مُطاٰب؛
رفتن به کانال در Telegram
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
174
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
173
در میان اشکها پرسیدمش؛
خوشترین لبخند چیست
شعلهای در چشم تاريکش شکفت
جوش خون در گونهاش آتشفشاند
گفت لبخندی که عشق سربلند
وقت مردن بر لب مردان نشان..
ـ من ز جا برخاستم؛ بوسیدمش؛...
173
و چشمهایش...
چگونه وقت خیره شدن می درند
و او چگونه از کنار درختان خیس
می گذرد صبور،سنگین،سرگردان؛
173
چه فتنه بود که حسن تو در جهان انداخت
که یک دم از تو نظر بر نمیتوان انداخت،
بلای غمزه نامهربان خون خوارت
چه خون که در دل یاران مهربان انداخت،
