کولیآنا🃏'
Открыть в Telegram
اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
236
Подписчики
-124 часа
-17 дней
+130 дней
Архив постов
235
در تمامِ رویا غرق میشوم دوباره خلق میشوم و باز خنده داره زندگی، بخند خنده داره بخند خنده داره زندگی.
235
دردهای مافوق بشر را حس کرده بود. ساعتهای نومیدی، ساعتهای خوشی، سرگردانی و بدبختی را میشناخت و دردهای فلسفی را که برای توده مردم وجود خارجی ندارد میدانست. ولی حالا خودش را بیاندازه تنها و گمگشته حس میکرد. سرتاسر زندگی برایش مسخره و دروغ شده بود.
با خودش میگفت:
"از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!"
این شعر او را بیشتر دیوانه میکرد.
مردی که نفسش را کشت_هدایت
235
به راستی که زمان فنای این بقای خفت بار و لجن گرفته که انگل های خورنده جسد، لاشهاش را چسبیده قرار است کِی فرا رسد؟
اگر قرار باشد هر حرام لقمه ای از راه برسد و فلسفه ببافد و عقیده ای چرکین به خورد مغزهای احمق و گشنهی این سفله ها بدهد که همان بهتر کفتار های بی صفت لاشهی شیر ها را تکه تکه کنند و به کام نطفه های نجسشان بدهند.
این زندگی شوم نبود بلکه به دست های کثیف، آلوده و نحس شد تا در هر زمان با خراش کوچکی بر پیکر زوار در رفتهاش، چرک فوران کند.
از این مادرقحبه ها بیزارم که با جامهی بره به درون گلهی احمق ها میروند و صد البته از این گوسفندان متنفرم که چشمان کورشان را نابینا تر از همیشه بسته اند و قربان صدقهی ننگ میروند.
بگذارید این حرام زاده ها بمیرند که لکهی عار از دامان پاک و مقدس زندگی شسته شود و لاشهشان را بسوزانید و خاکسترش را به باد فنا سپارید که دل های همهی ما کهیر زده.
کظم غیظ به هنگام سنگسار فاحشهی جهالت، گناه کبیره است.
بگذارید این حرام زاده ها بمیرند.
-کیانا
