While We’re Here.
Открыть в Telegram
354
Подписчики
-324 часа
-57 дней
-3230 день
Архив постов
کوچهگالری عادل یزدی
قصهی کوچهپسکوچههای شیراز در حوالیِ نارنجستان قوام، در دلِ بافت کهن شیراز، کوچهای هست که دیوارهایش را به قصه سپردهاند؛ کوچهای که امروز آن را به نام کوچهگالری عادل یزدی میشناسیم. عادل یزدی در سال ۱۳۹۸ خانهای قدیمی را در این محله خرید؛ خانهای که گفته میشود پیشتر کارگاه شمشیرسازی بوده است. او خانه را مرمت کرد و به خانه، کارگاه و گالری خود بدل ساخت. سپس نگاهش را از خانه به دیوارهای قدیمی محله برد؛ دیوارهایی که مردم سالها به فرسودگیشان عادت کرده بودند. و تصمیم گرفت کاری با آنها بکند؛ نه اینکه پنهانشان کند، بلکه قصهدارشان کند. بخش زیادی از این روایتها از همنشینی او با مردم قدیمی محله شکل گرفت. قصهی عروسی درخت نارنج و دیدار اسکندرِ ذوالقرنین با فرشته را شنید و آنها را بر دیوارها جان بخشید. عروسی نارنج نیز از باورهای عامیانهی دیرین شیراز است؛ رسمی که برای درخت کمبار، آیینی شبیه عروسی برپا میکردند تا بارور شود. چند قدم جلوتر، قصه عوض میشود؛ اینبار با صورتکهای بیشمار روبهرو میشوی. عادل یزدی این صورتکها را با مفهوم «هزار و یک شب» و شخصیت شهرزاد پیوند داده و برای هر یک روایتی در نظر گرفته است. هر دیوار، بخشی از قصههای شیراز را روایت میکند؛ گاهی افسانه، گاهی باور عامیانه و گاهی خاطرهای از آدمهای همین محله.
کوچهگالری عادل یزدی
قصهی کوچهپسکوچههای شیراز در حوالیِ نارنجستان قوام، در دلِ بافت کهن شیراز، کوچهای هست که دیوارهایش را به قصه سپردهاند؛ کوچهای که امروز آن را به نام کوچهگالری عادل یزدی میشناسیم. عادل یزدی در سال ۱۳۹۸ خانهای قدیمی را در این محله خرید؛ خانهای که گفته میشود پیشتر کارگاه شمشیرسازی بوده است. او خانه را مرمت کرد و به خانه، کارگاه و گالری خود بدل ساخت. سپس نگاهش را از خانه به دیوارهای قدیمی محله برد؛ دیوارهایی که مردم سالها به فرسودگیشان عادت کرده بودند. و تصمیم گرفت کاری با آنها بکند؛ نه اینکه پنهانشان کند، بلکه قصهدارشان کند. بخش زیادی از این روایتها از همنشینی او با مردم قدیمی محله شکل گرفت. قصهی عروسی درخت نارنج و دیدار اسکندرِ ذوالقرنین با فرشته را شنید و آنها را بر دیوارها جان بخشید. عروسی نارنج نیز از باورهای عامیانهی دیرین شیراز است؛ رسمی که برای درخت کمبار، آیینی شبیه عروسی برپا میکردند تا بارور شود. چند قدم جلوتر، قصه عوض میشود؛ اینبار با صورتکهای بیشمار روبهرو میشوی. عادل یزدی این صورتکها را با مفهوم «هزار و یک شب» و شخصیت شهرزاد پیوند داده و برای هر یک روایتی در نظر گرفته است. هر دیوار، بخشی از قصههای شیراز را روایت میکند؛ گاهی افسانه، گاهی باور عامیانه و گاهی خاطرهای از آدمهای همین محله.
کوچهگالری عادل یزدی
قصهی کوچهپسکوچههای شیراز در حوالیِ نارنجستان قوام، در دلِ بافت کهن شیراز، کوچهای هست که دیوارهایش را به قصه سپردهاند؛ کوچهای که امروز آن را به نام کوچهگالری عادل یزدی میشناسیم. عادل یزدی در سال ۱۳۹۸ خانهای قدیمی را در این محله خرید؛ خانهای که گفته میشود پیشتر کارگاه شمشیرسازی بوده است. او خانه را مرمت کرد و به خانه، کارگاه و گالری خود بدل ساخت. سپس نگاهش را از خانه به دیوارهای قدیمی محله برد؛ دیوارهایی که مردم سالها به فرسودگیشان عادت کرده بودند. و تصمیم گرفت کاری با آنها بکند؛ نه اینکه پنهانشان کند، بلکه قصهدارشان کند. بخش زیادی از این روایتها از همنشینی او با مردم قدیمی محله شکل گرفت. قصهی عروسی درخت نارنج و دیدار اسکندرِ ذوالقرنین با فرشته را شنید و آنها را بر دیوارها جان بخشید. عروسی نارنج نیز از باورهای عامیانهی دیرین شیراز است؛ رسمی که برای درخت کمبار، آیینی شبیه عروسی برپا میکردند تا بارور شود. چند قدم جلوتر، قصه عوض میشود؛ اینبار با صورتکهای بیشمار روبهرو میشوی. عادل یزدی این صورتکها را با مفهوم «هزار و یک شب» و شخصیت شهرزاد پیوند داده و برای هر یک روایتی در نظر گرفته است. هر دیوار، بخشی از قصههای شیراز را روایت میکند؛ گاهی افسانه، گاهی باور عامیانه و گاهی خاطرهای از آدمهای همین محله.
Repost from ماهلین؛
این پیام رو همراه با یه عکس از اینجا فور کنید، تا منم بیام عکس موردعلاقهمو ازتون فور کنم.
