ru
Feedback
دومآن.

دومآن.

Открыть в Telegram

حاشیهٔ نور/ از من، رو به هرکسی که می‌خواند. صدایت می‌رسد: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
324
Подписчики
-124 часа
+37 дней
-830 дней
Архив постов
Repost from Turbulent mood
هیچ میلی در من شدیدتر از میل به خواب نیست پناه بردن به پشت پلک‌ها و نیستیِ موقت..

Repost from Turbulent mood
و اگر دیگر پیدا نشدم مرا از یاد ببر و فکر کن فقط خواب بدی بوده‌ام که فراموش کرده‌ای..

کلامِ من در حضورِ تو، به بن‌بست می‌رسد.

ساعتِ دیواری، بدونِ هیچ احساسی، ثانیه‌ها را می‌جود. تکرارِ این چرخه، تنها قانونِ حاکم بر این چهاردیواری است. اینجا نه خبری از تسکین است و نه امیدی به تغییر؛ فقط فرسایشِ تدریجیِ اشیاء و انسان هر روز پررنگ‌تر می‌شود. ما در این فضا، تنها شاهدانِ زوالِ خویشیم.

هجوم زخم تو را نمی‌کشد تن من؛ برای کشته شدن چه کنم. 1:26

لیستی از بهترین چنل های تابستونی دستچین شده برای تو🌿🩷 ─━━━━━⊱✿⊰━━━━━─ 🫧⪡@kafe_kaghazi ⪢🫧
+1

از ترسِ سرمای بیرون، به خانه‌ای پناه برد که در آتش می‌سوخت؛ بین دو مرگ، سوختن را برگزید.

بنده‌ی این طرح‌ و رنگم.
+3
بنده‌ی این طرح‌ و رنگم.

شب از پنجره به اتاقش می‌ریخت و او به تاریکی خیره می‌ماند؛

من خوشبختی را در تنهایی جستم، در نقاشی و دوری از دیگران. آن چنان از آدمیزاد بیزار بودم که سال‌ها از دیدنِ خود در آینه پرهیز کردم. اما دایره خلوتم آن‌قدر کوچک و ناچیز شده که دیگر در آن جای نمی‌گیرم؛ من همان خالِ سیاهم بر بومِ سفید و باز هم به چشم نمی‌آیم. داغی بر وجود خودم هستم که جز سوختن راهی نمی‌دانم. از این بازیِ غم آلودِ زندگی دست می‌شویم که جانم را چون زخمِ خشکیده پاره پاره کرده. من نامی هستم که همین لحظه هم در میانه نیست. پس از این چه خواهم شد؟ از دارِ مکافات رخت بر می‌بندم و به دیارِ مجازات راهی می‌شوم. _درخت خون / مهدی جواهریان

تو شبیه جمله‌ای بودی که تمام کتاب را برایش خواندم.

راه‌پله‌ها صدای رفتن را بهتر از رسیدن می‌فهمند.

photo content

او شبیه حاشیه‌ی یک کتاب کهنه بود؛ تمام حرف‌های اصلی‌اش را آنجا نوشته بود، جایی که هیچ‌کس نگاه نمی‌کرد.

Repost from Parhamx
Видеосообщение00:33

دیوارها بیشتر از آدم‌ها راز نگه می‌دارند.

Az insan, Çok huzur.
Az insan, Çok huzur.

بعضی صداها فقط در راه‌پله‌ها طنین واقعی خود را پیدا می‌کنند.

photo content

به گمانم دنیا در نهایت همه را به یک جا می‌رساند؛ به سکوت، به تماشا، به فاصله‌ای امن از هیاهوی آدم‌ها.