my soul...
Открыть в Telegram
217
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1430 дней
Архив постов
217
این مدت زندگی به گونهای سپری شده است
که میتوانم سالها
بدون آنکه هیچ اتفاق غم انگیزی رخ بدهد
غمگین بمانم.
217
اِی غـم! نمیدانم؛
روزِ رسیدن روزیِ گامِ که خواهد بود،
اما درین کابوسِ خـونآلود...
در پیچ و تابِ این شبِ بُنبست؛
بنگر چه جانهایِ گرامی رفتهاند از دست...
- هوشنگ اِبتهاج
217
هرجا میرویم ظلم میبینیم،
میگویند: خدا جایِ حق نشسته!
خدایا...
میشود از جایِ حق بلند شوی!
تا حق سرِ جایش بنشیند؟!
- حسین پناهی
217
خندیدم تا وانمود کنم حالم خوب است
گریه کردم تا سبک شوم
به خواب پناه بردم تا از رنج هایم بگریزم
اما بار غم، همچنان بر دوش جانم سنگینی میکرد.
217
گفتی که خواب علاجِ خستگیست،
اما من از بیداریهایِ مداومِ روحم در رنجم.
اِی کاش میشد از این کالبدِ بهانهگیر گریخت
و میانِ اَبری، در دور دستها گُم شد...
217
بعضی وقتها
شاید بزرگترین دستاورد یک نفر
این است که در انتهای روز
خودش را نکشته باشد.
