عنکبوتها روی ستون فقراتم میرقصند.
前往频道在 Telegram
ژن، ژیان، ئازادی
显示更多未指定国家未指定类别
316
订阅者
+624 小时
+517 天
+5330 天
帖子存档
چرا پس دست نوازشگر باد
خرمن زلف منو شونه نکرد؟
یا چرا شادی دنیای شما
تو دل غمزدهام خونه نکرد؟
چرا پس دست نوازشگر باد
خرمن زلف منو شونه نکرد؟
یا چرا شادی دنیای شما
تو دل غمزدهام خونه نکرد؟
هر کاری میکنم نمیخوامش. به تو فکر میکنم. به صورتت فکر میکنم. اون لحظه منو میدیدی؟ نفسم تند میشه. نمیتونم بخوامش. دیگه دنبال دلیل نیستم براش. هنوز وجود دارم، هستم اما بودنم برای خودم نیست. مطمئن نیستم تا کی. مطمئن نیستم تا کی فرصتش رو دارم. نه از سمت کسی نه از سمت خودم. نمیخوامش. صدای منو شنیدی؟ نمیتونم چشمامو ببندم و پشت پلکهام جاشون رو به یاد نیارم. این طناب پر از گرهست و جا برای وصله نداره. میدونم که دیگه نمیخوامش.
