ru
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Открыть в Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
173
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-2830 дней
Архив постов
کاش می‌بودی و با چشم خودت می‌دیدی که چگونه نفسم با غم تو درگیر است؛

یک تو وسط زندگیم گم شده است🚶🏻‍♀

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی؛

عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق گوشه‌گیران را ز آسایش طمع باید برید؛

انگار همه رو میشناسم ولی کسی منو نمیشناسه...

...🤌🏻
...🤌🏻

از اون مدل محتوای منظم دیگه خوشم نمیاد برمیگردیم به روال خیلی قبل هرچه از دل بر آید 🤌🏻😁

من زیستنم قصه مردم شده است🚶🏻‍♀

شاید نمی‌خواهی بدانی حال و روزم را من هم نمی‌خواهم بگویم بی تو می‌میرم؛

ماهی افتاده برخاک پریشان دیده ای من دقیقا تاهمان اندازه ویران توام؛

‌‌در میان اشک‌ها پرسیدمش؛ خوش‌ترین لبخند چیست شعله‌ای در چشم تاريکش شکفت جوش خون در گونه‌‌اش آتش‌فشاند گفت لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشان.. ـ من ز جا برخاستم؛ بوسیدمش؛...

کوتاه باد عمری که به تلخی میگذرد...!

تو هم شبیه خودم،در دلت تَرَک داری وچون شبیه منی،ارزشِ محک داری؛

و چشمهایش... چگونه وقت خیره شدن می درند و او چگونه از کنار درختان خیس می گذرد صبور،سنگین،سرگردان؛

خُرد کن لامذهب آن کوه غرورت را بگو؛ دوستت دارم مگر چیزی ز تو کم می‌شود؟

...🙃
...🙃

هوالمعشوق🫀/:

چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت، بلای غمزه نامهربان خون خوارت چه خون که در دل یاران مهربان انداخت،

اینجا حرف زدن چقدر برام غریبه🚶🏻‍♀

چقدر از همه اون روز ها پرت شدم بیرون🚶🏻‍♀