نمی‌خرید از من شما هر آینه، آیینه‌اید و من همه آه! عجیب نیست کز اینسان مکدّرید از من! نه، در تبرِّی من نیز بیم رسوایی است! به لب مباد که نامی بیاورید از من اگر فرو بنشیند زِ خون من عطشی، چه جای واهمه، تیغ از شما، وَرید از من چه پیک لایق پیغمبری به سوی شماست؟ شما که قاصد صد شانه بر سرید از من برایتان چه بگویم زیاده بانوی من! شما که با غم من آشناترید از من... #حسین_منزوی @panaah_gah

درد دل اینجا می‌برد از سینه غم را چون خوب می‌فهمند زن‌ها حرف هم را هرجا به جز اینجا برای من غریبه است من آشنا چون خانه می‌دانم حرم را هربار نزدیک است در راهت بیفتم با شوق برمی‌دارم از بس هر قدم را سر در نیاوردم چرا اینقدر خوبی؟ با اینکه یادم داده عشقت پیچ و خم را من هستم و مهر تو و دست نیازم گرد هم آورده است لطفت بیش و کم را ای کاش می‌شد تا ابد اینجا بمانم چون می‌دهد صحن تو بوی مادرم را.. #سیده_تکتم_حسینی #یا_فاطمه_اشفعی_لنا_فی_الجنه @toktam_hosseynii

تقدیم به کریمه‌ی شهرم رسیده‌ام که برای دقایقی کوتاه شهاب‌گونه! کمی درد دل کنم با ماه قسم به بال زدن‌های این کبوتر جلد که من وبال تو هستم، که گم شدم در راه کریمه‌جان به دخیلی که نیست در دستم مرا رها شده از دست‌های خویش مخواه به جان حوض تو آنقدر آتشم که مپرس به جان آینه‌هایت لبالبم از آه عجب عدالت محضی‌ست در میان حرم! یکی‌ست رتبه‌ی زرد و سفید و سرخ و سیاه   رسید شاهدم از غیب بین صحبت عدل... صدای اشهد ان علی ولی الله... علی کسی‌ست که آتش گرفت و در عدلش_ همین بس است که یک شمع را نکرد تباه... ستون عرش خداوند بود و می‌بردند به شانه‌اش در و دیوار و نخل و چاه پناه و در مقابله با فتنه‌ها درنگ نکرد «برادرانه کسی را فرو نبرد به چاه» * دلم هوای نجف کرده است بانوجان دلم هوای مسیر نجف به کرببل‌آه همان مسیر که تبعیض گم شده‌است در آن یکی‌ست رتبه‌ی زرد و سفید و سرخ و سیاه یتیم با آقازاده‌ها ندارد فرق که حیدرانه به زوّار می‌کنند نگاه خلاصه حرف زیاد است با تو بانوجان سر گلایه بلند است و فرصتم کوتاه_ اگرچه وقت نماز جماعت است، ببخش من اعتماد ندارم به شیخ...یا الله... #علی_فرزانه_موحد #شعر_مذهبی مصرع در پرانتز الهام گرفته شده از مهدی ملکی دولت آبادی است

ببخش فقر مرا، اشکِ پشتِ‌پا پختم ببین که پشت سرت کاسه‌های آب شکست... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

هیشکی نمی‌فهمه چه حالی دارم...

بغل بگیر مرا، مهربانم، عزرائیل! کسی به خاک نرفته چنین که من رفتم... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

بغل بگیر مرا، مهربانم، عزرائیل! کسی به خاک نرفته چنین که من رفتم... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

بفهم! آینه‌ی بندخورده‌ کنج اتاق غرورم است که پیش تو بی‌حساب شکست #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

غم آری غم! همان ارثیه‌ی آباء و اجدادی... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

به گستاخی غم هرگز ندیدم میهمانی را اگر با گریه بیرونش کنم با ناله می آید . #معنی_زنجانی

منم دلم میخواد فردا آخرین روز دانشگاه باشه 🦦

جمله رو ولش... دلم می‌خواست فردا اولین روز دانشگاهم برای ترم جدید بود🥲❤️