ru
Feedback
راست

راست

Открыть в Telegram

خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 433
Подписчики
-2224 часа
-287 дней
-4230 дней
Архив постов
فردوسی پیامبر ایران شاه‌نامه، به گمان من، با مقادیر زیادی مصلحت‌اندیشی نوشته و سپس سروده شد. اوج ابراز مخالفت فرهنگی با اشغال ایران بود، باری نمی‌توانست بیش از این در نفی بیگانه صراحت نشان دهد. به نمادهایی توسل کرد چون ضحاک و از زبان کسانی سخن گفت چون رستم فرخزاد. گذاشت تا باقی آن را خود بفهمیم. آخر، حریف خانگی هم شده بود. این هم از عجایب تاریخ بشر است که استعداد این را دارد که پس از چند نسل، قتل و غارت را از یاد ببرد و آیین قوم مهاجم را بپذیرد و حتی کاسهٔ از آش داغ‌تر شود. این‌قدر که ایرانیان دربارهٔ آیین اعراب گفتند و نوشتند خود عرب‌ها هرگز نکردند. سامانیان با زیرکی و احتیاط، شرمساری از عرب‌زدگی و عربی‌زدگی را آغاز کردند؛ چرخشی آشکار ولی آرام. آشکار، چون سکوت یا وارونه‌نمایی بیش از آن، خیانت بود؛ و آرام چون علما و عامه، قدری از سر منفعت قدری از سر جهل و تعصب، قدرت شورش و بلوا داشتند. با سامانیان و فردوسی گویی همه‌چیز برای بازگشتی باشکوه فراهم بود. باری، بدشانسی ما این بود که جانشینان سامانیان ترک‌نژاد بودند و محمود غزنوی وقتی شاهنامه را خواند خود را در جای افراسیاب دید. برای همین روی در هم کشید و رستم را مسخره کرد. این عجیب است که سلطان محمود که هم قدرتی بزرگ شد و هم در زمان او خلیفهٔ عباسی نه قدرتی داشت نه اعتباری، چرا سعی داشت مشروعیت از او بگیرد. چرا ایرانیان و امثال فردوسی را به رفض منسوب می‌داشت و به ساز بغداد می‌رقصید؟ چرا نکوشید حکومتی مستقل برپا کند و امپراتوری ایرانی را صاحب شود و خود را دنبالهٔ ساسانیان نماید؟ پاسخی که به نظرم می‌رسد اینکه او، همچون تمامی جانشینانش از سلجوقیان و خوارزمشاهیان و تیموریان، از تورانیان بودند، یا خود را چنان می‌دیدند، و ایران را رقیبی می‌شمردند که باید از آن انتقام گرفت. و برای این منظور چه بهتر که با دشمن دیگر ایران، یعنی اعراب همدست شوند.  ✍ مرتضی مردیها ------ #ایران #مرتضی_مردیها @RastMag | راست

بخش ۳/۵ | آزادی و دموکراسی؛ دو روی یک سکه دموکراسی بدون آزادی می‌تواند به حکومت اکثریت تبدیل شود و آزادی بدون سازوکار سیاسی نیز ممکن است نتواند از خودش محافظت کند. دموکراسی لیبرال تلاش می‌کند این دو را در کنار هم قرار دهد. مردم حق دارند حکومت خود را انتخاب کنند، اما حکومت منتخب نیز باید به قانون و حقوق اساسی شهروندان احترام بگذارد. مخالفان سیاسی باید بتوانند آزادانه فعالیت کنند و رسانه‌ها باید امکان نقد قدرت را داشته باشند. در چنین نظامی، انتخابات فقط برای انتخاب حاکم نیست؛ بلکه راهی برای جابه‌جایی مسالمت‌آمیز قدرت است. قدرت می‌آید و می‌رود، اما حقوق مردم باقی می‌ماند. ------ #دموکراسی‌لیبرال #لیبرالیسم @RastMag | راست

یک ملت، یک زبان، یک تاریخ مشترک (۲) پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) کشور آلمان به چهار منطقه بین فاتحان جنگ (آمریکا، بریتانیا، فرانسه و شوروی) تقسیم شد (تصویر نخست). با بالا گرفتن تنش‌های جنگ سرد و اختلافات سیاسی، آلمان اشغال شده، در سال ۱۹۴۹ به دو کشور یا دو بخش جداگانه‌ی غربی و شرقی تقسیم شد. در می ۱۹۴۹ بخش‌های آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی ادغام شدند و آلمان غربی (جمهوری فدرال آلمان) را تشکیل دادند و از آن طرف هم در ماه اکتبر همان سال (یعنی ۵ ماه بعد)، منطقه تحت تصرف اتحاد شوروی سوسیالیستی به آلمان شرقی (جمهوری دموکراتیک آلمان) تبدیل شد (تصویر دوم). و این تقسیمات تا ۴۱ سال ادامه پیدا کرد که در ۳ اکتبر ۱۹۹۰ دو آلمان رسماً دوباره متحد شدند (تصویر سوم). آلمان شرقی، ساختار سیاسی تک‌حزبی تحت سلطه حزب اتحاد سوسیالیستی و تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود. اقتصاد آن بر پایه برنامه‌ریزی متمرکز دولتی، مالکیت عمومی ابزار تولید و همچنین کنترل شدید بازار اداره می‌شد. آلمان غربی، نظام سیاسی لیبرال‌دموکراتیک بر آن حاکم بود. و اقتصاد آن بر پایه سرمایه‌داری بازار آزاد بنا شد. همچنین بیشترین تأثیرپذیری آلمان غربی از ایالات متحده آمریکا بود (که با کمک‌های مالی طرح مارشال آمریکا، اقتصاد بازار آزاد در آن شکل گرفت). بین آلمان غربی و شرقی، اختلاف از زمین تا آسمونه، به طوری که یکی بهشت و دیگری جهنم:
​مردم آلمان شرقی برای سفر به خارج از کشور به مجوز رسمی حکومت نیاز داشتند؛ مجوزهایی که به‌ندرت هم صادر می‌شد. دیوار برلین نمادی بود از سیطرهٔ دولت بر رفت‌و‌آمد شهروندان. داستانی تکرار شونده در کشورهایی با اقتصاد سوسیالیستی و دولتی. ​در حالی که قفسه فروشگاه‌ها در آلمان غربی پر از کالا بود، در آلمان شرقی، اقلام اساسی سهمیه‌بندی شده یا نایاب بودند؛ وضعیتی که نه بر اثر اتفاق، بلکه محصول مستقیم برنامه‌ریزی متمرکز اقتصادی بود. ​در آلمان شرقی، دستگاه اطلاعاتی (اِشتازی) از شهروندان عادی برای جاسوسی از همسایگان، همکاران و حتی اعضای خانواده استفاده می‌کرد. با فعال بودن نزدیک به یک مخبر از هر ۶۰ نفر. ​در آلمان شرقی، دولت شغل افراد را تعیین می‌کرد و هرگونه فعالیت اقتصادی مستقل یا کارآفرینی غیرقانونی بود. ​تمامی روزنامه‌ها و برنامه‌های رادیو و تلویزیون در آلمان شرقی از فیلتر ایدئولوژیک حزب حاکم می‌گذشتند، سیگنال‌های رسانه‌های غربی مسدود (پارازیت) می‌شدند و دسترسی به بسیاری از کتاب‌ها ممنوع بود.
------ @RastMag | راست

photo content
+5

بخش ۲/۵ | اکثریت هم می‌تواند اشتباه کند یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ این است که اکثریت همیشه درست نمی‌گوید. ممکن است یک جامعه در یک دوره زمانی تصمیمی بگیرد که سال‌ها بعد اشتباه بودن آن مشخص شود. به همین دلیل، در دموکراسی لیبرال فقط به رأی اکثریت اکتفا نمی‌شود. قانون اساسی، دادگاه‌های مستقل، آزادی بیان و تفکیک قوا برای این وجود دارند که قدرت اکثریت نیز محدود باشد. این محدودیت ضد دموکراسی نیست؛ بلکه برای محافظت از خود دموکراسی ضروری است. اگر اکثریت بتواند هر حقی را از هر اقلیتی بگیرد، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که فردا خودش قربانی تصمیم اکثریت نخواهد شد. ------ #دموکراسی‌لیبرال #لیبرالیسم @RastMag | راست

یک ملت، یک زبان، یک تاریخ مشترک تا قبل از سال‌ ۱۹۱۰، کره(Korea) یک کشور مستقل بود اما با حمله‌ی ژاپن در ۱۹۱۰، این کشور تا ۱۹۴۵ زیر سلطه بود. پس از جنگ جهانی دوم، با شکست ژاپن، نیروهای ژاپنی در کره یاید تسلیم می‌شدند و از همین‌‌ رو این کشور از شمال توسط شوروی سوسیالیستی و از جنوب توسط آمریکا اشغال شد و مدار ۳۸ درجه مرز این دو نیرو شد. (به تصویر رجوع کنید.) با اشغال کره و با شروع شدن جنگ سرد، آمریکا و شوروی بر سر آینده سیاسی این کشور به توافقی نرسیدند؛ شوروی از حکومت کمونیستی در شمال و آمریکا از حکومت ضدکمونیستی در جنوب حمایت کرد. کم کم نزاع‌ها اوضاع را به سمتی بردند که در سال ۱۹۴۸ دو حکومت جداگانه شکل گرفت: کره شمالی و کره جنوبی. در سال ۱۹۵۰ کره شمالی کمونیستی به جنوب حمله کرد و جنگ کره آغاز شد؛ جنگ ۳ سال طول کشید و در سال ۱۹۵۳ با آتش‌بس پایان یافت و تقسیم کره به شکل امروز تثبیت شد. تبدیل شد به دو کشور که کشور جنوبی آن آزادی‌های فردی، مالکیت خصوصی و سرمایه‌داری بازار آزاد را به رسمیت می‌شناخت و در کشور شمالی، برعکس آن (یعنی مارکسیسم و کمونیسم). این دو کشور به دو آزمایشگاه برای دو ایده‌ی غیرقابل جمع (اقتصاد بازار آزاد/اقتصاد سوسیالیستی) تبدیل شد. نقطه شروع زمانی تشکیل هر دو کشور باهم، اما منابع نابرابر بود...
بر اساس گزارش یک نهاد دولتی، ارزش منابع معدنی کره شمالی بر مبنای قیمت‌های فعلی بازار، حدود ۳٬۷۹۵ تریلیون وون (Won واحد پول هم کره جنوبی و هم کره شمالی، البته در این متن منظور واحد پول کره جنوبی است.) (۳٫۳ تریلیون دلار آمریکا) برآورد شده است؛ رقمی که تقریباً ۱۵ برابر ارزش منابع معدنی کره جنوبی است. بر اساس گزارش شرکت منابع کره (KRC) که به پارلمان ارائه شده، کره شمالی دارای ذخایر عظیمی از منابع معدنی است؛ از جمله حدود ۶ میلیارد تن منیزیت، ۲ میلیون تن گرافیت، ۵ میلیارد تن سنگ‌آهن و ۲۵۰ هزار تن تنگستن.
------ @RastMag | راست

photo content
+3

بخش ۱/۵ | دموکراسی فقط رأی دادن نیست وقتی کلمه دموکراسی را می‌شنویم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد انتخابات است. اما آیا دموکراسی فقط به این معناست که مردم هر چند سال یک‌بار رأی بدهند؟ در نگاه لیبرال، پاسخ منفی است. رأی اکثریت مهم است، اما اکثریت هم نباید بتواند هر کاری انجام دهد. اگر ۵۱ درصد مردم تصمیم بگیرند حقوق ۴۹ درصد دیگر را از بین ببرند، آیا این هنوز عادلانه است؟ دموکراسی لیبرال تلاش می‌کند میان حاکمیت مردم و حقوق فردی تعادل ایجاد کند؛ یعنی هم مردم در حکومت نقش داشته باشند و هم آزادی‌های اساسی آن‌ها قابل نقض نباشد. ------ #دموکراسی‌لیبرال #لیبرالیسم @RastMag | راست

«مرتجع دلبستهٔ گذشته و خواهان بازگشت به آن است، حال آنکه محافظه‌کار می‌خواهد جنبه‌های ارزشمند گذشته را با شرایط متغیر امروز س
«مرتجع دلبستهٔ گذشته و خواهان بازگشت به آن است، حال آنکه محافظه‌کار می‌خواهد جنبه‌های ارزشمند گذشته را با شرایط متغیر امروز سازگار کند.» — راجر اسکروتن ------ #گزین‌گویه @RastMag | راست

بخش ۵/۵ | قدرت باید مهار شود، نه فقط انتخاب انتخابات مهم‌اند، اما صرفاً انتخاب کردن یک حاکم کافی نیست. حتی فردی که با رأی مردم به قدرت رسیده، نباید اختیار نامحدود داشته باشد. دموکراسی‌لیبرال فقط به این معنا نیست که چه کسی حکومت می‌کند؛ بلکه به این معناست که قدرت او چگونه محدود و کنترل می‌شود. تفکیک قوا، حاکمیت قانون و نظارت مستقل، همگی برای همین هدف هستند. جامعه آزاد جامعه‌ای نیست که در آن همه به قدرت اعتماد کنند؛ جامعه آزاد جامعه‌ای است که حتی به قدرت محبوب هم اجازه نمی‌دهد از حدود قانون فراتر برود. قدرت باید همیشه پاسخگو باشد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

بخش ابتدایی نشریه دوم، درباره‌ی دموکراسی‌لیبرال و ارتباطش با اشکال مختلف حکومت (پادشاهی و جمهوری) و همچنین گسترش دموکراسی‌لیب
+1
بخش ابتدایی نشریه دوم، درباره‌ی دموکراسی‌لیبرال و ارتباطش با اشکال مختلف حکومت (پادشاهی و جمهوری) و همچنین گسترش دموکراسی‌لیبرال بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. #پست_موقت

بخش هفتم | محافظه‌کاری و ملت ایران ---------- #لیبرالیسم #ایران #محافظه‌کاری @RastMag | راست
بخش هفتم | محافظه‌کاری و ملت ایران ---------- #لیبرالیسم #ایران #محافظه‌کاری @RastMag | راست

بخش ۴/۵ | تفکیک قوا برای مردم چه فایده‌ای دارد؟ شاید این مفهوم در نگاه اول کاملاً سیاسی و پیچیده به نظر برسد، اما نتیجه آن مستقیماً به زندگی مردم مربوط می‌شود. اگر یک مقام دولتی نتواند هر تصمیمی را بدون نظارت اجرا کند، احتمال ضایع کردن حقوق شهروندان کمتر می‌شود. اگر قاضی مستقل باشد، مردم شانس بیشتری برای دفاع از حقوق خود دارند. اگر قانون‌گذار بتواند عملکرد دولت را بررسی کند، قدرت اجرایی کمتر از کنترل خارج می‌شود. در واقع تفکیک قوا یک هدف ساده دارد: هیچ‌کس آن‌قدر قدرتمند نباشد که بتواند بدون پاسخگویی درباره زندگی دیگران تصمیم بگیرد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

صحبت‌های دکتر موسی غنی‌نژاد در خصوص انقلاب ۵۷ و نقش روشنفکران چپ، امثال شریعتی، آل احمد و دیگر شَیّادان... ------ @RastMag | راست

بخش ۳/۵ | اختلاف میان قوا همیشه بد نیست گاهی مردم از دعوا و اختلاف میان نهادهای حکومتی ناراحت می‌شوند و فکر می‌کنند این اختلاف‌ها نشانه ناکارآمدی است. اما همیشه این‌طور نیست. در یک نظام سالم، بخشی از این اختلاف‌ها طبیعی است؛ چون نهادها قرار نیست همیشه با یکدیگر موافق باشند. اگر یک قوه تصمیمی بگیرد و نهاد دیگری آن را بررسی یا نقد کند، در واقع سازوکاری برای جلوگیری از اشتباه ایجاد شده است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که همه نهادها بدون نظارت واقعی، یک نظر داشته باشند. در چنین شرایطی، ظاهر آرام حکومت ممکن است در واقع نشانه نبودن کنترل بر قدرت باشد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

بله، میلی دارد عالی عمل می‌کند؛ مهم نیست سوسیالیست‌ها چه ادعایی می‌کنند.
دهه‌ها حکومت سوسیالیستیِ پرونیسم [جنبش پوپولیسمِ کارگریِ حامیِ دخالتِ دولت]، آرژانتین را نابود کرد. ​آنهـا بی‌رویه پول چاپ کردند، دولت را باد کردند، ارزش پول ملی را در هم کوبیدند و ابرتورم و فقر به بار آوردند.
میلی این ویرانه را به ارث برد، او خودش آن را نساخت؛ چپ‌گرایان ساختند: ​از طریق نسل‌ها فساد و جنون اقتصادی.
حالا همان کسانی که کشور را به فنا دادند، از هر آمار و رقمِ غیرکامل و ناقصی انتقاد می‌کنند. ​آن‌ها خیلی راحت فراموش می‌کنند چه کسی از همان اول باعث این بحران شد...
اما با وجود تمام آشفتگی‌هایی که تحویل مایلی شد، او تورم را به‌شدت کاهش داده، به تراز مالی مثبت (درآمد دولت بیشتر از هزینه‌هایش بوده.) دست یافته و تثبیت وضعیت اقتصاد را آغاز کرده است.
بله، اصلاح خرابی‌های دهه‌ها سوسیالیسم زمان می‌برد؛ اما فقر در پایین‌ترین حد خود قرار دارد و پیشرفت واقعی کاملاً مشهود است.
خاویر میلی دارد کاری را انجام می‌دهد که سوسیالیست‌ها هرگز نتوانستند: او در واقع دارد اقتصاد را ترمیم می‌کند.
«فقر و ایجاد نکبتی که توسط جمع‌گرایی (Collectivism) تولید می‌شود، یک توهم نیست و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر هم به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه واقعیتی است که ما آرژانتینی‌ها خیلی خوب آن را می‌شناسیم.» — خاویر میلی
------ #لیبرالیسم #سوسیالیسم @RastMag | راست

photo content
+7

بله، میلی دارد عالی عمل می‌کند؛ مهم نیست سوسیالیست‌ها چه ادعایی می‌کنند.
دهه‌ها حکومت سوسیالیستیِ پرونیسم [جنبش پوپولیسمِ کارگریِ حامیِ دخالتِ دولت]، آرژانتین را نابود کرد. ​آنهـا بی‌رویه پول چاپ کردند، دولت را باد کردند، ارزش پول ملی را در هم کوبیدند و ابرتورم و فقر به بار آوردند.
میلی این ویرانه را به ارث برد، او خودش آن را نساخت؛ چپ‌گرایان ساختند: ​از طریق نسل‌ها فساد و جنون اقتصادی.
حالا همان کسانی که کشور را به فنا دادند، از هر آمار و رقمِ غیرکامل و ناقصی انتقاد می‌کنند. ​آن‌ها خیلی راحت فراموش می‌کنند چه کسی از همان اول باعث این بحران شد...
اما با وجود تمام آشفتگی‌هایی که تحویل مایلی شد، او تورم را به‌شدت کاهش داده، به تراز مالی مثبت (درآمد دولت بیشتر از هزینه‌هایش بوده.) دست یافته و تثبیت وضعیت اقتصاد را آغاز کرده است.
بله، اصلاح خرابی‌های دهه‌ها سوسیالیسم زمان می‌برد؛ اما فقر در پایین‌ترین حد خود قرار دارد و پیشرفت واقعی کاملاً مشهود است.
خاویر میلی دارد کاری را انجام می‌دهد که سوسیالیست‌ها هرگز نتوانستند: او در واقع دارد اقتصاد را ترمیم می‌کند.
«فقر و ایجاد نکبتی که توسط جمع‌گرایی (Collectivism) تولید می‌شود، یک توهم نیست و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر هم به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه واقعیتی است که ما آرژانتینی‌ها خیلی خوب آن را می‌شناسیم.» — خاویر میلی
------ #لیبرالیسم #سوسیالیسم @RastMag | راست

photo content
+7

بخش ۲/۵ | چرا هیچ قدرتی نباید بی‌رقیب باشد؟ حتی اگر یک دولت با نیت خوب شروع به کار کند، باز هم نباید همه قدرت را در اختیار داشته باشد. دلیلش ساده است: انسان‌ها خطاپذیرند و قدرت می‌تواند وسوسه‌برانگیز باشد. تفکیک قوا برای این طراحی شده که تصمیم‌های مهم فقط در اختیار یک فرد یا یک گروه نباشد. وقتی نهادهای مختلف بتوانند یکدیگر را بررسی و محدود کنند، احتمال سوءاستفاده کاهش پیدا می‌کند. البته این روش ممکن است تصمیم‌گیری را کمی کندتر کند، اما همین کندی گاهی یک مزیت است؛ چون به دولت اجازه نمی‌دهد با یک تصمیم عجولانه، آزادی و حقوق میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست