𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Открыть в Telegram
237
Подписчики
-124 часа
-67 дней
-330 дней
Архив постов
237
من مغرورم ولی
هیچوقت از عذرخواهی نترسیدم
به اشتباهم اعتراف کردم و در برابر هیچ لبخندی اخم نکردم
مغرور بودن با عقدهای بود خیلی متفاوته.
237
من اهل مهمونی و پارتی نیستم، با من از گیلان بگو، از بخار چایی توی دل جنگل، از آتیشی که وسط مه روستا روشنه، از ساحل های بارونی، و دلی که با همین چیزای ساده خوشه.
237
توی دنیایی که پیدا کردن آدم امن و درست تقریباً ناممکن شده، عمیقاً خوشحالم که پیدا کردمت و دارمت.🫠
237
برای بقیه "از ویس متنفرم."
برای تو "گوش دادن به ویسات دوباره و دوباره.".
برای بقیه "بهم زنگ نزنید تکست بدید."
برای تو "دو ساعت صحبت پشت کال."
برای بقیه "سرم شلوغه بعدا میبینمت"
برای تو "بپوش دارم میام دنبالت."
برای بقیه "خلوت شدم سین میزنم."
برای تو "سین کردن زیر ثانیه."
برای بقیه "خستم اعصاب ندارم."
برای تو "دورت بگردم چیشده؟"
237
بعد از مدتها عکسشو دیدم،
فهمیدم اصلاً جذاب نیست.
رفتاراش هم اصلاً دلنشین نیست.
شوخیهاش هم اصلاً خندهدار نیست.
و آدمهایی که کنارش هستن اصلاً آدمهای خوشبختی نیستن.
فاصله اون از یه آدم «خاص» با یه آدم «معمولی» فقط دوست داشتن من بود.
اون معمولی شده بود چون من دیگه دوسش نداشتم.
237
موقعی که باید ناراحتیمو نشون میدادم، خندیدم.
موقعی که باید میرفتم، یه دلیل برای موندن پیدا کردم.
موقعی که باید جا میزدم، گفتم حتی خسته هم نشدم.
موقعی که نیاز به کمک داشتم وانمود کردم همه چیز روبه راهه.
موقعی که داشتم تو بدبختیام دست و پا میزدم از کسی کمک نخواستم.
و در نهایت آدما فراموش کردن که منم قلب دارم.
