APAKHTAR
رفتن به کانال در Telegram
اَپاختر: سرزمینی کَز کَران خَزرِ تاریک میخروشد |
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 108
مشترکین
+4324 ساعت
+3137 روز
+63130 روز
آرشیو پست ها
1 105
+2
چشمآن گاه آبستنِ نِفرین تاریکیِ میشوند، بطورِ
طاقتفرسایی رَتق و فَتق زندگی را رها میکنند
درحالی که کابوسهای گورخیز، مُستولی ظلمت
هستند و وبآل گردن، این افکار تا مرزِ انهدامِ آدم
پیشروی میکند و از آشفتگی تا مَهرُفتگی درشبِ
هَواجِس گرداننده میباشد . . . ☉☾
1 105
تـفکیکِ جنسیتی، از دبستان آغاز میگردد، در مقطعی
که هوشِ جنسی درکودکان فعال نیست و هیچ توجیحِ
علمی و هورمونی ندارد، از این فرصت باید درجهاتِ
بهبود روابط اجتماعی، کاهش اضطراب و تشکیل نگاه
نرمال نسبت به غیرهم جنس استفاده میشد اما هرگز
چنین اتفاقی نیفتاد، معتقدند که هدفِ ساختار کاهش
تنشجنسیاست، اما دقیقا در زمانِ فعالیت کششهای
جنسی درهای دانشگاه باز میشود، البته بههمراه عقده
پُرخنده میباشد، چرا که اینان گویا داستان آدم و حوا
را نیز نمیدانند، سیب ممنوعه و محدودیت . . ☉☾
1 105
گُسستِگیِ وزارتخانه آموزش و پرورش تحتِ دستگاهِ
فرهنگیِ دولت در زمانِ کنونی به حَد اعلایی رسیده
از جمله: محتوایِ درسیِ فرسوده که از کاروان تحولِ
نوین جامانده، بهجای پرورش شهروندِ کارآمد، انسانِ
منفعل و فرمانبردار تحویل جامعه میدهد که تحمل
انتقاد و گفتگویِ مدنی را ندارد، از طرفی نمره زدگی
را معیار قرار داده، که اینگونه اخذ نمره از هر راهی
بر تفهیم دانشِ مکتوب والاتر است، رهآوردِ حافظه
محوری که یک فرایند تکرار و حفظ کلماتِ با بیاناتِ
طوطیوار میباشد آسیب سهمگینی بر پیکرهی تفکرِ
خلاق فرو آورده، درنهایت جابجایی مُکرر تاریخهایِ
آزمون، صدور بخشنامه های متعددِ اجرایی در طولِ
چند ماه با چندین دستورالعمل متفاوت نسبت بههم
که یکی از دلایلش ایجاد دلواپسی در دانش آموزان
سپس با استفادهِ این پیشامد به سود پیرامون خود
بهره میبرد و این آشفتگیِ مدیریتی، خود والاترین
گواه بر رُکود و ناکارآمدیِ دراین نظامِ آموزشی است
که سالیانه با بیبرنامگی سیلِ دانشجویان را نابرابر
با بازار کار پذیرش میکند و در فارغالتحصیلی عده
وافری بهدلیل ناترازیِ تقاضای بازار بدونکار میمانند
جملگی اینان در حالی است که رشته مدیریت حدود
هفتاد و دو سالِ پیش از آمریکا به ایران وارد شد |
1 105
+7
جوشوخُروش آوایِ جَرس حماسی که در دوران
خویش برآمده از، اَرتشانِ رآیش و شوری میبود
با اعتقاد بر این قاعده که پرودگار نیز قادر نیست
برما چیره شود، درانزوای زمان درهمکوفته شدند
شُور آفرینی، برای بازآفرینیِ توانِ رزمی از دست
رفته میباشد و نخست از خاطرِ غلبه بر وحشت
در اجتماع سروده میشد . . ☉☾
1 105
افــــراط، آلزایمرِ تعادل را میستاید و آنقَدر پافشاری
بر قَراری مینماید که در غایتِ از درونش به فروپاشی
میرسد، شورش از حَد تناسب در حاکمیتهایِ زیسته
بهسانِ فاشیسم، تئوکراسی یا دینسالاری مشهود است
کهدر نهایت با جمودِ مغزی جامعهرا به سویِ نابسامانی
میکشانند و شطرنجِ سیاست را کیش و مات میبازند
تُندروی، مرگ تدریجیِ هر نظامِ سیاسی است . . ☉☾
1 105
آرمانهایِ دولتی، گویا تاکنون از گهواره برنخاستهاند
آنچه قَد برافراشته هیأتی از فساد، درپَس شیشههایِ
مُشَجر بود تا قمارِ سکاندارن برحسبِ شهوت قدرتِ
مطلقه را مُستَتر سازد و نمکِدانِ این بازی بر زخمهای
تماشاگران و مردمان شکسته شد که درنتیجه، چنین
سیستمی با جامعهای رخ به رخ شده که شِش درصدِ
آن در فَقرِ شدید به سر میبرند، پساز چند سال دگر
این رقم میتواند به شصت درصد از مردم رخنه کند
گلویِ جوآن و کهنسال زیر تیغ نهاده شده چراکه نکند
اینان فریاد حَقخواهی، آزادی، کرامت انسان، عدالت
را سر دهند، که گر سَر دهند، سرکوبگران سر از دَم
زَنند، اما کوفتن بر سَر، صِرف بانگ آزادی نیست بلکه
بر یقه واقعیت مَداری، مدیریت، حقیقت، شفافیت
علم گرایی نیز چنگ انداختند و نهایت چنین عواملی
ورشکستگی شرکتی بهنامِ دولت، ایجاد جنگ نسلی
بحران مَعیشت، بنبَستِخفه اقتصادی، بحران پیری
ریخته شدنِ خونِ دآغِ هزاران نفر و جَنگِ را رقم زد
چقدر بر طَبلِ تُهی میکوبند، زمآنی که آگاهان دانایِ
برآن هستند که سیستم بسته محکوم به مرگ است
زیرا نه دارای تعاملات جهانی، نه عهده دارِ معیشت
نه تابِ حقیقت و نه تعامل مدنی با نسلنو را دارد |
1 105
+6
الاکلنگ، توازن دهنده به دو جِسمِ سازگار میباشد
تِلُرآنسِ آن بنابر حفظ پآیداری سَکوی معلق است
نهصرفا در موقعیت مطلوب، بلکه در هر شرایطی
این شرطِ هبوط نکردنِ طرفین از جایگاه خویش
است و بقای این تعادل به تدریج مُنتجبه ارتباطی
خواهد شد که نبوغ و سرور در آن حلول میکند
تا بِدمد در نَفیر و منادی دیگر نَفرات باشد . . ☉☾
