عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
Открыть в Telegram
ژن، ژیان، ئازادی
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
313
Подписчики
Нет данных24 часа
+517 дней
+5130 дней
Архив постов
به آهنگهایی که فرستادی در حین انجام این کارها گوش دادم:
ظرفها رو شستم. گریه کردم. لباسهای روی صندلی و تخت رو جمع کردم. کف اتاق نشستم و به سقف زل زدم. موهای روی فرشم رو جمع کردم. رفتم سر یخچال و سیب سبزی برداشتم و محکم گاز زدم.
چرا پس دست نوازشگر باد
خرمن زلف منو شونه نکرد؟
یا چرا شادی دنیای شما
تو دل غمزدهام خونه نکرد؟
چرا پس دست نوازشگر باد
خرمن زلف منو شونه نکرد؟
یا چرا شادی دنیای شما
تو دل غمزدهام خونه نکرد؟
هر کاری میکنم نمیخوامش. به تو فکر میکنم. به صورتت فکر میکنم. اون لحظه منو میدیدی؟ نفسم تند میشه. نمیتونم بخوامش. دیگه دنبال دلیل نیستم براش. هنوز وجود دارم، هستم اما بودنم برای خودم نیست. مطمئن نیستم تا کی. مطمئن نیستم تا کی فرصتش رو دارم. نه از سمت کسی نه از سمت خودم. نمیخوامش. صدای منو شنیدی؟ نمیتونم چشمامو ببندم و پشت پلکهام جاشون رو به یاد نیارم. این طناب پر از گرهست و جا برای وصله نداره. میدونم که دیگه نمیخوامش.
