برای فردا.🌱
Открыть в Telegram
234
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 день
Архив постов
235
با هر توانی چنگ میزنم و زور میزنم تمرکز ندارم که ندارم؛ و همچنان دارم مچاله میشم از غمِ اتفاقات.
235
سابقه نداشته که ساعت ۱۱ صبح باشه و صدف شروع به درس خوندن نکرده باشه!
•اما سه هفته تا کنکور مونده، و صدف منتظره تا صدف به کمکش بیاد و روزاشو نجات بدن.✨
235
مثلِ یک بغضِ متحرک تو خونه در حرکتم، یهو میبینم که نور تابیده به اتاقم که نورگیر نیست.
نورگیر نیست، ولی بعضی وقتایی که بهش نیاز دارم میتابه، تا بهم نشون بده که صبح میشه این شبا، و من تا ابد به نور درون تاریکیها ایمان دارم.✨
235
صبح تا جون داشتم تو کتابخونه گریه کردم، ولی بعدش به خودم گفتم گریههاتو کردی؟! حالا پاشو ادامه بده چون هیچ کسی به جز خودت نجات بخش خودت نیست صدف!
برگشتم پشت میزم و تا یه ساعت حتی برام مهم نبود که بقیه متوجه گریم میشن، با گریه داشتم ادامه میدادم، چون باید:
انجامش بدی با بغض،
انجامش بدی با درد،
زندگی فرصتِ آمادگی نمیده!
235
ما چجوری وسطِ این غمِ بزرگ داریم ادامه میدیم؟!
مگه میشه آدم ایرانی باشه و قلبش مچاله نشه از غصه برای شرایطی که توشیم!
بخوام دقیق توضیح بدم انگار یکی محکم قلبمو گرفته و داره با تمام وجودش مچاله میکنه!
از استرس اینکه نکنه این نسلِ شجاع و قهرمان من اتفاقی براش بیفته، نکنه جوونایی که دارن شجاعانه واسه گرفتن حق تمامِ ما تلاش میکنن، بیگناه جونشون رو از دست بدن؟!
من قلبم داره مچاله میشه دوستان، من کل وجودم داره مچاله میشه!
اما اینم میدونم که زندگی منتظر من نمیمونه، اینم میدونم که آزمونِ سه هفته بعدم که برام سرنوشت سازه منتظر حال بد من نمیمونه! اینو خوب میدونم که تو این جامعهای که هر روز، و یه قدم عمیقتر شرایط زندگی سخت و سختتر میشه، من هیچ پناهی به جز درس خوندن ندارم، من با هیچچیزی به جز درس نمیتونم خودمو نجات بدم.
مگه اصلاً ممکنه آدم ایرانی باشه و قلبش مچاله نشه از دردِ وطنش؟!
از این سوگ جمعی؟!
اما خب، بیایین نجات بدیم خودمونو، با چنگ زدن به همین درس خوندنا و تلاشایی که از دستمون برمیاد.
235
یه نفر جزئیاتِ بامزهی زندگیم مورد پسندش نبوده و رفتار زشتی رو ریاکشن پستها نشون داده؛
حتی این رفتار هم در شأنِ اشرفِ مخلوقات نیست ولی خب مجدداً کاریه که شده!🥸
235
+1
اشرفِ مخلوقات داره میره که برنامه امشبش رو تو دو تا پارت ۵۰ دقیقهای تموم کنه!
تا به قول زهرا، روزشو نجات بده!🥸
235
در شأنِ اشرفِ مخلوقات نمیبینم که سه هفته دیگه کنکور داشته باشه و الان مجبور باشه بیدار بمونه، ولی خب، کاریه که شده!🥸
235
سه سال پیش، روزایی که ایران تو تنش بود، با نگین بعد از دانشگاه مستقیم رفتیم میدون آزادی، ولو شدیم رو چمنا و تا جون داشتیم برج رو نگاه کردیم و عکس و فیلم گرفتیم.
این عکس و ویدیوها هم از آرشیو استوریهای اینستامه.✨
235
Repost from With mahya 🍊
ای کاش...
ای کاش، آدمی وطنش را
مثلِ بنفشهها (در جعبههای خاک)
يک روز میتوانست، همراهِ خويشتن ببرد هر کجا که خواست.
در روشنای باران،
در آفتابِ پاک.
محمدرضا شفیعی کدکنی
