ar
Feedback
پناه | محبوبه سادات حسینی

پناه | محبوبه سادات حسینی

الذهاب إلى القناة على Telegram

منم که شعر و تغزل پناهگاه من است...🕊🤍 ناشناس: https://t.me/harfmanrobot?start=5930945029 شناس: https://t.me/SendHarfBot?start=39d0a2d3729a

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
220
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+67 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
دست‌بندی که یادگار تو بود، در نبودت طناب دار شده شب به شب وقت خواب می‌پیچد، باز دور گلوی دستانم... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

دست‌بندی که یادگار تو بود در نبودت طناب دار شده شب به شب وقت خواب می‌پیچد باز دور گلوی دستانم... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

اسم شما برام یادآورِ خنده‌های از ته دل مادرمه، روحتون در آرامش آقای عبدیِ دوست‌داشتنی🕊🩶... @panaah_gah

غروب جمعه؟ و یا ابتدای ساعت صفر؟ کجای حزن تو بودم اگر زمان بودم؟.... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

غمگین ترین آهنگ ها در سال پنجاهم آنقدر غم دارم که دنیا را برقصانم... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

ناراحتم... همیشه دوست داشتم اسم دخترم پناه باشه و الان دوتا از اقوام اسم دخترشونو پناه گذاشتن🥲💔

شبکه تماشا کلید اسرار گذاشته :)

خاموش کردم لرز های شانه ام را حالا یکی باید بگیرد چانه ام را... #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

Repost from N/a
لذت ببر از حبس که هر قدر بگردی در پیچ و خم این همه دیوار... دری نیست #سید_امیرمحمد_هاتفی

آه، چه بی‌بها شدم...

مرگ نمی‌درد مرا...

خواب نمی‌برد مرا...

رختی که باز در دل من شسته می شود مویی که از هراس تو رنگش پریده است #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah

. رونمایی کتاب «سه راه ادبیات» گزیده شعر جوان خراسان . شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ باغ کتاب تهران به میزبانی: امیرع
. رونمایی کتاب «سه راه ادبیات» گزیده شعر جوان خراسان . شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵ از ساعت ۱۷ تا ۱۹ باغ کتاب تهران به میزبانی: امیرعلی سلیمانی با سخنرانی: زهیر توکلی با حضور: اعضای انجمن ادبی آغاز مشهد @saken_sarzamin_del

Repost from مُعینا
رویای آب از لب‌شان چکه می‌کند این ماهیان مرده که با تور می‌کشم #محبوبه_سادات_حسینی @mo_eina

#حضرت_رقیه سلام الله علیها زهرا شدی و قد کمانت گواه تو آرام شد سر پدرت در پناه تو زینب شدی به حکم رد تازیانه ای که اینچنین نشسته به چادر سیاه تو مثل پدر قدم به قدم در نگاه دشت خون گریه کرده خار مغیلان به راه تو از زجر دیدنت چه بگویم که نیمه شب دست خسوف پرده کشیده به ماه تو تشت طلا شبیه به ظرف طعام نیست سیلی چه کرده با دل خون نگاه تو؟ اشکت تباه کرده شب و روز شام را دیگر چه حاجت است به نفرین و آه تو؟ زخمی ترین سه ساله‌ی تاریخ بوده ای معصوم بودنت شده تنها گناه تو https://t.me/pishkeshsher

گل برای سمت درست تاریخ😁♥️

از بس کنارت آمدم ای سر قدم قدم خم شد قدم شبیه به مادر قدم قدم اصلا کنار نیزه مگر عمه‌‌جان نگفت آرامتر حسین، برادر! قدم قدم بابا مرا بغل نکنی باز می‌رسم از تاولی به تاول دیگر قدم قدم از بس در آفتاب  تو را دیده روی نی کم‌سو شده است دیده‌ی دختر قدم قدم گفتم سکینه شانه کند گیسوی تو را دیدم نمی‌رسد به تو آخر قدم... قدم بابا تو اَم‌ْ حَسِبْتَ بخوان تا که بشنوی اَمَنْ یُجیبْ از من مضطر قدم قدم «گفتم ببینمت مگرم درد اشتیاق» ساکن نشد که شد دوبرابر قدم قدم* هر چند از تو دلخورم اما مرا ببر شاید کنار آمدم ای سر قدم قدم... #دنیا_دنیادیده "گفتم بیینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاق‌تر شدم" ۰۱/۰۵/۲۹ ⌠@Donya_donyadide❀⌡

این بلاتکلیف ، آه این کودک دلتنگ ، این دل هرچه می‌گویم تو رفتی، قصد فهمیدن ندارد! #محبوبه_سادات_حسینی @panaah_gah