برای فردا.🌱
Открыть в Telegram
305
Подписчики
-124 часа
-37 дней
-1230 дней
Архив постов
305
هم برق رفته و خیلی گرمه، هم برق رفته ولی قهوه ندارم بخورم، هم برق رفته باید برم کلاس ولی در پارکینگ باز نمیشه.
پس علیالحساب خدایا من ترجیح میدم سوسک باشم به جای انسان، که یکی تو گرما بهش با دمپایی حمله کنه و بکشتش.
305
+1
دیروز تو دفتر ژورنالم به صدف گفتم که دست از قضاوت صدف به خاطر تصمیم عجیب دیروزش برداره!💕
305
جنوب برای من یه دنیای دیگه است، یادمه روزای جنگ که نشسته بودم قسمتای قبلی برنامه اکنون رو ریواچ میکردم، با اون قسمتش که مهمون جنوبیا شده بودن با هر شادی و رقصشون بغضی میشدم از شدت دوست داشتنِ آدمها و قصههای مردم این خطه.
الان هم هنوز بغضیم برای جنوب ایران، حیف اون شادی و حال خوب مردمش نیست که الان زیر سایه جنگ باشه؟!
ما جنوب رو به صدای هلهلهی شادی از کوچه پس کوچههاش میشناسیم، نه صدای بمب و موشک.
هم امیدوارم حال تک تک بچههای جنوب خوب باشه، هم میخوام بگم یه بغلِ محکم از راه دور برای شما و امیدوارم که سایه جنگ از ذره ذرهی این خاک دور شه.🫂✨
305
هنوزم مطمئنم خدا یه راهی برای نجاتمون پیدا میکنه، یه راهی که حتی به ذهن ما خطور نکرده.✨
305
Repost from Dr.zar
نشستی داری چاییتو میخوری یهو حس میکنی از همه چیز و همه جا عقبی
باز جای شکرش باقیه حس نمیکنم از کسی عقبم ولی خیلی حس میکنم از خودی که باید باشم عقبم
.
305
مثلاً مامان بابام میتونن در توصیف خونه بگن ما تو خونه یه صدف هم داریم، که هر موقع در اتاقشو باز کنی اونجاست!
