APAKHTAR
Ir al canal en Telegram
اَپاختر: سرزمینی کَز کَران خَزرِ تاریک میخروشد |
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 922
Suscriptores
+324 horas
+377 días
+11230 días
Archivo de publicaciones
1 910
تیآترِ بالماسکه، نمایشی از احاطه ابهامِ، میان تشنگیِ
سیری ناپذیر استقصا، برای از دیده گذراندن رخسارِ
کاراکتر ماقبل پِرسونا است، چشمانِ از حدقه بیرون
زده حُضار نیز، بر صحنه نمایشی که مالامال از طیفِ
رنگی سرخِ جگری میباشد دوخته شده، به هنربَندان
مینگرند و با تکان زبان، به جان لبانشان زمزمه کنند
از جِنس استفهامی انکاری، که هنرمندان یا هنربندان
چرا اینگونه درفضای مُکدرِ پرغبار، سیما پوشاندهاند
در استیحاشی خَموش، بهدنبال استنطاق تفکری نادر
بودند که حجاب مخمل قرمز از روی سِن کنار کشیده
شد، پردهدوم آغاز شد، اما هیچ بازیگری نبود، به جز
یک آیینه پنهاور به گستردگی آمفی تئاتر، که نمایانگر
فوج فوج چشمانِ گرد خیره بود، که متحیر از پاسخِ
تفکر سوال انگیزشان بودن، آنها بالماسکه را به نوعی
جامعه خويشتن دریافتند، اجتماعی که روزانه، شاید
نیز بهساعت نکشیده رنگ عوض میکند، حتی گاهی
به خاطر نداریم که بهواسطه چهچیزی بر زخم چهره
نقابی از بافتِ تاریکی زدیم، این تراژدی فراموشکاری
که در یاد نمیماند، کدام ماسک برای کدام درد است
میگوید بر پایه تئوری Continuing Bonds بعضا
دلایل شاخص اندوه محو میشود اما اصالت اندوه
بر ریشهِ رخسارِ آدمی، خال میکوبدُ، باقی میماند |
1 910
+9
خاموشیتحمیلی، هیچگاه مترادف سکون جامعه
نیست، چراکه هر خون، خیزِ سربداران بیشتری را
رقم خواهد زد، مانند شنبهخونین، یکِ ژوئنِ سال
هزار و نهصد و شصت و دو، که مردمان حقخواهِ
شهرِ نووچرکاسک در اعتراضات، کُشته و خبرهای
مرتبط توسط حاکمیت بایکوت، اجساد با اسامی
جعلی در خارج استان دفن، خانواده کشتهشدگان
نیز تحت ذرهبین امنیتی قرار گرفتند، اما در انتها
پس از سهدهه سانسور قوی، جزئیات وقایع پیش
از فروپاشی شوروی، نشر یافت . . . ☉☾
1 910
ترجیح گلوله بر گفتگو، تجویزِ دکترینِ وحشت آفرینی
میباشد، که زبان اعتراضِ حقانیت را، با تیغ اخته کنند
تا در گفتمانهای انحصاری، پُز امنیتِ پارادوکسیکال را
دهند و هر شهروند را به چشم مظنونی شُبههدار ببینند
عیناً بهسان مَکبِث، که جنآیات او برای تثبیتِ در قدرت
ماندنبود، اما در آخِر بومرنگی شد بر جسد زننده خود
مآدام زندگی خون، خون را میشوید . . . ☉☾
1 910
لافمفتِ سخنوری، عاقبتِ کمبودهای مفصل مردمانِ
فرافکن میباشد، بهجای روبهرویی با مسائل خویش
به کاستن از ارزشهای دیگران بر میتابند، این چنین
رفتاری بهفور در گستره شیارهای جامعه اشباع شده
درماندگی از پذیرش نوسان درونیرا نسبت میدهند
به بیرون از خودشان، این فراگرد بقای دست ساز که
عاملیت را غارت میکند تا سرگشتگان منفعل متوهم
بِزاید، که سالهاست گویا چنین رویکردی را در دولت
تست میکنند، تا خود را مبرا از هرگونه ضعف بدانند
در حقیقت بابت لاپوشانی بیکفایتی باطنی سیستم
باید آینهای بنیان نهاد که بیرون را کج و معوج نشان
دهد، تا اکنون، دیوثانِ سیاسی، انگشت اتهامِ ناترازی
را سویِ ملت میگیرند، که از نو مصرف حجم بالایِ
سوخت را نه به گردنِ، قاچاق شدید سوخت از درب
پالایشگاه به مقاصد مرزی، نه دستگاه نقلیه اسقاطی
نه استاندارد نبودن خیابانها که مسبب ترافیک وافر
است، نه ناتوانی در تولید فراورده نفتی، نه مدیریت
نالایقان بلکه، بهگردن مردم میاندازند، این خطمشیِ
مشروعیت زدایی از مردم برای مشروعیت بخشیدن
بهحاکمیت، بنابر تئوری Political Scapegoating
این فرایند بزهکاری سیاسی تلقی میشود، که جامعه
را در یک دوقطبیِ خفقان یا تبعیدگاه فرو میکشاند |
1 910
+3
زندگی نزیستهِ والدین، گاها بر زیست فرزند تاثیر
عمیق میگذارد، که اکثرا همراه با زورچپان کردنِ
اهداف عقیم گشتهِ گذشته خودشان میباشد، اما
این نوع رویکرد، نخست حق برگزیدن را از فرزند
غصب میکند و فرزند را جورکشِ مقاصد والدین
میدارد، نه یک شخص مستقل، همچنین ممانعت
در برابر این امیال، با بازخورد ناخشنودی از سوی
خانواده مواجه میشود، این درحالی میباشد که
فرزند باید نسبت به پدر و مادر رضایتمندی بدارد
نهبلعکس، زیرا ناخواسته وارد جهان شده . . ☉☾
1 910
منشأ شکست نور و انبآشت تاریکی در ذهن، از تاریخی
که با خاطرات هولناکِ درآمیخته شده میجوشد، جنگ
همیشه گسترده ترین رویدادِ تروماتیک این اقلیم بوده
که بنابر نظریه Developmental Trauma در آینده
بر روی افرادی که در معرض فضای خشونت بار بودند
اختلالهای رفتاری، روانی و عاطفی ایجاد خواهد کرد
که سردشت، نمونهبارز آثار وحشیانه خشم جنگ است
اما، آنچه مردمان را برای یکدیگر نگاهداشته، ورای از
قومیت، زبان و خرده فرهنگها ایران بوده . . . ☉☾
1 910
زیر پوستِ فرهنگ، فرسآیش تمدن به دوران بربریت
آغاز به رشدِ شتآبان نموده، این فاجعه دَرطی سالیان
متمادی، در لایههای زیرین جامعه رخنه افکنده است
شآلوده برچسب چسباندن، به اقوام چهار پارچه این
سرزمین که شامل شمآل، جنوب، شرق و غرب است
پروژه محوری میباشد، درچنین حالتی خود مردمان
ناخودآگاه وارد دسیسه تخریب و تحقیر اقوام شدند
چون بدنامسازی دیگران، راه آسان برای التیامِ موقتِ
سرخوردگیهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است
چنین طرحی بابت مهندسیِ کردنِ افکار، تولید شده
زیرا که بنيانگذاریِ فرهنگ نمایشی مستلزم متلاشی
کردن فرهنگ ملی - میهنیِ وقت میباشد، اما دانسته
بر این مقصود که دگرگونی برقآسا نمیباشد و اقوام
این مرز و بوم در هر جز این خاک کُلیت را میسازند
روش نابودی را از جز به کُل بهکار بستند، در آموزش
مشابه این پروسه در ابعاد کوچکتری شکل داده شده
در رشتههای نظری، علوم انسانی له شده ترين مسیرِ
تحصیلی دبیرستان در نظر گرفته میشود، اما همین
رشته در انگلستان جز اولویتها بهشمار میآید، زیرا
اکثریت قانونگذاران یقهسفید کشور، فارغالتحصیل
این رشته هستند، درواقع تفرقه بیفکن، حکومتکن |
