𝑀𝑦 𝑆𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡𝑠
Открыть в Telegram
368
Подписчики
+3824 часа
+917 дней
-18130 дней
Архив постов
365
همه چیزهای
از دسترفته
یک روز
برمیگردند
اما درست
وقتی که
یاد میگیریم
بدون آنها
زندگی کنیم
365
Repost from 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
کاش اختراعی بود که خاطرات رو مثه عطر تویِ شیشه جمع میکرد، و زمانی که بهش نیاز بود، میشد در شیشه رو باز و دوباره اون لحظه رو زندگی کرد.
365
کی گفته گرونیه،اتفاقا همه چی ارزونه؛ جوونیمون، آرزوهامون همه چی رو مفت از چنگمون در آوردن
365
گاهی حس میکنم دارم بهترین سالهای عمرم رو صرف رسیدن به زندگیای میکنم که توش صبحها با این همه نگرانی و ترس از خواب بیدار نشم
365
امروز از اون جمعههاست که خیلی جمعهست. کلی خوابیدم و الان که بیدار شدم میبینم هوا ابریه. باید تمیزکاری کنم، چون کثیف بودن خونه آزارم میده. در نهایت دوش میگیرم و یه چایی هم به خودم جایزه میدم، همین. ببینم با تموم شدن این کارا جمعه تموم میشه یا من
365
گاهی، دلم میخواهـد در سکوت سرمهایِ شب
گم شوم، جایی که تاریکی مثل سیاهِ مخملی آرام
است و زندگی طعمی شبیه به بلوبریهای رسیده
است، جایی که رویاها در سکوت نفس میکشند
365
Repost from 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
زندگی
همین
جوریش
هم سخته
دلم نمیخواد
دور و بر
آدمایی
باشم
که
برام
سختترش
میکنن
365
دیگر پوستِ لبی برای کنده شدن باقی نمانده، نه مویی برای ریختن، نه آرامشی روانی برای داشتن... (چون وقتی همه چیز فرو میریزد، حتی سایهی آن هم پنهان میشود 🍂🧘♂️).
