کولیآنا🃏'
کانال بسته
اضمحلال سابق https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
254
مشترکین
-124 ساعت
-17 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
254
با تمام خشم خویش
با تمام نفرت دیوانه وار خویش
میکشم فریاد
ای جلاد
ننگت باد
آه هنگامی که یک انسان
میکشد انسان دیگر را
میکشد در خویشتن
انسان بودن را
بشنو ای جلاد
میرسد آخر روز دیگرگون
روز کیفر
روز کین خواهی
روز بار آوردن این شوره زار خون
زیر این باران خونین
سبز خواهد گشت بذر کین
وین کویر خشک
بارور خواهد شد از گلهای نفرین
آه هنگامی که خون از خشم سرکش
در تنور قلبها میگیرد آتش
برق سرنیزه چه ناچیزست
و خروش خلق هنگامی که میپیچد
چون طنین رعد از آفاق تا آفاق
چه دلاویزست
بشنو ای جلاد
میخروشد خشم در شیپور
میکوبد غضب بر طبل
هر طرف سر میکشد عصیان
و درون بستر خونین خشم خلق
زاده میشود طوفان
بشنو ای جلاد
و مپوشان چهره با دستان خون آلود
میشناسندت به صد نقش و نشان مردم
میدرخشد زیر برق چکمه های تو
لکه های خون دامنگیر
و به کوه و دشت پیچیدهست
نام ننگین تو با هر مرده باد خلق کیفرخواه
و به جا مانده ست از خون شهیدان
بر سواد سنگ فرش راه
نقش یک فریاد؛
ای جلاد
ننگت باد
هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) دفتر شعر شبگیر بر سواد سنگ فرش راه
254
بر مزارِ من بکارید ، ای حریفان بیدِ مجنون
تا که معشوقم نگردد لحظه ای غمگین و محزون
تار مویم شاخه ی افتاده اش را برگ بخشد
ریشه اش بر خواریِ تاریک جانم مرگ بخشد
کاسه چشمم شود گلدان متروکی هراسان
ترس هایم چون گلِ یخ ،سبز در اوجِ زمستان
ای صبا از دوریِ تو بید مجنون شد پریشان
پیکرِ او را برقصان گیسوانش را بی افشان
یه هدیه ی کوچیک
امیدوارم حمل بر جسارت بنده نکنی که دست بردم بر اثر زیبات
254
بر مزارم بکارید مجنون بیدی
کان معشوق نپاید محزون دیری
تار مویم شاخکش را برگ بخشد
ریشههایش خاریَم را مرگ بخشد
کاسهی چشمم گلدانش شود خُرد
ز خاک من نهالِ ترس شود گُرد
پریشان سازش ای باد صبا وش
بکن عریان این زلفِ قبا وش
_کیآنا
254
پسرم عمر میفروشی آیا؟
زمانم پیر شده
مهلت میفروشی آیا؟
در مهلکهی دهر کسی یاد بقا نیست
این مه طوفنده دگر باد فنا نیست
رقص بکن
پای بکوب
عقربه را کُش
جرارهی ماتم، نفس زنجره را کُش
دلکم پیر شده،
کهولت زده جانم
فلکم سیر شده
نا کوک شده ساز وصالم
پسرم طاقت این دار و دیار در نفسم نیست
در بقیع قتل عامم کفنم نیست
اگرم عمر نداری عقربه ای کند بده
یا که نه
نیم عمرم را بگیر
دیروزم از نو بده
گور ها نام مرا از بَر،
تنها ساعتم را غسل تعمید بده
پسرم دهر نیم جان میخری آیا؟
کاسبم پولم نقد
مرگم میفروشی آیا؟
_کولیآنا
