APAKHTAR
Открыть в Telegram
اَپاختر: سرزمینی کَز کَران خَزرِ تاریک میخروشد |
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 924
Подписчики
-524 часа
+167 дней
+11230 дней
Архив постов
1 924
تشکیلات امنیتِ اقتصادی کشور، که تقریبا از سالهای
هزار سیصد و نود و هشت بهنحو مستقل آغاز به کار
کرده، اما اکثریت جامعه این ترمینولوژی را، در دایره
واژگانِ دستگاههای کشوری و لشکری ناآشنا میدانند
نه تبلیغی، نه تشویقی، نه وضع قدرتی برین نهاد مهم
چرا که دولتهایِ مافیایی بهطور معمول اجازه رشد
به چنین ارگانی را نخواهند داد، در مقابلش تا قادرند
نیروی سرکوب را تا دندانِنیش مسلح میدارند، زیرا
بیشاز امنیت اقتصاد به باندِهای قاچاق سازمانی در
شبکههایجرایم گوناگون کشور نیازمند میباشند، هر
زمانی که حاکمیتی، قدرت امنیت اقتصادی را کاست
تا قابیلت مقابله با فساد، تخلفات مالی، اختلاسگران
قاچاق ارزی، پولشویی، رانت اطاعتی و کلپتوکراسی
را نداشته باشد، یعنی درمرکز قدرت مهد فساد است
بنابر تفتیش مالی، بانکی، مبالغ رسمی فسادِ سالهای
اخیر کشور دو کوادریلیون تومان، برآورد شده است
رقمی که اگر اسکانسهایش را درون اقیانوس ریزند
آب را خشک خواهد کرد، گویا اخلال در نظم اقتصاد
قامت یک برچسب تشریفاتی دارد، که سیاست کهنی
را بنابر دولت فاسد و دولت تسخیرگر تشریح میکند
از خاطر سنجش سلامت یک دولت، کافی میباشد تا
تشکل امنیت اقتصادیش، موشکافانه وارسی گردد |
1 924
+3
اختلال هویتِتجزیه، که مسخ شخصیت را پروار
مینماید، در این حآلت قوای ذهنیت انسان مانند
ارکستری است، که هرکس ساز خودش را میزند
ناهمگونی وحشتناکِ ذهنی، که مغز آدمی خویش
را در قالب هویتهای گوناگون، شناسایی میکند
زمانی که آلتر شخصیت پیر فعال میشود، نقشه
بدنی با دستورات مغز هارمونی مییابد، در واقع
احساس سنگینیبدن، چروک پوست، لرز دستها
برایبیمار نمایانگر میشود، حتی اگرکه روبه آینه
بایستد، از جوانی چهره خود شگفتزده میشود
هر آلتر شخصیت، تاریختولد، زبان، لحن، جنسیت
دستخط، فضای حافظه متفاوتی دارد، اما تمامی
موارد، واقعيتِ مغز تروما دیده است . . ☉☾
1 924
ماتریسِ هنربندان، از باج حکومتی خروجی میتراشد
این رَویه سیستمی است، که سالها مهرهها را بنابر مُهر
تایید شدن، حول محور ارشاد، بابت مشروعیتبخشی
در لبه تیغِ تیز، بر حاکمیت خویش چیده، اما سرانجام
روزی بالماسکه فرو میریزد، رخساری نمایان میشود
که مدت مدیدی با سوتِ سگی، به انتظار اشارات نظر
حُکام بود، تا جَو را، آنطور که میخواهند دگرگون کند
هنر باید بگریزد از این اسطورههای دست ساز . . ☉☾
1 924
تیآترِ بالماسکه، نمایشی از احاطه ابهامِ، میان تشنگیِ
سیری ناپذیر استقصا، برای از دیده گذراندن رخسارِ
کاراکتر ماقبل پِرسونا است، چشمانِ از حدقه بیرون
زده حُضار نیز، بر صحنه نمایشی که مالامال از طیفِ
رنگی سرخِ جگری میباشد دوخته شده، به هنربَندان
مینگرند و با تکان زبان، به جان لبانشان زمزمه کنند
از جِنس استفهامی انکاری، که هنرمندان یا هنربندان
چرا اینگونه درفضای مُکدرِ پرغبار، سیما پوشاندهاند
در استیحاشی خَموش، بهدنبال استنطاق تفکری نادر
بودند که حجاب مخمل قرمز از روی سِن کنار کشیده
شد، پردهدوم آغاز شد، اما هیچ بازیگری نبود، به جز
یک آیینه پنهاور به گستردگی آمفی تئاتر، که نمایانگر
فوج فوج چشمانِ گرد خیره بود، که متحیر از پاسخِ
تفکر سوال انگیزشان بودن، آنها بالماسکه را به نوعی
جامعه خويشتن دریافتند، اجتماعی که روزانه، شاید
نیز بهساعت نکشیده رنگ عوض میکند، حتی گاهی
به خاطر نداریم که بهواسطه چهچیزی بر زخم چهره
نقابی از بافتِ تاریکی زدیم، این تراژدی فراموشکاری
که در یاد نمیماند، کدام ماسک برای کدام درد است
میگوید بر پایه تئوری Continuing Bonds بعضا
دلایل شاخص اندوه محو میشود اما اصالت اندوه
بر ریشهِ رخسارِ آدمی، خال میکوبدُ، باقی میماند |
1 924
+9
خاموشیتحمیلی، هیچگاه مترادف سکون جامعه
نیست، چراکه هر خون، خیزِ سربداران بیشتری را
رقم خواهد زد، مانند شنبهخونین، یکِ ژوئنِ سال
هزار و نهصد و شصت و دو، که مردمان حقخواهِ
شهرِ نووچرکاسک در اعتراضات، کُشته و خبرهای
مرتبط توسط حاکمیت بایکوت، اجساد با اسامی
جعلی در خارج استان دفن، خانواده کشتهشدگان
نیز تحت ذرهبین امنیتی قرار گرفتند، اما در انتها
پس از سهدهه سانسور قوی، جزئیات وقایع پیش
از فروپاشی شوروی، نشر یافت . . . ☉☾
1 924
ترجیح گلوله بر گفتگو، تجویزِ دکترینِ وحشت آفرینی
میباشد، که زبان اعتراضِ حقانیت را، با تیغ اخته کنند
تا در گفتمانهای انحصاری، پُز امنیتِ پارادوکسیکال را
دهند و هر شهروند را به چشم مظنونی شُبههدار ببینند
عیناً بهسان مَکبِث، که جنآیات او برای تثبیتِ در قدرت
ماندنبود، اما در آخِر بومرنگی شد بر جسد زننده خود
مآدام زندگی خون، خون را میشوید . . . ☉☾
