ar
Feedback
راست

راست

الذهاب إلى القناة على Telegram

خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 458
المشتركون
-1024 ساعات
+317 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
photo content
+5

بخش ۲/۵ | اکثریت هم می‌تواند اشتباه کند یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ این است که اکثریت همیشه درست نمی‌گوید. ممکن است یک جامعه در یک دوره زمانی تصمیمی بگیرد که سال‌ها بعد اشتباه بودن آن مشخص شود. به همین دلیل، در دموکراسی لیبرال فقط به رأی اکثریت اکتفا نمی‌شود. قانون اساسی، دادگاه‌های مستقل، آزادی بیان و تفکیک قوا برای این وجود دارند که قدرت اکثریت نیز محدود باشد. این محدودیت ضد دموکراسی نیست؛ بلکه برای محافظت از خود دموکراسی ضروری است. اگر اکثریت بتواند هر حقی را از هر اقلیتی بگیرد، دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند مطمئن باشد که فردا خودش قربانی تصمیم اکثریت نخواهد شد. ------ #دموکراسی‌لیبرال #لیبرالیسم @RastMag | راست

یک ملت، یک زبان، یک تاریخ مشترک تا قبل از سال‌ ۱۹۱۰، کره(Korea) یک کشور مستقل بود اما با حمله‌ی ژاپن در ۱۹۱۰، این کشور تا ۱۹۴۵ زیر سلطه بود. پس از جنگ جهانی دوم، با شکست ژاپن، نیروهای ژاپنی در کره یاید تسلیم می‌شدند و از همین‌‌ رو این کشور از شمال توسط شوروی سوسیالیستی و از جنوب توسط آمریکا اشغال شد و مدار ۳۸ درجه مرز این دو نیرو شد. (به تصویر رجوع کنید.) با اشغال کره و با شروع شدن جنگ سرد، آمریکا و شوروی بر سر آینده سیاسی این کشور به توافقی نرسیدند؛ شوروی از حکومت کمونیستی در شمال و آمریکا از حکومت ضدکمونیستی در جنوب حمایت کرد. کم کم نزاع‌ها اوضاع را به سمتی بردند که در سال ۱۹۴۸ دو حکومت جداگانه شکل گرفت: کره شمالی و کره جنوبی. در سال ۱۹۵۰ کره شمالی کمونیستی به جنوب حمله کرد و جنگ کره آغاز شد؛ جنگ ۳ سال طول کشید و در سال ۱۹۵۳ با آتش‌بس پایان یافت و تقسیم کره به شکل امروز تثبیت شد. تبدیل شد به دو کشور که کشور جنوبی آن آزادی‌های فردی، مالکیت خصوصی و سرمایه‌داری بازار آزاد را به رسمیت می‌شناخت و در کشور شمالی، برعکس آن (یعنی مارکسیسم و کمونیسم). این دو کشور به دو آزمایشگاه برای دو ایده‌ی غیرقابل جمع (اقتصاد بازار آزاد/اقتصاد سوسیالیستی) تبدیل شد. نقطه شروع زمانی تشکیل هر دو کشور باهم، اما منابع نابرابر بود...
بر اساس گزارش یک نهاد دولتی، ارزش منابع معدنی کره شمالی بر مبنای قیمت‌های فعلی بازار، حدود ۳٬۷۹۵ تریلیون وون (Won واحد پول هم کره جنوبی و هم کره شمالی، البته در این متن منظور واحد پول کره جنوبی است.) (۳٫۳ تریلیون دلار آمریکا) برآورد شده است؛ رقمی که تقریباً ۱۵ برابر ارزش منابع معدنی کره جنوبی است. بر اساس گزارش شرکت منابع کره (KRC) که به پارلمان ارائه شده، کره شمالی دارای ذخایر عظیمی از منابع معدنی است؛ از جمله حدود ۶ میلیارد تن منیزیت، ۲ میلیون تن گرافیت، ۵ میلیارد تن سنگ‌آهن و ۲۵۰ هزار تن تنگستن.
------ @RastMag | راست

photo content
+3

بخش ۱/۵ | دموکراسی فقط رأی دادن نیست وقتی کلمه دموکراسی را می‌شنویم، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد انتخابات است. اما آیا دموکراسی فقط به این معناست که مردم هر چند سال یک‌بار رأی بدهند؟ در نگاه لیبرال، پاسخ منفی است. رأی اکثریت مهم است، اما اکثریت هم نباید بتواند هر کاری انجام دهد. اگر ۵۱ درصد مردم تصمیم بگیرند حقوق ۴۹ درصد دیگر را از بین ببرند، آیا این هنوز عادلانه است؟ دموکراسی لیبرال تلاش می‌کند میان حاکمیت مردم و حقوق فردی تعادل ایجاد کند؛ یعنی هم مردم در حکومت نقش داشته باشند و هم آزادی‌های اساسی آن‌ها قابل نقض نباشد. ------ #دموکراسی‌لیبرال #لیبرالیسم @RastMag | راست

«مرتجع دلبستهٔ گذشته و خواهان بازگشت به آن است، حال آنکه محافظه‌کار می‌خواهد جنبه‌های ارزشمند گذشته را با شرایط متغیر امروز س
«مرتجع دلبستهٔ گذشته و خواهان بازگشت به آن است، حال آنکه محافظه‌کار می‌خواهد جنبه‌های ارزشمند گذشته را با شرایط متغیر امروز سازگار کند.» — راجر اسکروتن ------ #گزین‌گویه @RastMag | راست

بخش ۵/۵ | قدرت باید مهار شود، نه فقط انتخاب انتخابات مهم‌اند، اما صرفاً انتخاب کردن یک حاکم کافی نیست. حتی فردی که با رأی مردم به قدرت رسیده، نباید اختیار نامحدود داشته باشد. دموکراسی‌لیبرال فقط به این معنا نیست که چه کسی حکومت می‌کند؛ بلکه به این معناست که قدرت او چگونه محدود و کنترل می‌شود. تفکیک قوا، حاکمیت قانون و نظارت مستقل، همگی برای همین هدف هستند. جامعه آزاد جامعه‌ای نیست که در آن همه به قدرت اعتماد کنند؛ جامعه آزاد جامعه‌ای است که حتی به قدرت محبوب هم اجازه نمی‌دهد از حدود قانون فراتر برود. قدرت باید همیشه پاسخگو باشد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

بخش ابتدایی نشریه دوم، درباره‌ی دموکراسی‌لیبرال و ارتباطش با اشکال مختلف حکومت (پادشاهی و جمهوری) و همچنین گسترش دموکراسی‌لیب
+1
بخش ابتدایی نشریه دوم، درباره‌ی دموکراسی‌لیبرال و ارتباطش با اشکال مختلف حکومت (پادشاهی و جمهوری) و همچنین گسترش دموکراسی‌لیبرال بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی. #پست_موقت

بخش هفتم | محافظه‌کاری و ملت ایران ---------- #لیبرالیسم #ایران #محافظه‌کاری @RastMag | راست
بخش هفتم | محافظه‌کاری و ملت ایران ---------- #لیبرالیسم #ایران #محافظه‌کاری @RastMag | راست

بخش ۴/۵ | تفکیک قوا برای مردم چه فایده‌ای دارد؟ شاید این مفهوم در نگاه اول کاملاً سیاسی و پیچیده به نظر برسد، اما نتیجه آن مستقیماً به زندگی مردم مربوط می‌شود. اگر یک مقام دولتی نتواند هر تصمیمی را بدون نظارت اجرا کند، احتمال ضایع کردن حقوق شهروندان کمتر می‌شود. اگر قاضی مستقل باشد، مردم شانس بیشتری برای دفاع از حقوق خود دارند. اگر قانون‌گذار بتواند عملکرد دولت را بررسی کند، قدرت اجرایی کمتر از کنترل خارج می‌شود. در واقع تفکیک قوا یک هدف ساده دارد: هیچ‌کس آن‌قدر قدرتمند نباشد که بتواند بدون پاسخگویی درباره زندگی دیگران تصمیم بگیرد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

صحبت‌های دکتر موسی غنی‌نژاد در خصوص انقلاب ۵۷ و نقش روشنفکران چپ، امثال شریعتی، آل احمد و دیگر شَیّادان... ------ @RastMag | راست

بخش ۳/۵ | اختلاف میان قوا همیشه بد نیست گاهی مردم از دعوا و اختلاف میان نهادهای حکومتی ناراحت می‌شوند و فکر می‌کنند این اختلاف‌ها نشانه ناکارآمدی است. اما همیشه این‌طور نیست. در یک نظام سالم، بخشی از این اختلاف‌ها طبیعی است؛ چون نهادها قرار نیست همیشه با یکدیگر موافق باشند. اگر یک قوه تصمیمی بگیرد و نهاد دیگری آن را بررسی یا نقد کند، در واقع سازوکاری برای جلوگیری از اشتباه ایجاد شده است. مشکل زمانی آغاز می‌شود که همه نهادها بدون نظارت واقعی، یک نظر داشته باشند. در چنین شرایطی، ظاهر آرام حکومت ممکن است در واقع نشانه نبودن کنترل بر قدرت باشد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

بله، میلی دارد عالی عمل می‌کند؛ مهم نیست سوسیالیست‌ها چه ادعایی می‌کنند.
دهه‌ها حکومت سوسیالیستیِ پرونیسم [جنبش پوپولیسمِ کارگریِ حامیِ دخالتِ دولت]، آرژانتین را نابود کرد. ​آنهـا بی‌رویه پول چاپ کردند، دولت را باد کردند، ارزش پول ملی را در هم کوبیدند و ابرتورم و فقر به بار آوردند.
میلی این ویرانه را به ارث برد، او خودش آن را نساخت؛ چپ‌گرایان ساختند: ​از طریق نسل‌ها فساد و جنون اقتصادی.
حالا همان کسانی که کشور را به فنا دادند، از هر آمار و رقمِ غیرکامل و ناقصی انتقاد می‌کنند. ​آن‌ها خیلی راحت فراموش می‌کنند چه کسی از همان اول باعث این بحران شد...
اما با وجود تمام آشفتگی‌هایی که تحویل مایلی شد، او تورم را به‌شدت کاهش داده، به تراز مالی مثبت (درآمد دولت بیشتر از هزینه‌هایش بوده.) دست یافته و تثبیت وضعیت اقتصاد را آغاز کرده است.
بله، اصلاح خرابی‌های دهه‌ها سوسیالیسم زمان می‌برد؛ اما فقر در پایین‌ترین حد خود قرار دارد و پیشرفت واقعی کاملاً مشهود است.
خاویر میلی دارد کاری را انجام می‌دهد که سوسیالیست‌ها هرگز نتوانستند: او در واقع دارد اقتصاد را ترمیم می‌کند.
«فقر و ایجاد نکبتی که توسط جمع‌گرایی (Collectivism) تولید می‌شود، یک توهم نیست و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر هم به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه واقعیتی است که ما آرژانتینی‌ها خیلی خوب آن را می‌شناسیم.» — خاویر میلی
------ #لیبرالیسم #سوسیالیسم @RastMag | راست

photo content
+7

بله، میلی دارد عالی عمل می‌کند؛ مهم نیست سوسیالیست‌ها چه ادعایی می‌کنند.
دهه‌ها حکومت سوسیالیستیِ پرونیسم [جنبش پوپولیسمِ کارگریِ حامیِ دخالتِ دولت]، آرژانتین را نابود کرد. ​آنهـا بی‌رویه پول چاپ کردند، دولت را باد کردند، ارزش پول ملی را در هم کوبیدند و ابرتورم و فقر به بار آوردند.
میلی این ویرانه را به ارث برد، او خودش آن را نساخت؛ چپ‌گرایان ساختند: ​از طریق نسل‌ها فساد و جنون اقتصادی.
حالا همان کسانی که کشور را به فنا دادند، از هر آمار و رقمِ غیرکامل و ناقصی انتقاد می‌کنند. ​آن‌ها خیلی راحت فراموش می‌کنند چه کسی از همان اول باعث این بحران شد...
اما با وجود تمام آشفتگی‌هایی که تحویل مایلی شد، او تورم را به‌شدت کاهش داده، به تراز مالی مثبت (درآمد دولت بیشتر از هزینه‌هایش بوده.) دست یافته و تثبیت وضعیت اقتصاد را آغاز کرده است.
بله، اصلاح خرابی‌های دهه‌ها سوسیالیسم زمان می‌برد؛ اما فقر در پایین‌ترین حد خود قرار دارد و پیشرفت واقعی کاملاً مشهود است.
خاویر میلی دارد کاری را انجام می‌دهد که سوسیالیست‌ها هرگز نتوانستند: او در واقع دارد اقتصاد را ترمیم می‌کند.
«فقر و ایجاد نکبتی که توسط جمع‌گرایی (Collectivism) تولید می‌شود، یک توهم نیست و سرنوشت اجتناب‌ناپذیر هم به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه واقعیتی است که ما آرژانتینی‌ها خیلی خوب آن را می‌شناسیم.» — خاویر میلی
------ #لیبرالیسم #سوسیالیسم @RastMag | راست

photo content
+7

بخش ۲/۵ | چرا هیچ قدرتی نباید بی‌رقیب باشد؟ حتی اگر یک دولت با نیت خوب شروع به کار کند، باز هم نباید همه قدرت را در اختیار داشته باشد. دلیلش ساده است: انسان‌ها خطاپذیرند و قدرت می‌تواند وسوسه‌برانگیز باشد. تفکیک قوا برای این طراحی شده که تصمیم‌های مهم فقط در اختیار یک فرد یا یک گروه نباشد. وقتی نهادهای مختلف بتوانند یکدیگر را بررسی و محدود کنند، احتمال سوءاستفاده کاهش پیدا می‌کند. البته این روش ممکن است تصمیم‌گیری را کمی کندتر کند، اما همین کندی گاهی یک مزیت است؛ چون به دولت اجازه نمی‌دهد با یک تصمیم عجولانه، آزادی و حقوق میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست

بسترسازی برای ایدئولوژی چپ اسلامی-انقلابی علی شریعتی یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های فکری قبل از انقلاب ۱۳۵۷ است؛ که با ترکیبی از سوسیالیسم، ضدیت با غرب و بازتفسیر ایدئولوژیک تشیع یک فضای فکری را، هم برای انقلاب و هم برای بعد از انقلاب بسترسازی کرد. بطوری که هنوز که هنوزه بعضی از اساتید دانشگاه‌های طراز ایران، با افتخار از خاطرات دوران پامنبری شریعتی می‌گویند. توجیه دیکتاتوری با نفی دموکراسی‌لیبرال و صندوق رأی به بهانه اینکه «توده‌ها ناآگاه» هستند، یک ایده‌ای را مطرح کرد بنام «رهبری مکتبی» (یا دموکراسی متعهد که وام گرفته از ژان پل سارتر و ژان برک است). این ایده‌، راه را برای یک حکومت ایدئولوژیک باز می‌کرد. رهبری مکتبی به این اشاره دارد که تا زمانی که توده‌ها به بلوغ و آگاهی نرسند، یک «رهبر» (امام) حق دارد جامعه را تا رسیدن به «تکامل» هدایت کند و در این راه، نه حاکمیت قانون شناخته می‌شود نه حقوق فردی. (ولایت ایدئولوژیک) دین توحیدی=دین انقلابی اگر روح‌الله خمینی معمار عملیاتی جمهوری اسلامی بود، شریعتی معمار فکری آن بود؛ وی پرچم‌دار تبدیل دین از یک باور شخصی به یک ایدئولوژی تمام‌عیار سیاسی و انقلابی به شمار می‌رفت. شریعتی در کتاب «مذهب علیه مذهب» تعریفی از دین توحیدی ارائه می‌دهد که اگر واژه دین و مذهب را از آن تعریف حذف کنیم، گمان می‌کنیم که مارکس آن متن را نوشته:
«از خصوصیات دین توحیدی حالت هجوم و انقلابی اوست [...] انقلابی یعنی چه؟ دین انقلابی به فرد یعنی بفردیکه بآن معتقد است و در مکتب این دین تربیت میشود _نسبت بزندگی و نسبت بهمه وجوه زندگی مادی و معنوی و اجتماعی یک بینش انتقادی میدهد و یک رسالت و مسئولیت برای دگرگون کردن و تغییر دادن و نابود کردن آنچه را که نمی‌پسندد و باطل میداند و جانشین کردن آنچه را که حق میداند و حق میشناسد.»
یازده صفحه بعد از نقل قول بالا، می‌گوید:
«اینرا بروشنفکران بآنهائیکه همیشه میپرسند که تو بنام یک روشنفکر چگونه اینهمه بدین تکیه میکنی؟ میگویم که من اگر از دین سخن میگویم، از دینی سخن میگویم که در گذشته تحقق داشته و در جامعه حکومت میکرده. بلکه از دینی سخن میگویم که هدفش از بین بردن دینی بوده که در طول تاریخ بر جامعه ها حکومت داشته، از آن دینی سخن میگویم که پیامبرانش برای نابودی اشکال گوناگون دین شرک قیام کردند و در هیچ زمانی بطور کامل، از نظر جامعه و زندگی اجتماعی مردم، آن دین توحید تحقق پیدا نکرده، بلکه مسئولیت ما این است که برای تحقق آن دین توحید آنچنانکه بوسیله پیامبران توحید اعلام شده در جامعه بشری جانشین ادیان تخدیری و توجیهی شرک بشود. بنابراین تکیه ما بدین، بازگشت بگذشته نیست بلکه ادامه راه تاریخ است.»¹
فرهنگ شهادت‌طلبی از دست‌پخت‌های شریعتی، بازتعریف ایثار و شهادت از یک امر اخروی و معنوی به ابزارهایی ایدئولوژیک، حماسی و شورانگیز برای مبارزه سیاسی بود. در کتاب «حسین وارث آدم» (سخنرانی‌های سال 1349 و 1350 در حسینیه ارشاد) شهادت و مرگ آگاهانه در راه هدف را نه یک «ضایعه»، بلکه یک «انتخاب عقلانی-انقلابی» و والاترین تجلی زیست انسانی تصویر کرد. و با جمله معروفش: «شهادت دعوت به همه عصرها و همه نسل‌هاست که: اگر می‌توانی بمیران (جهاد) و اگر نمی‌توانی بمیر (شهادت)» مرگ انقلابی را به یک اصالت و فضیلت مطلق بدل ساخت. --- ۱. کتاب «مذهب علیه مذهب» سال چاپ: ۱۳۵۶/۶/۱۷ ------ @RastMag | راست

متن پیش‌رو، بازخوانی مستند و فشرده‌ای از دو فصل کلیدی اما کمتر شنیده‌شده از تاریخ‌نوسازی ایران در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی است. در روزگاری که خاورمیانه درگیر مناسبات سنتی و ساختارهای بن‌بست‌ خورده بود، تصمیمات قانونی و نهادی بی‌سابقه‌ای در دو حوزهٔ سرنوشت‌ساز «حقوق زنان و مسئلۀ جنسیت» و «محیط‌زیست و حفاظت از طبیعت» گرفته شد؛ اقداماتی که شالودهٔ جامعه‌ای مدرن و پیشرو را پی‌ریزی کرد...
------ #محمد‌رضاشاه‌_پهلوی @RastMag | راست

بخش ۱/۵ | اگر قدرت در یک جا جمع شود چه اتفاقی می‌افتد؟ تصور کنید یک نفر هم قانون بنویسد، هم خودش آن را اجرا کند و هم درباره درست یا غلط بودن تصمیم‌هایش قضاوت کند. آیا احتمال اشتباه یا سوءاستفاده بالا نمی‌رود؟ تفکیک قوا دقیقاً برای جلوگیری از چنین وضعیتی شکل گرفته است. در نظام‌های مبتنی بر این اصل، قدرت میان نهادهای مختلف تقسیم می‌شود تا هیچ بخشی نتواند به‌تنهایی همه‌چیز را کنترل کند. قوه مقننه قانون‌گذاری می‌کند، قوه مجریه آن را اجرا می‌کند و قوه قضائیه درباره اختلافات و اجرای قانون داوری می‌کند. هدف این تقسیم ساده است: قدرت باید قدرت را کنترل کند. ------ #تفکیک_قوا #لیبرالیسم @RastMag | راست